ه‌ از انسان‌ خارج‌ مي‌شود «يا با زنان‌ آميزش‌ كرده‌ايد» با بوسيدن‌ و دست‌مالي‌، يا تماس‌دادن‌ غير آن‌ از بدن‌ آنان‌ با هدف‌ برآوردن‌ شهوت‌ وبهره‌گيري‌ و لذت‌جويي‌ جنسي‌. مذهب‌ ابوحنيفه: اين‌ است‌ كه‌ مراد از آن‌ فقط جماع‌ (مقاربت) است‌. ابن‌ جرير طبري‌ مي‌گويد: «اين‌ رأي‌ به‌ صواب‌ اولي‌ است‌، به‌ دليل‌ صحت‌ اين‌ خبر وارده‌ از رسول‌اكرم‌ ص  كه‌ ايشان‌ بعضي‌ از زنان‌ خويش‌ را مي‌بوسيدند و سپس‌ نماز مي‌خواندند، بي‌آن‌ كه‌ وضو بگيرند». ابن‌كثير نيز اين ‌رأي‌ را ترجيح‌ داده‌ است‌ «و آب‌ نيافتيد» در نزديكي‌ خود بعد از جست‌وجوي‌آن‌، يا اين‌ كه‌ استعمال‌ آب‌ براي‌ شما زيان‌ داشت‌، يا مانعي‌ ديگر چون‌ دشمن‌، يا درنده‌، يا بيماري‌، يا عدم‌ وجود ابزار آب‌كشي‌، شما را از دسترسي‌ به‌ آب‌ بازمي‌داشت‌ «پس‌» در همه‌ مواردي‌ كه‌ ذكر شد «تيمم‌ كنيد» يعني‌: قصد كنيد «برصعيد پاك‌» صعيد: روي‌ زمين‌ است‌، چه‌ بر آن‌ خاكي‌ باشد، يا نباشد. به‌ سطح‌ زمين‌ صعيد گفتند زيرا سطح‌ زمين‌ آخرين‌ قسمتي‌ از آن‌ است‌ كه‌ بر آن‌ صعود مي‌كند. و اين‌ مذهب‌ مالك‌ است‌. ولي‌ شافعي‌ و احمدبن‌ حنبل‌ بر آنند كه‌: صعيد فقط خاك‌ است‌، پس‌ تيمم‌ جز بر خاك‌ بر چيز ديگري‌ روا نيست‌، لذا تيمم‌ بر صخره‌ سنگ‌ و سنگريزه‌ جايز نيست‌. اما ابوحنيفه‌ مي‌گويد: تيمم‌ بر هر چيزي‌ صحيح‌ است‌ كه‌ از جنس‌ خاك‌ باشد، مانند سنگريزه‌، آهك‌ و زرنيخ‌ «پس ‌چهره‌ها و دستهايتان‌ را به‌ آن‌» يعني‌: به‌ آن‌ زمين‌ پاك‌ و طاهر «مسح‌ كنيد» به‌ نيت ‌تيمم‌. كيفيت‌ تيمم‌ اين‌ است‌ كه‌: شخص‌ هر دو كف‌ دست‌ خويش‌ را به‌ زمين‌ زده‌، آن‌گاه‌ آنها را طوري‌ بر روي‌ خود بكشد كه‌ تمام‌ روي‌ وي‌ را در بر گيرد و بار دوم ‌هر دو كف‌ دست‌ خويش‌ را به‌ زمين‌ زده‌ و با دست‌ راست‌، دست‌ چپ‌ خويش‌ را از سر انگشتان‌ تا انتهاي‌ آرنج‌ مسح‌ كند و باز با دست‌ چپ‌، دست‌ راست‌ خود را همين‌گونه‌ مسح‌ نمايد، طوري‌ كه‌ هيچ‌ بخشي‌ از دستان‌ وي‌ تا آرنج‌ بدون‌ مسح ‌باقي‌ نماند «هرآينه‌ الله عفوكننده‌ آمرزنده‌ است‌» چنان‌كه‌ بر شما عفو كرد و كوتاهي‌ و تقصير شما را در اين‌ موارد آمرزيد و با رخصت ‌دادن‌ در تيمم‌ و فراخ‌ ساختن‌ عرصه‌ تكليف‌، بر شما رحم‌ نمود بنابراين‌، شما مي‌توانيد در هنگام‌ وجود عذر، بدون‌ وضو يا غسل‌ نماز بخوانيد.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌اكرمص فرمودند: «بر امتهاي‌ ديگر به‌ سه‌چيز برتري‌ داده‌ شده‌ايم‌: اول‌ اين‌ كه‌ صفوف‌ ما در نماز مانند صفوف‌ فرشتگان‌ گردانيده‌ شد. دوم‌ اين‌ كه‌ همه‌ عرصه‌ زمين‌ براي‌ ما مسجد گردانيده‌ شد. و سوم ‌اين‌ كه‌ خاك‌ زمين‌ براي‌ ما پاك‌كننده‌ گردانيده‌ شد ـ هرگاه‌ كه‌ آب‌ نيافتيم».
سبب‌ نزول‌ مشروعيت‌ تيمم‌: بخاري‌ از عائشه‌ رضي‌الله عنها روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: «با رسول‌ خداص در سفري‌ بيرون‌ رفتيم‌ و چون‌ به‌ بيابان‌، يا به ‌«ذات‌الجيش» رسيديم‌، گردن‌بند من‌ پاره‌ شد، پس‌ رسول‌ خداص درنگ‌ كردند تا گردن‌بند من‌ پيدا شود، مردم‌ نيز همراهشان‌ درنگ‌ كردند و در آن‌ بيابان‌ نه‌ آبي ‌بود و نه‌ هم‌ با ما آبي‌ وجود داشت‌، در اين‌ هنگام‌ مردم‌ نزد ابوبكر پدرم‌ رفتند وگفتند: آيا نمي‌بيني‌ كه‌ عائشه‌ چه‌ كرد؟ رسول‌ خداص و مردم‌ را معطل‌ ساخت‌، در حالي‌كه‌ در اينجا نه‌ آبي ‌است‌ و نه‌ مردم‌ آبي‌ به‌ همراه‌ دارند؟! پس‌ درحالي ‌كه ‌رسول‌ ص سرشان‌ را بر زانويم‌ نهاده‌ و به‌ خواب‌ رفته‌ بودند، ابوبكر(رض) آمد وسرزنش‌كنان‌ به‌ من‌ گفت‌: رسول‌ خداص و مردم‌ را معطل‌ ساخته‌اي‌ درحالي‌كه‌ نه‌ در اينجا آبي‌ است‌ و نه‌ آنها آبي‌ به‌ همراه‌ دارند؟! و همين‌گونه‌ به‌ سرزنشم‌ ادامه ‌مي‌داد و مي‌گفت‌ آنچه‌ خدا خواسته‌ بود كه‌ بگويد، آن‌گاه‌ شروع‌ به‌ زدن‌ در پشت‌ من‌ كرد و چيزي‌ جز خواب‌ رسول‌ خداص بر روي‌ زانويم‌ مرا از تحرك‌ بازنمي‌داشت‌. در اين‌ اثنا رسول‌ خداص از خواب‌ برخاستند و حق‌ تعالي‌ آيه‌ تيمم‌ را نازل‌ كرد و مسلمانان‌ همه‌ تيمم‌ كردند. هم‌ در اين‌ وقت‌ اسيدبن‌ حضير گفت‌: اي‌ خانواده‌ ابوبكر! اين‌ اولين‌ بركت‌ شما نيست‌. آن‌گاه‌ شتري‌ را كه‌ من‌ سوار آن‌ بودم ‌از جا به‌ حركت‌ درآوردم‌ و گردن‌بند خود را در زير آن‌ يافتم».
 
آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيباً مِّنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلاَلَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواْ السَّبِيلَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا به‌ كساني‌ كه‌ بهره‌اي‌ از كتاب‌ داده‌ شده‌اند» مراد يهوديان‌ اند «ننگريستي‌» به‌قلب‌ خويش‌؟ مراد از كتاب‌، تورات‌ است‌ «آنان‌ گمراهي‌ را مي‌خرند» و به‌ هدايت ‌بدل‌ مي‌كنند، چرا كه‌ بعد از روشن‌شدن‌ حجت‌ بر صحت‌ نبوت‌ پيامبر ما حضرت ‌محمدص و وجود بشارت‌ به‌ بعثت‌ ايشان‌ در تورات‌ و انجيل‌، هنوز هم‌ بر يهوديت ‌باقي‌ مانده‌اند «و مي‌خواهند كه‌ شما نيز راه‌ را گم‌ كنيد» يعني‌: آنان‌ به‌ گمراهي‌ خودشان‌ اكتفا نكرده‌ بلكه‌ مي‌خواهند كه‌ با كتمان‌ و انكار حق‌ و با نيرنگ‌هاي ‌ديگر، شما مؤمنان‌ را نيز از راه‌ حق‌ بدر برند تا به‌ محمدص كفر ورزيد. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:644.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:645.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:646.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:647.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:648.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:649.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:650.txt">آيه  51</a></body></html>آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ وَكَفَى بِاللّهِ وَلِيّاً وَكَفَى بِاللّهِ نَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» اي‌ مؤمنان‌! «خدا به‌ دشمنان‌ شما داناتر است‌» و به‌ آنچه‌ كه‌ براي‌ شما از گمراهي‌ مي‌طلبند، پس‌ از آنان‌ بر حذرتان‌ مي‌دارد «و كافي‌ است‌ كه‌ خدا سرپرست ‌شما باشد و كافي‌ است‌ كه‌ خدا ياور شما باشد» يعني‌: كافي‌ است‌ كه‌ خدا(ج) كارساز و ياور شما بوده‌ و در جبهه‌ها و سنگرهاي‌ نبرد، نصرت‌تان‌ دهد، پس‌ به ‌ولايت‌ و نصرت‌ وي‌ اكتفا كنيد و ديگران‌ را به‌ ولايت‌ و نصرت‌ نطلبيد.
 
	آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيّاً بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْناً فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْراً لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِ