ن‌ كه‌ بر شما غلبه‌ كنند، يا دينتان‌ را نابود گردانند «و از من‌ بترسيد» به‌طور خالصانه‌ تا شما را هميشه‌ برآنان‌ نصرت‌ بخشيده‌ و در دنيا و آخرت‌ از آنان‌ برتر گردانم‌ «امروز دين‌ شما را برايتان‌ كامل‌ گردانيدم» با غالب‌ ساختن‌ آن‌ بر همه‌ اديان‌ و با كامل‌ ساختن‌ احكامي‌ كه‌ مورد نيازتان‌ است‌؛ اعم‌ از حلال‌ و حرام‌ و غيره‌.
اين‌ آيه‌ در روز جمعه‌ ـ كه‌ روز عرفه‌ نيز بود ـ بر رسول‌ اكرم‌ص درحالي‌ نازل ‌شد كه‌ خداي‌ عزوجل‌ اسلام‌ را پيروز ساخته‌ و پيامبرش‌ را نصرت‌ داده‌ بود. روايت‌ شده‌است‌ كه‌ مردي‌ از يهوديان‌ نزد عمربن‌ خطاب‌(رض) آمد و گفت‌: اي ‌اميرالمؤمنين‌! شما آيه‌اي‌ را در كتاب‌ خويش‌ مي‌خوانيد كه‌ اگر بر ما جماعت‌ يهود نازل‌ مي‌شد، قطعا روز نزول‌ آن‌ را عيد مي‌گرفتيم‌. عمر(رض) پرسيد: كدام‌ آيه‌؟ يهودي‌ گفت‌: آيه‌ ﴿ﭻﭼﭽ ﭾ﴾. عمر(رض) فرمود: «به‌خدا سوگند كه ‌من‌ به‌ روز و ساعتي‌ كه‌ اين‌ آيه‌ بر رسول‌ خداص نازل‌ شد، دانايم‌ و آن‌ ساعت‌، شبانگاه‌ روز عرفه‌ و روز جمعه‌ بود». «و نعمت‌ خود را بر شما تمام‌ گردانيدم» باكامل‌ ساختن‌ دين‌، فتح‌ مكه‌، سركوب‌ كفار و نااميدكردنشان‌ از غلبه‌ و پيروزي‌ بر شما همان‌ طوري‌ كه‌ كامل‌ساختن‌ نعمت‌ را با اين‌ فرموده‌ام‌ به‌ شما وعده‌ داده ‌بودم‌: ﴿وَلأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ ﴾ «بقره/‌150». «و دين‌ اسلام‌ را براي‌ شما پسنديدم» همين‌ ديني‌ را كه‌ شما امروز برآنيد، به‌ عنوان‌ دين‌ پسنديده‌ و آيين ‌برگزيده‌ خويش‌ تا واپسين‌ دم‌ از عمر دنيا برگزيدم‌. ابن‌جرير مي‌گويد: «رسول‌ خداص پس‌ از اين‌ تاريخ‌، فقط هشتاد و يك‌ روز زنده‌ بودند، سپس ‌به‌سوي‌ رفيق‌ اعلي‌ شتافتند».
بيان‌ نعمت‌ كامل‌ ساختن‌ دين‌ در سياق‌ بيان‌ حكم‌ اين‌ محرمات‌، نشان‌دهنده‌ اين ‌حقيقت‌ است‌ كه‌ تحريم‌ پليديهاي‌ ياد شده‌، از كمال‌ اين‌ دين‌ مي‌باشد.
«و هر كس‌ در مخمصه‌اي‌ ناچار شود» يعني‌: هر كس‌ به‌حكم‌ ضرورت‌ و اضطرار گرسنگي‌، مجبور به‌ خوردن‌ گوشت‌ مردار و ديگر محرماتي‌ كه‌ بعد ازآن‌ ذكرشد، گردد «بي ‌آن‌ كه‌ به‌ گناه‌ متمايل‌ باشد» يعني‌: بي‌آن‌ كه‌ اين‌ محرمات‌ را به‌ قصد لذت‌جويي‌ يا تجاوز از حدود الهي‌ و نافرماني‌ وي‌ تناول‌ كند «بي‌ترديد خدا آمرزنده‌ مهربان‌ است» بر آن‌ فرد مضطر مي‌آمرزد و نسبت‌ به‌ وي‌ مهربان‌ است‌، چراكه‌ آن‌ چيزهاي‌ حرام‌ را بر وي‌ مباح‌ گردانيده‌ است‌.
ابن‌كثير مي‌گويد: «فقها برآنند كه‌ تناول‌ گوشت‌ مردار ـ بر حسب‌ حالات‌ مختلف‌ ـ گاهي‌ واجب‌، گاهي‌ مستحب‌ و گاهي‌ مباح‌ است‌؛ و وجوب‌ تناول‌ آن ‌در زماني‌ است‌ كه‌ شخص‌ بيم‌ هلاك‌ داشته‌ و چيز ديگري‌ غيراز آن‌ را براي‌خوردن‌ نيابد». همچنان‌ ابن‌كثير مي‌گويد: «در جواز تناول‌ گوشت‌ مردار، اين‌ امرشرط نيست‌ كه‌ بر شخص‌ سه‌ روز بگذرد و او غذاي‌ حلالي‌ براي‌ خوردن‌ نيابد ـ چنان‌كه‌ بسياري‌ از مردم‌ عوام‌ و غيرآنان‌ چنين‌ مي‌پندارند ـ بلكه‌ هرگاه‌ كه ‌ناچار شد، خوردن‌ آن‌ برايش‌ جايز است». در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌عمر(رض) از رسول‌ خداص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «قطعا خداي‌ عزوجل‌ دوست‌ دارد كه‌ رخصتهايش‌ عملي‌ گردد، همان‌گونه‌ كه‌ از انجام‌ معصيت‌ خود بد مي‌برد».
اين‌ آيه‌ بنابر قول‌ محققان‌، آخرين‌ آيه‌ نازل ‌شده‌ قرآن‌ نيست‌ بلكه‌ آخرين‌ آيه‌؛ آيه‌ كريمه‌: ﴿ ‏ وَاتَّقُواْ يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللّهِ ﴾  «بقره/‌281» مي‌باشد.
 
[2] معراض‌: تير بي‌پر و ستبرمياني‌ است‌ كه‌ به‌ پهنا به‌ نشانه‌ برسد، نه‌ به‌ نوك‌.سوره مائدة آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُم مِّنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللّهُ فَكُلُواْ مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُواْ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌است‌: عدي‌بن‌حاتم‌ و زيدبن‌مهلهل‌ از رسول‌خداص سؤال ‌كردند: يارسول‌الله! حق‌ تعالي‌ گوشت‌ مردار را حرام‌ گردانيده‌ پس‌ بفرماييد كه‌ از خوردني‌ها چه‌چيزهايي‌ برما حلال‌ است‌؟ همان‌ بود كه‌ نازل‌ شد: «از تومي‌پرسند چه‌چيز» از خوراكي‌ها «برايشان‌ حلال‌ شده‌ است‌؟ بگو» اي‌ پيامبرص «براي‌ شما همه‌ پاكيزه‌ها حلال‌ گرديده» يعني‌: هرآنچه‌ كه‌ پليد نيست‌ بر شما حلال‌ است‌. آري‌! اين‌ پاكيزه‌ها، شامل‌ همه‌ چيزهايي‌ مي‌شود كه‌ حكم‌ تحريم‌ آنها دركتاب‌ خدا(جل جلاله)، يا سنت‌ پيامبرش‌، يا اجماع‌ امت‌، يا قياس‌ اثبات‌ نشده‌ است‌.برخي‌ (طيبات‌) را به‌ حيوانات‌ ذبح‌شده‌اي‌ كه‌ به‌ هنگام‌ ذبح‌ آنها نام‌ خدا(ج) برده‌مي‌شود، تفسير كرده‌اند «و آنچه‌ دست‌آموز كرده‌ باشيد از حيوانات‌ شكاري‌ در حالتي‌ كه‌ شكار تعليم‌دهندگانيد» مكلب‌: مربي‌ سگهاي‌ شكاري‌ است‌ كه‌ كيفيت ‌شكاركردن‌ را به‌ آنها تعليم‌ مي‌دهد و مربي‌ ساير حيوانات‌ و پرندگان‌ شكاري‌ را نيز مكلب‌ مي‌نامند. پس‌ مكلب‌ كسي‌ است‌ كه‌ انواع‌ فوت‌وفن‌هاي‌ شكار را به ‌جانوران‌ شكاري‌ آموزش‌ مي‌دهد. يعني‌: همچنين‌ خداوند متعال‌ بر شما صيد حيوانات‌ شكاري‌ دست‌آموزتان‌ را حلال‌ گردانيده‌ است‌، كه‌ اين‌ حيوانات‌شكاري‌ عبارت‌اند از: سگ‌ها تازي‌ها و ساير درندگان‌ و پرندگان‌ شكاري‌، همچون‌ چرغ‌ و باز كه‌ انسان‌ به‌كمك‌ آنها شكار مي‌كند. قرطبي‌ مي‌گويد: «اگرسگ‌ از شكاري‌ كه‌ آن‌ را صيد مي‌كند چيزي‌ نخورد و در شكار از زخم‌ يا نيش‌خود اثري‌ بجا گذاشت‌ و مسلمان‌ شكارچي‌ در هنگام‌ فرستادن‌ آن‌ به‌ شكار نام‌خدا(ج) را بر آن‌ برد، قطعا شكار آن‌ درست‌ است‌ و بي‌ هيچ‌ خلافي‌ خورده‌مي‌شود». «كه‌ با آنچه‌ خدا به‌ شما آموخته‌ است» يعني‌: با آنچه‌ كه‌ خداوند(ج) درشما آفريده ‌است‌، از عقل‌ و خردي‌ كه‌ راهكارها و روشهاي‌ آموزش‌ و تمرين ‌دادن‌ حيوانات‌ شكاري‌ را به‌وسيله‌ آن‌ فرامي‌گيريد «آنها را دست‌آموز مي‌كنيد» و در نتيجه‌ آن‌ آموزش‌هاست‌ كه‌ اين‌ حيوانات‌، شكاري‌ مي‌شوند. نشانه‌ شكاري ‌بودن ‌حرفه‌اي‌ سگ‌ بعد از آموزش‌ دادن‌ آن‌ اين‌ است‌ كه‌: صيد را به‌طور مكرر وحداقل‌ تا سه‌بار متوالي‌ بگيرد و از آن‌ صيد چيزي‌ هم‌ نخورد. «پس» اگر حيوانات‌ شكاري‌ با اين‌ شرايط براي‌ شما شكار كردند «از آنچه‌ براي‌ شما نگه‌داشته‌اند بخوريد» اما اگر خودآنها از شكار خوردند، اين‌ دليل‌ بر آن‌ 