سول‌خداص فرمودند: «آيا مي‌خواهيد همان‌ سخني‌ را بگوييد كه‌ اهل‌ كتاب‌ قبل‌ از شما گفتند: سمعنا وعصينا: شنيديم‌ و نافرماني‌ كرديم‌! نه‌ چنين‌ نكنيد، بلكه‌ شما بايد بگوييد: سمعنا وأطعنا غفرانك ربنا وإليك المصير». پس‌ چون‌ مسلمانان‌ اين‌ را گفتند... خداوند متعال‌ با نزول‌ آيه: ﴿‏ لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَا...﴾    حكم‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ را منسوخ ‌گردانيد.
هرچند كه‌ ظاهر اين‌ روايت‌ بر منسوخ‌ بودن‌ اين‌ آيه‌ به‌ آيه‌ ما بعدش: ﴿‏ لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ ...﴾ دلالت‌ مي‌كند - همان‌گونه‌ كه‌ برخي‌ از مفسران‌ صحابه‌ و تابعين‌ از آن‌ چنين‌ فهميده‌اند - ليكن‌ قول‌ راجح‌ آن‌ است‌ كه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ منسوخ‌ نيست‌ ومراد از اين‌ سخن‌ ابوهريره‌(رض) كه: «خداوند آن‌ را منسوخ‌ ساخت‌» نيز اين‌ است ‌كه‌ حق‌ تعالي‌ آنچه‌ را كه‌ مايه‌ نگراني‌ اصحاب‌ بود، از خاطرشان‌ دور ساخت، پس‌آيه: ﴿ لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ...﴾ ناسخ‌ آن‌ نه، بلكه‌ واضح‌ كننده‌ مفاد آن‌ مي‌باشد. حديث ‌يادشده‌ نيز اين‌ معني‌ را روشن‌ مي‌سازد. همچنين‌ حديث‌ شريف‌ زير كه‌ ابن‌كثير آن‌ را از بخاري‌ و مسلم‌ نقل‌ نموده‌ است: «قال الله! إذا همَّ عبدي بسيئة فلا تكتبوها عليه، فإن عملها فاكتبوها سیئة، وإذا همَّ بحسنة فلم يعملها فاكتبوها حسنة، فإن عملها فاكتبوهاعشراً - وفي روایة - كتبها الله عنده عشر حسنات إلى سبعمائة ضعف إلى أضعافكثيرة‌: رسول‌ خداص فرمودند: خداي‌ عزوجل‌ فرمود؛ چون‌ بنده‌ من‌ قصدگناهي‌ نمود، آن‌ را به‌ زيان‌ وي‌ ننويسيد، ولي‌ اگر قصد خود را عملي‌ كرد، بر اويك‌ گناه‌ بنويسيد و چون‌ به‌ كار نيكي‌ قصد نمود، اما آن‌ را عملي‌ نكرد، براي‌ وي ‌يك‌ ثواب‌ بنويسيد و اگر آن‌ را عملي‌ كرد، براي‌ وي‌ ده‌ ثواب‌ بنويسيد – در روايت‌ ديگري‌ آمده‌ است‌ - خداوند آن‌ كار نيك‌ را در نزد خود، از ده‌ نيكي‌ تا هفتصد برابر و تا مراتب‌ بسيار بيشتري، مي‌نويسد».
خلاصه‌ اين‌ كه: خداي‌ سبحان‌ هرچند محاسبه‌ و بازپرسي‌ مي‌كند، ليكن‌ كسي‌ را جز در آنچه‌ كه‌ در حوزه‌ توان‌ اوست‌ عذاب‌ نمي‌كند و وسوسه‌هاي‌ دروني‌ ازتوان‌ انسان‌ خارج‌ است‌.
 
آيه  285
‏متن آيه : ‏
‏ آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
چون‌ خداي‌ سبحان‌ در سوره‌ مباركه‌ «بقره‌» احكام‌ بسياري‌ را بيان‌ كرد، در پايان‌ آن، عظمت‌ مقام‌ سبحانيت‌ خود را با آيه: ﴿لِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ...﴾ تبيين‌ نموده‌ و پس‌ از آن، تصديق‌ پيامبر خودص و تصديق‌ مؤمنان‌ را به‌ تمام‌ اين‌ احكام‌ و اعتقادات‌ مطرح‌ مي‌كند و مي‌فرمايد: «پيامبر بدانچه‌ از جانب‌پروردگارش‌ بر او نازل‌ شده‌ ايمان‌ آورده‌ است‌» يعني: پيامبر خداص به‌ تمام‌ احكام‌ واعتقاداتي‌ كه‌ در اين‌ سوره‌ ذكر شد، تصديق‌ و باور نموده‌ است، همچنين‌ «مؤمنان‌ همگي، به‌ خدا و فرشتگان‌ ايمان‌ آورده‌اند» يعني: ايمان‌ آورده‌ اند كه‌ فرشتگان ‌وجود دارند و بندگان‌ مكرم‌ الهي‌ و واسطه‌ ميان‌ او و انبيايش‌ در فروآوردن ‌پيامهايش‌ مي‌باشند «و» ايمان‌ آورده‌اند «به‌ كتابهاي‌ وي‌» زيرا اين‌ كتابها دربرگيرنده‌ برنامه‌ها و قوانيني‌ هستند كه‌ بندگان‌ به ‌وسيله‌ آنها خداي‌ عزوجل‌ رابندگي‌ مي‌كنند «و» ايمان‌ آورده‌اند «به‌ پيامبرانش‌» زيرا ايشان‌ مبلغان‌ پيامهاي ‌الهي‌ براي‌ بندگانش‌ هستند. و مؤمنان‌ مي‌گويند: «ميان‌ هيچ‌يك‌ از فرستادگانش‌ فرق ‌نمي‌گذاريم‌» در اين‌ كه‌ فرستاده‌ الله(ج) و مبلغ‌ شريعت‌ اويند و برخي‌ را بر برخي‌ ديگر در اين‌ امر برتري‌ نمي‌دهيم‌، پس‌ چنان‌ نيست‌ كه‌ به‌ برخي‌ از پيامبران‌ ايمان ‌داشته‌ و منكر رسالت‌ برخي‌ ديگر از آنان‌ گرديم‌ «و مي‌گويند» يعني: پيامبر ومؤمنان‌ كه‌ «شنيديم‌ و اطاعت‌ كرديم‌» يعني: پروردگارا! با شنوايي‌هايمان‌ پيامهاي‌تو را دريافته‌ و با ادراكمان‌ آنها را فهميده‌ و به‌ آنچه‌ كه‌ در آنهاست‌ گردن‌ نهاديم‌ ودعوت‌ تو را اجابت‌ گفتيم، پس‌ «پروردگارا! آمرزش‌ تو را خواهانيم‌» يعني: آمرزشت‌ را بر ما فروريزان‌! «و بازگشت‌ به‌سوي‌ توست‌» با حشر و نشر در روزقيامت‌.
آيه  286
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْراً كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداوند هيچ‌كس‌ را جز به‌ اندازه‌ توانايي‌اش‌ مكلف‌ نمي‌سازد» تكليف: امر نمودن ‌به‌ چيزي‌ است‌ كه‌ در آن‌ مشقت‌ و سختي‌ وجود دارد. وسع: طاقت‌ و توان‌ است ‌«هر كس‌ هر چه‌ نيكي‌ كند، به‌ سود او» است‌ و پاداش‌ آن‌ مربوط به‌ خود وي‌ است‌ «و هر چه‌ بدي‌ كند، به‌ زيان‌ اوست‌» و بايد پيامدهاي‌ آن‌ را خودش‌ متحمل‌ شود زيرا مسئوليت، فردي‌ است‌. و نيز مؤمنان‌ مي‌گويند: «پروردگارا! اگر فراموش‌كرديم، يا به‌ خطا رفتيم، بر ما مگير». در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «چون‌ مؤمنان‌ اين‌دعا را خواندند، حق‌ تعالي‌ فرمود: به‌تحقيق‌ كه‌ اجابت‌ كردم‌. پس‌ گناه‌ خطا وفراموشي‌ را از آنان‌ برداشت.»
علما اتفاق‌ نظر دارند بر اين‌ كه: گناه‌ در حال‌ خطا و فراموشي‌ از ذمه‌ مؤمن‌ برداشته‌ است، چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «همانا خداوند(ج) از امت‌ من‌ در سه‌ چيز درگذشته‌ است: از خطا و فراموشي‌ و اين‌ كه‌ [در سخن‌ يا عمل‌] مجبور به‌انجام‌ كار حرامي‌ گردند». «پروردگارا! بار گراني‌ بردوش‌ ما مگذار، همچنان‌ كه‌ بر پيشينيان‌ ما گذاشتي‌» اصر: تكليف‌ سنگين‌ و كار دشوار و سخت‌ است‌. آيه‌ كريمه ‌به‌ اصحاب‌(رض) تعليم‌ مي‌دهد كه‌ از خداي‌ سبحان‌ بخواهند تا از تكاليف‌ سنگيني‌ كه ‌بر دوش‌ امتهاي‌ قبلي‌ نهاده، بر دوش‌ آنها نگذارد هرچند تاب‌ و توان‌ آن‌ را هم‌داشته‌ باشند، چنان ‌كه‌ بر بني‌اسرائيل‌ سخت‌ گرفت‌ و تكاليفي‌ چون‌ قتل‌ نفس‌ درتوبه‌ و قطع‌ موضع‌ نجاست‌ در پاك‌ ساختن‌ جامه‌ را بر آنان‌ وضع‌ كرد.
«پروردگارا! آنچه‌ تاب ‌وتوان‌ آن‌ را نداريم، بر دوش‌ ما 