‌ و اين‌ عمل‌ ازمهمترين‌ اركان‌ حج‌ مي‌باشد، چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «حج‌ همان‌عرفه‌ است‌». خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ روز عرفه‌ - يعني‌ روز نهم‌ ذي‌الحجه‌ - فضيلت‌ بزرگي‌ داشته‌ و گناهان‌ بزرگ‌ در آن‌ بخشيده‌ مي‌شود. چنان‌كه‌ درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «هيچ‌ روزي‌ كه‌ خداوند(ج) بيشترين‌ تعداد را در آن‌ ازآتش‌ دوزخ‌ آزاد نمايد، چون‌ روز عرفه‌ نيست‌...». عرفات‌ را به‌ اين‌ نام‌ ناميدند، از آن‌رو كه‌ مردم‌ در آن‌ با يك‌ديگر معرفت‌ و شناخت‌ پيدا مي‌كنند. آري‌! چون‌از عرفات‌ كوچ‌ نموديد «خدا را در مشعرالحرام‌ ياد كنيد» با تلبيه‌ (لبيك‌ گفتن) واداي‌ نمازهاي‌ مغرب، عشاء و بامداد و دعا كردن‌ بعد از نماز بامداد.
مشعرالحرام: محل‌ كوه‌ قزح‌ در سرزمين‌ مزدلفه‌ است‌ كه‌ امام‌ بر آن‌ قرار گرفته‌ ونمازهاي‌ مغرب‌ و عشاء روز نهم‌ ذي‌الحجه‌ و نماز بامداد روز دهم‌ ذي‌الحجه‌ را برآن‌ اقامه‌ مي‌كند. بعضي‌ گفته‌اند: مشعرالحرام‌؛ ميان‌ دو كوه‌ مزدلفه‌ از تنگه‌ عرفه‌ تاوادي‌ محسر قراردارد. آن‌ را «مشعر» ناميدند، چون‌ نشانگاهي‌ براي‌ عبادت ‌است‌ و آن‌ را «حرام‌» ناميدند، چون‌ داراي‌ حرمت‌ است‌ و اعمال‌ منهيه‌ نبايد درآن‌ انجام‌ شود. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ مسلم‌ آمده‌ است: «رسول‌ خداص درمشعرالحرام‌ به‌ ذكر و دعا ايستادند، چندان‌كه‌ صبح‌ كاملا روشن‌ شد». «و يادش‌كنيد به‌ شكرانه‌ آن‌ كه‌ شما را راه‌ نموده‌است‌» يعني: ذكر كنيد خداوند متعال‌ را به‌ ذكري‌ نيكو، چنان‌كه‌ به‌ هدايتي‌ نيكو شما را هدايت‌ نمود و به‌ سوي‌ نشانه‌ها واحكام‌ دين‌ و مناسك‌ حج‌ خويش‌ راهنمونيتان‌ كرد «و هرآينه‌ پيش‌ از اين، ازگمراهان‌» از راه‌ حق‌ «بوديد» هم‌ در عقيده‌ و هم‌ در عمل‌؛ زيرا به‌ عبادت‌ بتان‌ مشغول‌ بوده‌ و آنها را به‌ پرستش‌ و شفاعت‌ مي‌گرفتيد.
 
سوره كهف آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ وَاتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن كِتَابِ رَبِّكَ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنچه‌ را كه‌ از كتاب‌ پروردگارت‌ به‌ تو وحي‌ شده‌ است‌، تلاوت‌ كن‌» به‌ تلاوت ‌عبادت‌، تدبر، عمل‌ و تبليغ‌. به‌ اين‌ ترتيب‌ خداي‌ سبحان‌ آن‌ حضرت‌ص را امر كرد كه‌ بر تلاوت‌ عاملانه‌، عابدانه‌ و مدبرانه‌ قرآن‌ مواظبت‌ كنند «كلمات‌ او را هيچ‌تغيير دهنده‌اي‌ نيست‌» يعني‌: آنچه‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ از آن‌ خبر داده‌ و بدان‌ امر كرده‌، هيچ‌ كس‌ قادر به‌ تبديل‌ آن‌ نيست‌ و هيچ‌ كس‌ نمي‌تواند حكم‌ كلماتش‌ را تغيير دهد «و جز او هرگز هيچ‌ پشت‌ و پناهي‌ نيابي‌» ملتحد: پناهگاه‌ است‌. يعني‌: اگر قرآن‌ رانخواني‌، به‌ احكام‌ آن‌ عمل‌ نكني‌ و از آن‌ پيروي‌ ننمايي‌، هرگز مكان‌ و مرجعي‌ را نخواهي‌ يافت‌ كه‌ بدان‌ پناه‌ بري‌ تا تو را از عذاب‌ خداوند(ج) نگه‌ دارد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2502.txt"> آيه  28</a><a class="text" href="w:text:2503.txt"> آيه  29</a><a class="text" href="w:text:2504.txt"> آيه  30</a><a class="text" href="w:text:2505.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:2506.txt"> آيه  32</a><a class="text" href="w:text:2507.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:2508.txt"> آيه  34</a></body></html>سوره كهف آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و با كساني‌كه‌ پروردگار خود را به‌ صبح‌ و شام‌ ياد مي‌كنند» با استمرار بر نيايش‌ ودعا در تمام‌ اوقات‌، يا در دو طرف‌ روز «شكيبايي‌ پيشه‌ كن‌» خداي‌ سبحان‌ به‌ حبيبش‌ دستور مي‌دهد كه‌ خود را با گروه‌ فقراي‌ مؤمنان‌ هماوا، همراه‌، پايدار ومقيد گرداند «خشنودي‌ او را مي‌خواهند» يعني‌: ايشان‌ گروهي‌ هستند كه‌ از عبادت‌ و دعايشان‌ فقط خواهان‌ خشنودي‌ حق‌ تعالي‌ هستند «و بايد كه‌ چشمانت‌ از آنان‌ درنگذرد» يعني‌: از آن‌ فقراي‌ مؤمن‌ چشم‌ برمگير تا به‌ غيرشان‌ از صاحبان‌ شوكت ‌و زينت‌ مشغول‌ گردي‌. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: چشمانت‌ ايشان‌ را حقير ننگرند «كه‌ آرايش‌ زندگي‌ دنيا» يعني‌: همنشيني‌ با اهل‌ شرف‌ و سرمايه‌، يا زينت‌ و تجمل‌ دنيا «را بخواهي‌ و از آن‌ كس‌ كه‌ دلش‌ را از ياد خود غافل‌ ساخته‌ايم‌» با مهر كوبيدن‌ برآن‌ «فرمان‌ مبر» همانند اين‌ گروهي‌ كه‌ به‌ دنيا مشغول‌ بودند و از رسول‌ خداص خواستند تا فقرا را از مجلس‌ خويش‌ دور گرداند «و» بدان‌ كه‌ اينان‌ همان‌ كساني‌ هستند كه‌ «از هوي‌ و هوس‌ خود پيروي‌ كرده‌» و آن‌ را بر حق‌ ترجيح‌ داده‌اند وبنابراين‌، شرك‌ را بر توحيد برگزيده‌اند «و اساس‌ كارش‌ بر از حد گذشتن ‌است‌» فرطا: از تفريط است‌، تفريط عبارت‌ است‌ از: ضايع ‌كردن‌ حق‌ خدا(ج) وكوتاهي‌ در امر وي‌ به‌ سبب‌ جهالت‌.
سلمان‌ فارسي‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: مؤلفه‌القلوب‌ ـ عيينه‌بن‌ حصن‌ و اقرع‌بن‌ حابس‌ و منسوبانشان‌ ـ نزد رسول‌ خداص آمده‌ و گفتند: يا رسول‌الله! حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ اگر شما در صدر مجلس‌ بنشينيد و اين‌ گروه‌ و بوي‌ بد جبه‌هايشان‌ را از ما دور سازيد ـ منظورشان‌ سلمان‌، ابوذر، عبدالله بن‌مسعود و فقراي‌ مسلمان  بودند كه‌ جبه‌هايي‌ پشمينه‌اي‌ بر تن‌ داشتند وجز اين‌ ديگر لباسي‌ بر تنشان‌ نبود ـ ما در مجلس‌ شما مي‌نشينيم‌ و از شما احكام‌ و مواعظ را مي‌گيريم‌؛ همان‌ بود كه‌ آيه‌: ﴿‏ وَاتْلُ مَا أُوحِيَ...﴾ تا ﴿إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَاراً  ...﴾ نازل‌ شد و اين‌ اشراف‌پيشگان‌ بزرگ‌منش‌ را به‌ دوزخ‌ تهديد نمود. پس ‌رسول‌ خداص بي‌درنگ‌ بعد از نزول‌ اين‌ آيه‌ برخاستند و به‌ جست‌وجوي‌ اين ‌گروه‌ از فقراي‌ مسلمان‌ پرداختند تا ايشان‌ را در آخر مسجد مشغول‌ ذكرخدا(ج) يافتند پس‌ فرمودند: «ستايش‌ بر خدايي‌ كه‌ مرا نميراند تا آن‌كه‌ مرا به‌حبس ‌كردن‌ نفسم‌ با مرداني‌ از امتم‌ فرمان‌ داد. اي‌ فقراي‌ مسلمان‌! زندگي‌ و مرگ ‌من‌ با شماست‌».
 
سوره كهف آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَاراً أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بگو» به‌ اين‌ گروه‌ غافل‌ استكبارپيشه‌ «حق‌ از سوي‌ پروردگارتان‌ رسيده‌ 