است‌» نه‌ از سوي‌ غير وي‌ تا در آن‌ تبديل‌ و تغييري‌ ممكن‌ باشد. يعني‌: من‌ اين ‌دين‌ حق‌ را از نزد خود براي‌ شما نياورده‌ام‌ بلكه‌ آن‌ را فقط ازسوي‌ الله(ج) آورده‌ام‌ «پس‌ هركه‌ بخواهد ايمان‌ آورد» لفظ، لفظ مشيئت‌ است‌ و مراد از آن‌ امر مي‌باشد «و هركه‌ بخواهد كافر شود» لفظ، لفظ مشيئت‌ است‌ و مراد از آن‌ خبر دادن‌ مي‌باشد. يعني‌ مادامي‌ كه‌ حق‌ همين‌ است‌ پس‌ كسي‌كه‌ كافر و گمراه‌ مي‌شود، جز بر خود ستم‌ نمي‌كند و جز به‌ زيان‌ خود گمراه‌ نمي‌شود «بي‌گمان‌ ما براي ‌ستمگران‌» يعني‌: براي‌ كساني‌ كه‌ كفر به‌ خداي‌ عزوجل‌ و انكار پيامبرانش‌ را انتخاب‌ كرده‌اند «آتشي‌» بزرگ‌ را «آماده‌ كرده‌ايم‌ كه‌ سراپرده‌هايش‌ آنان‌ را در برمي‌گيرد» سرادق‌: خانه‌ ساخته‌ شده‌ از قماش‌ است‌. پس‌ آيه‌كريمه‌ آتشي‌ را كه‌ به ‌آنان‌ احاطه‌ مي‌كند، به‌ سراپرده‌اي‌ تشبيه‌ كرده‌ كه‌ بر هركه‌ در درون‌ آن‌ است‌، احاطه‌ مي‌كند و او را دربر مي‌گيرد «و اگر فرياد كنند» و فريادرسي‌ جويند تا ازگرماي‌ آتش‌ نجاتشان‌ دهد «به‌ نوشانيدن‌ آبي‌ مانند فلز گداخته‌ به‌ داد آنان‌ رسيده‌ شود» مهل‌: هر چيزي‌ است‌ كه‌ به‌ آتش‌ گداخته‌ شود از معادن‌ زمين‌؛ مانند آهن‌، مس‌ و سرب‌. به‌قولي‌: مهل‌، رسوب‌ روغن‌ است‌ «كه‌ چهره‌ها را بريان‌ مي‌كند» به‌سبب‌ داغي‌ خويش‌ «وه‌! چه‌ بد آشاميدني‌اي‌ است‌» اين‌ نوشابه‌ آنان‌ «و چه‌ بد آرامگاهي‌ است‌» اين‌ دوزخي‌ كه‌ آنان‌ براي‌ راحتي‌ خود آن‌ را دربر گرفته‌ و در آن‌به‌ استراحت‌ مي‌پردازند!! تعبير «آرامگاه‌» براي‌ دوزخ‌، از باب‌ تهكم‌ و استهزاي ‌آنهاست‌.
اين‌ آيه‌ بيدار باشي‌ است‌ به‌ كساني‌ كه‌ مناصب‌، مقامات‌ و هوي‌ نفس‌، مانند خوراكي‌ها، نوشابه‌ها و غير آن‌ از برخورداري‌ها را بر طاعت‌ خداوند متعال ‌ترجيح‌ مي‌دهند.
 
سوره كهف آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از آن‌كه‌ حق‌ تعالي‌ حال‌ بدبختان‌ سيه‌روز را ذكر كرد، در اينجا حال ‌نيكبختان‌ را بيان‌ كرده‌ و مي‌فرمايد: «بي‌گمان‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند» بدانند كه‌ «يقينا ما پاداش‌ كسي‌ را كه‌ نيكوكاري‌ كرده‌ است‌، ضايع ‌نمي‌كنيم‌» در آخرت‌. سوره كهف آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَاباً خُضْراً مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنانند كه‌ بهشتهاي‌ عدن‌ به‌ ايشان‌ اختصاص‌ دارد» عدن‌: اقامت‌ هميشگي‌ است‌، يعني‌: ايشان‌ علي‌الدوام‌ در آن‌ بهشت‌ها ماندگارند «از فرودست‌شان‌» يعني‌: از زير غرفه‌ها و از زير درختان‌ آن‌ بوستانها «جويبارها جاري‌است‌، در آنجا با دست‌بندهايي‌ از طلا آراسته‌ مي‌شوند» سوار: زينتي‌ است‌ كه‌ بر بازو نهاده‌ مي‌شود و اين‌ زينت‌ شاهان‌ و زنان‌ در دنياست‌ كه‌ در بهشت‌ مردان‌ نيز به‌ آن ‌آراسته‌ مي‌شوند. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوهريره‌(رض) آمده‌ است‌ كه ‌رسول‌ خداص فرمودند: «زيور مؤمن‌ در بهشت‌ تا جايي‌ مي‌رسد كه‌ آب‌ وضو به‌آن‌ مي‌رسد». «و جامه‌هاي‌ سبز از سندس‌ و استبرق‌ مي‌پوشند» سندس‌: ابريشم ‌نازك‌ و استبرق‌: ابريشم‌ ستبر است‌ كه‌ آن‌ را ديبا مي‌نامند. رنگ‌ سبز را مخصوص‌ساخت‌ زيرا اين‌ رنگ‌ با چشم‌ سازگار است‌ و نيكوترين‌ رنگهاست‌. چنان‌كه‌ علم‌ «الوان‌» جديدا به‌ خصوصيات‌ بسيار اعجاب‌ انگيز اين‌ رنگ‌ پي‌ برده‌ است‌ «درآنجا بر تختها تكيه‌ مي‌زنند» تخت‌هايي‌ كه‌ بر آنها پرده‌ها و تشك‌ها قرار دارد، يا در آنجا سريرهايي‌ نرم‌ و راحت‌ قراردارد كه‌ خانه‌ و حجله‌ عروس‌ را به‌ آن‌ مي‌آرايند «نيك‌ پاداشي‌ است‌» اين‌ پاداشي‌ كه‌ خداوند(ج) به‌ آنها داده‌ است‌ «ونيكو تكيه‌گاهي‌ است‌» اين‌ متكاها و سريرها.
 
سوره كهف آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً رَّجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ آنان‌ مثلي‌ بزن‌ دو مرد را» يعني‌: براي‌ كساني‌كه‌ به‌ دنيا و آرايش‌هاي‌ آن‌ فخر مي‌كنند و از همنشيني‌ با فقرا احساس‌ حقارت‌ مي‌نمايند، آن‌ دو مرد را مثل ‌بزن‌ كه‌ يكي‌ از آنها مؤمن‌ و ديگري‌ كافر بود؛ «كه‌ به‌ يكي‌ از آنها» كه‌ كافر بود «دوباغ‌ از درختان‌ انگور» متنوع‌ و گوناگون‌ «داديم‌ و پيرامون‌ آن‌ دو باغ‌ را با درختان‌ خرما پوشانديم‌» يعني‌: بر گرداگرد آن‌ دو باغ‌ از تمام‌ جوانب‌ درختان‌ خرما را رويانديم ‌«و ميان‌ آن‌ دو» باغ‌ «كشتزاري‌ قرار داديم‌» كه‌ بر رونق‌ و بهجت‌ و غناي‌ آن ‌مي‌افزود. به‌ قولي‌: آن‌ دو مرد، دو برادر از بني‌اسرائيل‌ بودند. به‌ قولي‌ ديگر: آنها دو برادر از مردم‌ مكه‌ و از قبيله‌ بني‌ مخزوم‌ بودند؛ يكي‌ به‌ نام‌ اسود كه‌ كافر بود وديگري‌ به‌ نام‌ ابي‌سلمه‌ كه‌ مؤمن‌ بود.
سوره كهف آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً وَفَجَّرْنَا خِلَالَهُمَا نَهَراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هر يك‌ از اين‌ دو باغ‌ اكل‌ خود را داد» اكلها: يعني‌ محصول‌ و ثمر وباروبر خود را «و از محصول‌ هيچ‌ كم‌ نكرد» برخلاف‌ آنچه‌ كه‌ عادتا در ساير باغها مشاهده‌ مي‌شود زيرا باغها غالبا يك‌ سال‌ ميوه‌ بسيار و سال‌ ديگر ميوه‌ كم‌ مي‌دهند «و ميان‌آن‌ دو جويباري‌ روان‌ كرده‌ بوديم‌» تا دائما و بي‌ انقطاع‌ آن‌ دو باغ‌ را آبياري‌ كند.
سوره كهف آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنكَ مَالاً وَأَعَزُّ نَفَراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ او» يعني‌: براي‌ صاحب‌ آن‌ دو باغ‌ «ميوه‌ فراوان‌ بود» يعني‌: صاحب‌ آن‌ دو باغ‌ بجز ميوه‌هاي‌ انگور و خرما، صاحب‌ بهره‌هاي‌ ديگر از زر و سيم‌ و ساير انواع‌ ميوه‌ها نيز بود. به‌قولي‌: مراد از ثمر در اينجا مال‌ و ثروت‌ از طلا و نقره ‌است‌ «پس‌ به‌ رفيقش‌» يعني‌: به‌ برادر مؤمنش‌ «گفت‌ درحالي‌كه‌ با او گفت‌وگو مي‌كرد» يعني‌: در حالي‌ كه‌ با او جدال‌ لفظي‌ داشت‌ و بر او فخر مي‌فروخت‌؛ «من‌از تو در مال‌ بيش‌ و به‌ اعتبار حشم‌ نيرومندترم‌» يعني‌: من‌ نسبت‌ به‌ ت