‌، ازدواج‌ با كنيز بر وي‌ حرام‌ است‌. نكاح‌ كنيز كتابي‌ نيز جايز نيست‌ و اين‌ رأي‌ جمهور فقهاست‌. اما رأي‌ احناف‌ ـ كه ‌در ادامه‌ همين‌ آيه‌ ذكر مي‌شود ـ بر جايز بودن‌ آن‌ است‌. «و خدا به‌ ايمان‌ شما داناتر است‌» پس‌ در صورت‌ ضرورت‌، از ازدواج‌ با كنيزان‌ امتناع‌ نورزيد زيرا چه‌بسا كه‌ ايمان‌ برخي‌ از آنان‌، از ايمان‌ برخي‌ از زنان‌ آزاد بهتر باشد. البته‌ اين قيد، به‌ اين‌ امر توجه‌ مي‌دهد كه‌ بايد ظاهر ايمان‌ آنان‌ را پذيرفت‌ «همه‌ از يك‌ديگريد» زيرا همه‌ شما ـ چه‌ كنيز و چه‌ آزاد ـ فرزندان‌ آدم‌(ع) هستيد. اين‌ تعبير هشداري‌ است‌ بر اين‌ كه‌: نبايد به‌ نسبها و حسبها فخر ورزيد «پس‌ كنيزان‌ را با اجازه‌ اهل‌ آنان‌ نكاح‌ كنيد» يعني‌: با اجازه‌ مالكان‌ آنها.
ابن‌كثير مي‌گويد: «اين‌ آيه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ مالك‌ كنيز، ولي‌ او مي‌باشد و ازدواج‌ كنيز بدون‌ اجازه‌ وي‌ صحيح‌ نيست». «و مهرهايشان‌ را به‌ وجه‌ معروف‌ به‌آنان‌ بدهيد» يعني‌: بر آن‌ وجهي‌ كه‌ در شرع‌ و عرف‌ نيكو، معروف‌ و پسنديده است‌ و چنان‌ نباشد كه‌ به‌خاطر كنيز بودنشان‌، چيزي‌ از مهرهايشان‌ را از روي ‌اهانت‌ فروگذار نموده‌، يا در اين‌ امر به‌ آنان‌ زيان‌ برسانيد. و مالكان‌ آنان‌ مالك‌مهرهايشان‌ نيز هستند «در حالي‌ كه‌ عفيفه‌ باشند» و پاكدامن‌ «نه‌ زناكار» يعني‌: كنيزاني‌ را به‌ نكاح‌ نگيريد كه‌ به‌طور علني‌ مرتكب‌ زنا مي‌گردند «و نه‌ دوست‌پنهاني‌گيرنده‌» او زني‌ است‌ كه‌ به‌ طور پنهاني‌ با فردي‌ زنا مي‌كند. يادآور مي‌شويم‌ كه ‌اعراب‌ در جاهليت‌ زناي‌ علني‌ را عيب‌ مي‌پنداشتند، اما گرفتن‌ دوست‌ پنهاني‌ را عيب‌ نمي‌شمردند. پس‌، خداي‌ سبحان‌ بدين‌گونه‌ از به‌ نكاح‌ گرفتن‌ و به‌ نكاح دادن ‌كنيزي‌ كه‌ به‌ طور آشكار، يا پنهاني‌ به‌ عمل‌ زنا آلوده‌ باشد، نهي‌ كرد «آن‌گاه‌ چون ‌ازدواج‌ كردند، اگر مرتكب‌ فاحشه‌ شدند» فاحشه‌: در اينجا عبارت‌ از عمل‌ زنا است ‌«پس‌ بر آنان‌ نيمي‌ از عقوبت‌ زنان‌ آزاد است‌» يعني‌: چنان‌ عقوبتي‌ كه‌ تجزيه‌ آن‌ ممكن‌ باشد و آن‌ عبارت‌ از: جلد (زدن‌ تازيانه) است‌، نه‌ رجم‌ زيرا رجم ‌(سنگسار) نصف‌ نمي‌شود. بنابراين‌، مجازات‌ كنيزان‌ زناكار پنجاه‌ تازيانه‌ است ‌زيرا حد زناي‌ زن‌ آزاد غير محصنه‌ (شوهرنكرده) صد تازيانه‌ مي‌باشد.
امام‌ شافعي‌ مي‌گويد: «مسلمانان‌ اتفاق‌ نظر دارند بر اين‌ كه‌ اگر برده‌ مرتكب‌ زناشد، بر وي‌ رجمي‌ نيست‌، به‌ دليل‌ همين‌ آيه‌ كه‌ مجازاتشان‌ را نصف‌ مجازات‌ زنان‌آزاد گردانيده‌ است». از قيد (اذا احصن‌: درصورتي ‌كه‌ ازدواج‌ كرده‌ باشند) دانسته‌ مي‌شود كه‌: اگر كنيزي‌ زنا كرد كه‌ ازدواج‌ نكرده‌ بود، حدي‌ بر وي‌ نيست ‌بنابراين‌، ابن‌عباس‌ك بر آن‌ است‌ كه‌ بر چنين‌ كنيزي‌ حد جاري‌ نمي‌شود، بلكه ‌فقط به‌ منظور تأديب‌ مورد لت‌ وكوب‌ قرارمي‌گيرد. اما جمهور علما بر آنند كه‌ حد بر كنيز ازدواج‌ نكرده‌اي‌ نيز كه‌ مرتكب‌ زنا گردد، جاري‌ مي‌شود. «اين‌» ازدواج‌ با كنيزكان‌ مملوك‌ «براي‌ كسي‌ از شما» رخصت‌ است‌ «كه‌ از آلايش‌ گناه ‌بيم‌ دارد» به‌دليل‌ اين‌ كه‌ تمكني‌ ندارد تا با ازدواج‌ با زن‌ آزاد، عطش‌ شهوت‌ خويش‌ را فرو نشاند. عنت‌: مشقت‌ و زيان‌ و ترس‌ از درافتادن‌ در گناه‌ است‌. اما امام‌ ابوحنيفه‌ و يارانشان‌ ـ برخلاف‌ رأي‌ جمهور ـ در جايز بودن‌ نكاح‌ كنيزان‌، ترس‌ از آلوده‌شدن‌ به‌ گناه‌ و عدم‌ توان‌ مالي‌ بر ازدواج‌ با زنان‌ آزاد را شرط نكرده‌اند، بلكه‌ گفته‌اند: هر گاه‌ مرد با زن‌ آزادي‌ در حال‌ ازدواج‌ نبود، نكاح‌ كنيز مؤمن‌ و كتابي‌ برايش‌ جواز دارد، چه‌ قدرت‌ مالي‌ ازدواج‌ با زن‌ آزادي‌ را داشته‌ باشد، چه‌ نداشته‌ باشد و چه‌ از آلايش‌ به‌ گناه‌ بيم‌ داشته‌ باشد، چه‌ نداشته‌باشد زيرا مراد از آيه‌: ﴿وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ﴾  «مائده/‌5» زنان‌ پاكدامن‌اند و اين‌ معني‌ عام‌ است‌ در زنان‌ آزاد و غيرآزاد. «و صبر كردن‌» از نكاح‌ كنيزان ‌«براي‌ شما بهتر است‌» از نكاح‌ با آنان‌ زيرا نكاح‌ با آنان‌ به‌ برده ‌ساختن‌ فرزند، خوارساختن‌ نفس‌ و كاستي‌ مقام‌ و منزلت‌ شخص‌ مي‌انجامد «و خداوند آمرزنده ‌مهربان‌ است‌» لغزش‌هاي‌ شما را مي‌آمرزد و آنچه‌ را كه‌ سبب‌ مشقت‌ است‌، به‌ رحمت‌ خويش‌ از شما دور مي‌گرداند.
 
آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ يُرِيدُ اللّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداوند مي‌خواهد» احكام‌ خويش‌ را «براي‌ شما بيان‌ كند» و آنچه‌ را كه‌ از اعمال‌ نيك‌ و مصالح‌ شما بر شما پنهان‌ است‌، برايتان‌ روشن‌ سازد «و شما را به ‌سيره‌ و سنت‌ پيشينيان‌» يعني‌: انبياي‌ گذشته‌ و پيروان‌ صالح‌ ايشان‌ «راهبر شود» تابه‌ سنتهاي‌ حسنه‌ آنان‌ اقتدا كنيد «و» نيز مي‌خواهد تا «از شما در گذرد» يعني‌: بر شما به‌ رحمت‌ بازگردد و به‌ شما توفيق‌ عطا فرمايد تا از آن‌ مخالفت‌هايي‌ كه ‌داشتيد، توبه‌ كنيد و از همين‌ روست‌ كه‌ به‌ شما در ازدواج‌ با كنيزان‌ رخصت‌ داد «و الله داناي‌ حكيم‌ است‌» داناست‌ به‌ مصالح‌ بندگان‌ خويش‌، صاحب‌ حكمت ‌است‌ درآنچه‌ كه‌ برايشان‌ مشروع‌ گردانيده‌ است‌.
 	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:623.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:624.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:625.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:626.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:627.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:628.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:629.txt">آيه  33</a></body></html>آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ وَاللّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُواْ مَيْلاً عَظِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏

«و خدا مي‌خواهد كه‌ بر شما به‌ رحمت‌ بازگردد» و از شما درگذرد. اين‌ تأكيدي ‌است‌ بر (ويتوب‌ عليكم) در آيه‌ قبل‌ و تكرار آن‌ به‌ سبب‌ ذكر كساني‌ است‌ كه‌ در مقابل‌ اين‌ توبه‌ قرار دارند: «و آنان‌ كه‌ پيروي‌ شهوات‌ را مي‌كنند» كه‌ عبارتند از: زناكاران‌ از كفار و فجار «مي‌خواهند كه‌ ميل‌ كنيد» به ‌سوي‌ راه‌ و روش‌ فسادآلود آنان‌ و ميل‌ كنيد از راه‌ ميانه‌ به‌ سوي‌ راه‌ ستم‌، از حق‌ به‌ سوي‌ باطل‌ و كجروي‌ پيشه ‌كنيد به‌ «كجروي‌ بزرگ‌» يعني‌: مي‌خواهند كه‌ بدون‌ در نظر داشت‌ هيچ‌ قيد و بند شرعي‌، بدكاريهاي‌ آنان‌ را انجام‌ دهيد زيرا زناكاران‌ فقط به‌ فكر شهوت‌راني‌ خود هستند، بي‌آن‌ كه‌ در عواقب‌ امور، يا