واهد مي‌آفريند، چون‌ اراده‌ او به‌ كاري‌ تعلق‌ گرفت، فقط به‌ آن‌ مي‌گويد: موجود شو،پس‌ بي‌درنگ‌ موجود مي‌شود» بدون‌ كار و كوشش‌ و حركتي‌ و اين‌ نيست‌ مگر به‌سبب‌ كمال‌ قدرت‌ حق‌ تعالي‌.
 
سوره آل عمران آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ او كتاب‌ و حكمت‌ و تورات‌ و انجيل‌ مي‌آموزد» مراد از كتاب‌: خط ونويسندگي‌ است‌ و مراد از حكمت‌: علم‌ نافع‌ و قوت‌ فهم‌ و حسن‌ تدبير در امور، بانهادن‌ هر كاري‌ در جايگاه‌ مناسب‌ آن‌ است‌.
 
سوره آل عمران آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللّهِ وَأُبْرِئُ الأكْمَهَ والأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» عيسي‌(ع) را به‌ عنوان‌ «پيامبري‌ به‌سوي‌ بني‌اسرائيل» مي‌فرستد، همراه‌ باپيامي‌ كه‌ مضمون‌ آن‌ اين‌ است‌: «من‌ از سوي‌ پروردگارتان‌ براي‌ شما معجزه‌اي‌ آورده‌ام» به‌عنوان‌ نشانه‌اي‌ بر نبوت‌ خويش‌. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ عيسي‌(ع) به‌سوي ‌غير بني‌اسرائيل‌ فرستاده‌ نشده‌ بود، مگر از آنجا كه‌ آنان‌ او را انكار و تكذيب‌كردند، او برخي‌ از پيروانش‌ را به‌سوي‌ بعضي‌ از امتهاي‌ ديگر، چون‌ اهالي‌ انطاكيه‌فرستاد.[4] آن‌گاه‌ عيسي‌(ع) در شرح‌ معجزه‌ خويش‌ گفت‌: «من‌ از گل‌ براي‌ شما چيزي‌ به‌ هيأت‌ پرنده» يعني‌: مانند شكل‌ و هيأت‌ پرنده‌ «مي‌سازم، آن‌گاه‌ در آن‌ مي‌دمم، پس‌ پرنده‌اي» جاندار «مي‌شود» و مانند ساير پرندگان‌ مي‌پرد «به‌ اذن‌الهي» يعني‌: اگر اذن‌ خداي‌ عزوجل‌ نبود، آن‌ مخلوق‌ قدرت‌ پريدن‌ نداشت، پس‌درحقيقت، آفرينش‌ به‌ فعل‌ خداي‌ سبحان‌ بود كه‌ آن‌ را به‌ دست‌ عيسي‌(ع) اجرامي‌كرد بنابراين، برابر ساختن‌ گل‌ و دميدن‌ در آن، از عيسي‌(ع) و آفرينش‌ از خداي‌ عزوجل‌ بود «و نابيناي‌ مادرزاد و پيس‌ را بهبود مي‌بخشم» پيسي‌ عارضه‌اي‌ است ‌معروف‌ و عبارت‌ از لكه‌هاي‌ سفيدي‌ است‌ كه‌ بر پوست‌ بدن‌ انسان‌ ظاهر مي‌شود. دليل‌ اين‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ فقط از اين‌ دو بيماري‌ ياد كرد، اين‌ است‌ كه‌ اين‌ دو بيماري‌ غالبا به‌ معالجه‌ بهبود نمي‌يابند «و مردگان‌ را به‌ اذن‌ الهي‌ زنده‌ مي‌كنم‌ و از آنچه‌ مي‌خوريد و در خانه‌هايتان‌ ذخيره‌ مي‌كنيد، به‌ شما خبر مي‌دهم» البته‌ مردم‌ قاعدتا برآنچه‌ كه‌ انسان‌ در خانه‌اش‌ ذخيره‌ مي‌كند، يا در خانه‌اش‌ مي‌خورد، آگاهي‌ پيدانمي‌كنند، پس‌ اين‌ خود، معجزه‌اي‌ براي‌ عيسي‌(ع) بود «مسلما در اين» معجزات «براي‌ شما نشانه‌اي‌ است» بر صدق‌ رسالت‌ من‌ «اگر مؤمن‌ باشيد» و آيات‌ روشن ‌الهي‌ را تصديق‌ كنيد.
 
[4] نگاه‌ كنيد به‌ سوره‌ «يس‌ 27 ـ 12».سوره آل عمران آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ وَمُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَكُم بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَطِيعُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» عيسي‌(ع) گفت‌: آمده‌ام‌ تا «تصديق‌كننده‌ تورات‌ باشم‌ كه‌ پيش‌ از من» نازل‌ شده‌ «است» يعني‌: از آنجا كه‌ تورات‌ به‌ بعثت‌ عيسي‌(ع) بشارت‌ داده‌ و اوصاف‌ وي‌ را بيان‌ كرده‌ است، پس‌ بعثت‌ عيسي‌(ع) در حقيقت، تصديقي‌ براي‌تورات‌ است‌. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ عيسي‌(ع) احكام‌ تورات‌ را در آن‌ چيزهايي‌ كه ‌به‌ نسخ‌ آنها مأمور نشده‌ بود، رعايت‌ مي‌كرد، كه‌ اين‌ خود در راستاي‌ تصديق ‌تورات‌ قرار داشت‌ «و تا پاره‌اي‌ از آنچه‌ را كه‌ بر شما حرام‌ شده، براي‌ شما حلال‌كنم» يعني‌: همچنان‌ برانگيخته‌ شدم‌ تا بعضي‌ از آن‌ چيزهايي‌ را كه‌ خداوند(ج) درتورات‌ بر شما حرام‌ گردانيده‌ بود، چون‌ چربي‌ حيوانات‌ و هر حيوان‌ داراي‌ ناخن‌ وغير آن‌ از محرماتي‌ را كه‌ خداوند(ج) به‌ منظور تنبيه‌ بني‌اسرائيل، با تحريم‌ آنها برآنان‌ سخت‌ گرفته‌ بود، بر شما حلال‌ گردانم‌. بعضي‌ گفته‌اند: فقط چيزهايي‌ بر يهوديان‌ حلال‌ گردانيده‌ شد كه‌ نه‌ تورات، بلكه‌ احبار يهود خود بر آنان‌ حرام‌ ساخته‌ بودند «و از جانب‌ پروردگارتان‌ براي‌ شما معجزه‌اي‌ آورده‌ام، پس‌ از خداوند پروا كنيد و مرا اطاعت‌ كنيد» در دينم، كه‌ عقيده‌ به‌ توحيد و يگانگي‌ حق‌ تعالي‌است‌.
سوره آل عمران آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان، خداوند پروردگار من‌ و پروردگار شماست، پس‌ او را بپرستيد كه‌ راه‌ راست ‌همين‌ است» و تمام‌ پيامبران‌ بر پيمودن‌ اين‌ راه‌ اتفاق‌ نظر دارند.
به‌ اين‌ ترتيب، عيسي‌(ع) صراحتا اعلام‌ كرد كه‌ پروردگارشان‌ نيست، لذا زياده‌روي‌ نصاري‌ در مورد وي‌ بعد از بردنش‌ به‌ آسمان‌ و ادعاي‌ اين‌ كه‌ او يكي‌ از سه‌خدا مي‌باشد، يك‌ بهتان‌ بيش‌ نيست، بلكه‌ عيسي‌(ع) خود گفت‌: من‌ نيز بنده‌خدايم، چنان‌كه‌ شما همگي‌ بندگان‌ خدا هستيد، پس‌ ديگر چرا نصاري‌ عيسي‌(ع) را به‌ خدايي‌ مي‌گيرند؟
 
 سوره آل عمران آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللّهِ آمَنَّا بِاللّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ عيسي‌ از آنان‌ احساس‌ كفر كرد» يعني‌: دانست‌ به‌ علمي‌ كه‌ در آن ‌هيچ‌ شبهه‌اي‌ نيست، همچون‌ دريافت‌ آنچه‌ كه‌ به‌ وسيله‌ حواس‌ درك‌ مي‌شود. به‌كار گرفتن‌ «احساس» در ادراك‌ امور معنوي، مجاز است‌ نه‌ حقيقت، آري‌! اودر اين‌ هنگام‌ «گفت‌: انصار من‌ در راه‌ خدا چه‌ كساني‌اند؟» انصار: جمع‌ نصير، به‌معني‌ ياران‌ و ياوران‌ است‌. يعني‌: ياران‌ من‌ در دعوت‌ به‌سوي‌ خداوند(ج) ورساندن‌ پيام‌ وي‌ به‌ مردم‌ چه‌ كساني‌  اند؟ «حواريون» كه‌ دوازده‌ مرد  از شاگردان‌ ومقربان‌ نزديك‌ عيسي‌(ع) بودند «گفتند: ما انصار خدا هستيم» يعني‌: ما ياوران‌ دين‌خدا(ج) و پيامبرانش‌ هستيم‌. حواري‌: در لغت‌ به‌ معني‌ يار و ياور است‌ «به‌ خدا ايمان‌ آورده‌ايم‌ و گواه‌ باش‌ كه‌ ما تسليم‌ هستيم» يعني‌: اي‌ عيسي‌! تو در روز قيامت‌ براي‌ ما گواهي‌ بده‌ كه‌ ما در ايمانمان‌ مخلص‌ و وفاكيش‌ و در ب