 كه‌ ميان‌ شما و آنان‌ ميثاق‌ و پيماني‌ است‌، نكشيد زيرا عهد و پيمان‌ شامل‌ آنان‌ نيز مي‌شود. بعضي‌ گفته‌اند: مراد از «پيوند» در اينجا، پيوند نسبي‌ است‌. اين‌ اولين‌ صورت‌ استثنا شده‌ از حكم‌ قتل‌ منافقان‌ خارج‌ از حيطه‌ دار اسلام‌ است‌.
اما صورت‌ دوم‌: «يا نزد شما بيايند درحالي‌كه‌ سينه‌ آنان‌ از جنگيدن‌ با شما ياجنگيدن‌ با قوم‌ خود، به‌تنگ‌ آمده‌است‌» يعني‌: از يك‌سو دلهايشان‌ از جنگيدن‌ با شما به‌تنگ‌ آمده‌ و از جانبي‌ جنگيدن‌ با قومشان‌ به‌نفع‌ شما نيز بر آنان‌ آسان‌ نيست‌، پس‌ دوست‌ ندارند كه‌ در جنگ‌ طرف‌ هيچ‌ جناحي‌ را بگيرند، لذا آنان‌ نيزاز دستور قتال‌ مستثني‌ هستند. ابن‌كثير براي‌ اين‌ گروه‌ مثالي‌ زده‌ و گفته‌ است‌: «نمونه‌ اين‌ گروه‌، جمعي‌ از بني‌هاشم‌ بودند كه‌ در بدر با بي‌ميلي‌ با مشركان‌ همراه‌ شدند ـ همچون‌ حضرت‌ عباس‌ و ديگران‌ ـ هم‌ از اين‌رو بود كه‌ در آن‌ روز رسول‌ خداص از كشتن‌ عباس‌(رض) منع‌ كرده‌ و دستور دادند تا به‌ اسارت‌ گرفته‌شود». «و اگر خدا مي‌خواست‌، قطعا آنان‌ را بر شما مسلط مي‌ساخت‌» براي‌ ابتلا وآزمايش‌ شما، يا براي‌ پاكسازي‌ صف‌ شما، يا به ‌مثابه‌ مجازاتي‌ بر گناهان‌ شما و درآن‌ صورت‌ «حتما با شما مي‌جنگيدند» و موقف‌ بي‌طرفي‌ اختيار نكرده‌، به‌ صف‌كارزار با شما مي‌پيوستند «پس‌ اگر از شما كناره‌گيري‌ كردند و با شما نجنگيدند و با شما طرح‌ صلح‌ افگندند» يعني‌: اگر به‌وسيله‌ عهد و پيماني‌ كه‌ با شما منعقد مي‌كنند،به‌ سازش‌ و كنارگذاشتن‌ جنگ‌ با شما متمايل‌ شدند «پس‌» ديگر «خدا براي‌ شما راهي‌ بر آنان‌ قرار نداده‌است‌» بنابراين‌، نه‌ كشتن‌ آنان‌ بر شما رواست‌ و نه‌ به ‌اسارت‌ درآوردن‌ و چپاول‌ اموالشان‌ زيرا وارد شدن‌ آنها از در تسليم‌، مانع ‌هرنوع‌ تجاوزي‌ بر آنان‌ گشته‌ و اين‌ كار را عليه‌ آنان‌ حرام‌ ساخته‌ است‌.
بنابراين‌، خداي‌ عزوجل‌ مسلمانان‌ را از متعرض‌شدن‌ به‌ جنگ‌ دو گروه‌ زير نهي‌كرد:
1ـ گروهي‌ كه‌ با مسلمانان‌ عهد و پيمان‌ بسته‌ و به‌ عهد و پيمان‌ خويش‌ پايبندند.
2ـ گروهي‌ كه‌ از جنگ‌ با مسلمانان‌ كناره‌گرفته‌ و به‌ بستن‌ عقد صلح‌ و سازش‌ با ايشان‌ مايلند.
 
	آيه  91
‏متن آيه : ‏
‏ سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَن يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُواْ قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوَاْ إِلَى الْفِتْنِةِ أُرْكِسُواْ فِيِهَا فَإِن لَّمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُواْ إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوَاْ أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثِقِفْتُمُوهُمْ وَأُوْلَئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَاناً مُّبِيناً ‏
 
‏ترجمه : ‏
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: گروهي‌ از اهالي‌ تهامه‌ از رسول‌ خداص امان ‌خواستند و هدف‌ آنها اين‌ بود كه‌ در نزد مسلمانان‌ و قوم‌ خويش‌ هردو ايمن‌ باشند، پس‌ نازل‌ شد: «به‌زودي‌، گروهي‌ ديگر را خواهيد يافت‌ كه‌ مي‌خواهند هم‌ از شما درامان‌ باشند و هم‌ از قوم‌ خودشان‌» اين‌ گروه‌ در سيماي‌ ظاهري‌ خويش‌ مانند گروه‌ قبلي‌، اما در نيت‌ باطني‌ خود غير از آن‌ گروهند زيرا اينان‌ قومي‌ منافق‌ هستند كه ‌نزد شما اسلام‌ را آشكار مي‌سازند و نزد قوم‌ خويش‌ كفر را تا با اين‌ ترفند از آسيب‌ هر دو گروه‌ ايمن‌ باشند، پس‌ فرق‌ اينان‌ با گروه‌ قبلي‌ در اين‌ است‌ كه‌ اينان‌ در باطن ‌با كفارند، درحالي‌كه‌ گروه‌ اول‌ در موضع‌گيري‌ بي‌طرفانه‌ خويش‌ صادق‌ بودند «هرگاه‌ كه‌ به‌ فتنه‌ بازگردانيده‌ مي‌شوند» يعني‌: هرگاه‌ قومشان‌ آنان‌ را به‌سوي‌ فتنه‌ شرك‌ و جنگ‌ فرا مي‌خوانند و از آنان‌ مي‌طلبند كه‌ با مسلمانان‌ بجنگند «در آن ‌نگونسار انداخته‌ مي‌شوند» يعني‌: در دام‌ كفر گرفتار آمده‌، در آن‌ فرو مي‌روند ونگونسار مي‌شوند، هم‌ از اين‌ رو به‌سوي‌ قوم‌ خويش‌ بازگشته‌ با شما مي‌جنگند و از هيچ‌گونه‌ آزار و زياني‌ عليه‌ شما دست‌ برنمي‌دارند، ليكن‌ در عين‌ حال‌، كار بر آنها آشفته‌ و تحير و سردرگمي‌ بر آنها چيره‌ است‌ «پس‌ اگر از شما كناره‌گيري‌ نكردند و به‌ شما پيشنهاد صلح‌ نكردند» و چنان‌ عهد و پيماني‌ به‌ شما ندادند كه‌ به‌ سبب‌ آن‌ از عدم‌ مشاركتشان‌ در جنگ‌ با خود مطمئن‌ شويد «و از» جنگيدن‌ با شما «دست ‌برنداشتند، هركجا آنان‌ را يافتيد به‌ اسارت‌ بگيريد و بكشيدشان‌» يعني‌: هركجا كه‌آنان‌ را يافته‌ و بر آنها دست‌ پيدا كرديد، آنها را به‌ اسارت‌ بگيريد و به‌ قتل‌برسانيد.
لذا در مجموع‌ از آنان‌ سه‌ چيز خواسته‌ شده‌ است‌:
1ـ كناره‌گرفتن‌ از جنگ‌ با مسلمانان‌.
2ـ مسلمان‌شدن‌ كامل‌ و پشت‌نمودن‌ قطعي‌ به‌ كفر و در غير آن‌ حكمشان‌ حكم ‌مرتدان‌ است‌.
3ـ دست‌ نگه‌داشتن‌ از آزار مسلمين‌.
پس‌ اگر اين‌ سه‌ چيز را عملا اثبات‌ نكردند، در معرض‌ هجوم‌ فيصله‌كن‌ شما قرار مي‌گيرند و در اين‌ صورت‌: «آنانند كه‌ ما براي‌ شما عليه‌ آنان‌ حجتي‌ آشكار قرارداده‌ايم‌» كه‌ با اين‌ حجت‌ آشكار، بر آنها مسلط مي‌شويد و سركوب‌ و محكومشان ‌مي‌كنيد. آري‌! اين‌ حجت‌ روشن‌، سرنگون‌شدنشان‌ در فتنه‌ بدون‌ كمترين ‌مقاومتي‌ دربرابر آن‌ و آشكار شدن‌ حالشان‌ در كفر و خيانت‌ و زيان‌رساني‌ به‌ مسلمين‌ است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:698.txt">آيه  92</a><a class="text" href="w:text:699.txt">آيه  93</a><a class="text" href="w:text:700.txt">آيه  94</a></body></html>آيه  92
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَن يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلاَّ خَطَئاً وَمَن قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَئاً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلاَّ أَن يَصَّدَّقُواْ فَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ عَدُوٍّ لَّكُمْ وَهُوَ مْؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِّيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةً فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِّنَ اللّهِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيماً حَكِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
مجاهد و ديگران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ گفته‌اند: اين‌ آيه‌ درباره‌ عياش‌بن‌ابي‌ربيعه‌ برادر مادري‌ ابوجهل‌ نازل‌ شد كه‌ در روز فتح‌ مكه‌ مردي‌ را كه‌ به‌ خاطر اسلام‌ در مكه‌ شكنجه‌اش‌ مي‌كرد، كشت‌، درحالي‌كه‌ بي‌خبر از آن‌ بود كه ‌اين‌ مرد مسلمان‌ شده‌ و حتي‌ هجرت‌ نيز كرده‌ است‌.
«و هيچ‌ مؤمني‌ را نسزد كه‌ مؤمني‌ را ـ جز به‌ خطا ـ بكشد» يعني‌: مؤمن‌ همچون ‌كافر ـ كه‌ حكم‌ انفاذ قتل‌ آن‌ گذشت‌ ـ نيست