ر یکی بفرستد از هیچ احرامی نمی تواند خارج شود. و اگر محصر نتواند دم بفرستد بلکه محصور بماند تا وقتی که مانع زائل شود و سپس خود او برود، این کار هم درست است. آنجا رفته زمان حج را دریابد چه بهتر و الا افعال عمره را ادا کرده حلال شود. و کسی که محصر می شود، فقط با ذبح حلال می شود، چه حلق بکند یا نکند. اگر پیش از ذبح حلال شد، یا مطلع شد که ذبح در حرم واقع نشده بلکه در سرزمین حل واقع شده است، پس بر وی کفاره جنایت واجب است، اگر جنایت تکرار شود، باید کفاره هم مکرر بدهدسوره كهف 
 
سوره كهف آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُ عِوَجَا ‏
 
‏ترجمه : ‏
در نخستين‌ آيه‌، خداوند(ج) بندگانش‌ را تعليم‌ مي‌دهد تا او را در برابر نعمت‌هايي‌ كه‌ برايشان‌ ارزاني‌ داشته‌ است‌ و از آن‌ جمله‌ بر نعمت‌ بزرگ ‌فرود آوردن‌ قرآن‌، سپاس‌ و ستايش‌ گويند:
«همه‌ ستايش‌ها خدايي‌ راست‌ كه‌ كتاب‌ را» يعني‌: قرآن‌ را «بر بنده‌ خود فروفرستاد» تا او را به‌ وسيله‌ آن‌ بر اسرار توحيد، احو ال‌ فرشتگان‌ و انبيا(ع) و بر احكام‌ شرعي‌اي‌ كه‌ او و امتش‌ را بدانها مكلف‌ و متعبد ساخته‌ است‌، آگاه‌ گرداند «و در آن‌ هيچ‌گونه‌ كجي‌اي‌ ننهاد» بنابراين‌، در قرآن‌ هيچ‌گونه‌ تناقض‌ و اختلافي‌ در لفظ يا معني‌ وجود ندارد و در عين‌ حال‌، هيچ‌ چيز در آن‌ خالي‌ از حكمت‌ نيست‌.
 سوره كهف آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ قَيِّماً لِّيُنذِرَ بَأْساً شَدِيداً مِن لَّدُنْهُ وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً حَسَناً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كتابي‌ قيم‌» يعني‌: قرآن‌ كتابي‌ است‌ راست‌ و درست‌ كه‌ در آن‌ هيچ‌ كجي‌ و انحراف‌ و ميلي‌ به‌سوي‌ افراط و تفريط نيست‌. البته‌ فايده‌ جمع‌ كردن‌ ميان‌ نفي ‌كجي‌ و اثبات‌ استقامت‌، تأكيد است‌ زيرا چه‌ بسيار چيزهاي‌ راست‌ و مستقيمي ‌هستند كه‌ چون‌ نيك‌ تأمل‌ شود، اندك‌ كجي‌اي‌ در آنها مشاهده‌ مي‌شود پس‌ اين‌تعبير، بر نفي‌ وجود كمترين‌ كجي‌اي‌ در قرآن‌ كريم‌ تأكيد مي‌گذارد. به‌قولي‌: قرآن ‌بر كتب‌ آسماني‌ ما قبل‌ خود قيم‌؛ يعني‌ نگهبان‌، شاهد و مصدق‌ است‌.
بعد از آن‌كه‌ خداوند(ج) كتاب‌ خود را به‌ استقامت‌ وصف‌ كرد، حكمت ‌فرودآوردنش‌ را چنين‌ بيان‌ مي‌كند: «تا بيم‌ دهد» كافران‌ را «به‌ عذابي‌سخت‌» بأس‌: عذاب‌ است‌ «از جانب‌ خود» يعني‌: اين‌ عذاب‌ سخت‌ از نزد حق‌ تعالي‌ فرود مي‌آيد «و تا مؤمناني‌ را كه‌ كارهاي‌ شايسته‌ مي‌كنند مژده‌ دهد به‌ اين‌كه ‌براي‌ آنان‌ پاداشي‌ نيكوست‌» آن‌ پاداش‌ بهشت‌ است‌ كه‌ هر چه‌ در آن‌ است‌، نيكوست‌.
سوره كهف آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ مَاكِثِينَ فِيهِ أَبَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌ مؤمنان‌ شايسته‌كار؛ «ماندگارند در آن‌» يعني‌: در آن‌ پاداش‌ نيكو «جاودانه‌» يعني‌: به‌ ماندني‌ هميشگي‌ كه‌ هرگز آن‌ را گسست‌ و پاياني‌ نيست‌.
 
سوره كهف آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَيُنذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و تا بيم‌ دهد كساني‌ را كه‌ گفتند: خداوند فرزندي‌ گرفته‌ است‌» آنان‌ يهود ونصاري‌ و بعضي‌ از كفار قريش‌ بودند كه‌ گفتند: فرشتگان‌ دختران‌ خدايند. شكي ‌نيست‌ كه‌ نسبت ‌دادن‌ فرزند به‌سوي‌ خداي‌ سبحان‌، از زشت‌ترين‌ انواع‌ كفر است‌.
 
﴿ سوره‌ کهف ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (110) آيه‌ است‌.
وجه‌ تسميه‌: سبب‌ نامگذاري‌ آن‌ به ‌«كهف‌» بيان‌ داستان‌ شگفت‌انگيز اصحاب‌ كهف‌ (ياران‌ غار) در آن‌ است‌.
در فضيلت‌ اين‌ سوره‌ احاديثي‌ روايت‌ شده‌ است‌؛ از آن‌ جمله‌ اين‌ حديث‌ شريف ‌است‌: «هر كس‌ ده‌ آيه‌ اول‌ از سوره‌ كهف‌ را حفظ كند ـ در روايت‌ ديگري‌ آمده‌ است‌ ـ هر كس‌ ده‌ آيه‌ اخير از سوره‌ كهف‌ را بخواند ـ در روايت‌ ديگري‌ آمده‌است‌ ـ هر كس‌ ده‌ آيه‌ از سوره‌ كهف‌ را بخواند، از فتنه‌ دجال‌ ايمن‌ مي‌ماند». سنت‌ اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ سوره‌ «كهف‌» را در روز و شب‌ جمعه‌ تلاوت‌ كند زيرا در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ انس‌(رض) از رسول‌ خداص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «هركس‌ سوره‌ كهف‌ را در روز جمعه‌ بخواند، اين‌ سوره‌ فاصله‌ هر دو جمعه‌ را براي‌ او از نور روشن‌ مي‌كند». در روايتي‌ ديگر آمده‌ است‌: «هر كس‌ كهف‌ را در شب ‌جمعه‌ بخواند، اين‌ سوره‌ بين‌ او تا خانه‌ كعبه‌ را از نور روشن‌ مي‌كند».
استاد سيدابوالحسن‌ ندوي: در كتابش‌«تأملات‌ في‌ سورة الكهف‌» مي‌گويد: «تمام‌ اين‌ سوره‌ كريمه‌ را پيرو و پيرامون‌ يك‌ موضوع‌ يافتم‌ كه‌ مي‌توانم‌ عنوان‌ آن‌را بگذارم‌: (از ايمان‌ تا ماديت‌)، من‌ از اين‌ فتح‌ بر خود باليدم‌ و با آن‌ بعد ديگري‌ از اعجاز قرآن‌ كريم‌ و نبوت‌ محمدص برايم‌ روشن‌ شد زيرا تا آن‌ وقت ‌نمي‌دانستم‌؛ كتابي‌ كه‌ در قرن‌ ششم‌ مسيحي‌ نازل‌ شده‌ است‌، مي‌تواند تصويري ‌روشن‌ و راستين‌ از مدنيت‌ مادي‌ قرن‌ حاضر را ارائه‌ كند».
محمدبن‌اسحق‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ سوره‌ كريمه‌ از ابن‌عباس‌ك روايت ‌مي‌كند كه‌ فرمود: قريش‌ نضربن‌حارث‌ و عقبه‌بن‌ابي‌ معيط را نزد دانشمندان‌ يهود در مدينه‌ فرستاده‌ و به‌ آنان‌ گفتند: از يهوديان‌ درباره‌ محمد سؤال‌ كرده‌ و اوصاف ‌و سخنان‌ وي‌ را برايشان‌ نقل‌ كنيد زيرا آنان‌ اهل‌ كتاب‌ پيشين‌ هستند و در باره انبيا‡ چنان‌ آگاهي‌اي‌ دارند كه‌ ما از آن‌ بي‌بهره‌ايم‌. آن‌ دو به‌ مدينه‌ آمدند وموضوع‌ را با دانشمندان‌ يهود در ميان‌ گذاشتند، يهوديان‌ به‌ آنان‌ گفتند: از محمد درباره‌ سه‌ چيز ذيل‌ سؤال‌ كنيد پس‌ اگر شما را از آنها خبر داد، او پيامبر مرسل ‌است‌ و در غير آن‌ او مردي‌ مفتري‌ و دروغگوست‌ و خود دانيد كه‌ با او چه ‌مي‌كنيد:
1 ـ از او راجع‌ به‌ داستان‌ جواناني‌ سؤال‌ كنيد كه‌ در عصرهاي‌ اوليه‌ گذشته‌اند، بپرسيد كه‌ داستانشان‌ چگونه‌ بوده‌ است‌؟ زيرا آنها داستان‌ شگفتي‌ دارند.
2 ـ از او راجع‌ به‌ مرد گردشگري‌ كه‌ مشرق‌ها و مغربهاي‌ زمين‌ را درنورديد بپرسيد كه‌ اخبار وي‌ چگونه‌ بوده‌ است‌؟
3 ـ از او درباره‌ روح‌ بپرسيد كه‌ روح‌ چيست‌؟ پس‌ اگر به‌ شما از اين‌ سه‌ موضوع ‌خبر داد، او به‌ حق‌ فرستاده‌ خدا(ج) است‌.
نضر و عقبه‌ به‌ مكه‌ برگشتند و به‌ قريش‌ گفتند: اي‌ گروه‌ قريش‌! در حقيقت ‌برايتان‌ چيزي‌ آورده‌ايم‌ كه‌ ميان‌ شما و محمد فيصله‌كن‌ است‌. آن‌گاه‌ سخنان‌ يهود را با آنان‌ در ميان‌ گذاشتند. رؤساي‌ قريش‌ بعد از شنيدن‌ گزارش‌ فرستادگان‌ خود، نزد رسول‌ خداص آمدند و گفتند: اي‌ محمد! ما را از اين‌ سه‌ موضو