من‌ در خانه‌ام ‌وارد شد و خواست‌ تا مرا به‌ قتل‌ رساند؟ فرمودند: «در آن‌ صورت‌ همانند فرزندآدم‌ (هابيل) باش».
هر چند در شريعت‌ ما دفاع‌ از نفس‌ ـ اجماعا ـ جايز است‌ و كسي‌ كه‌ به‌ ناحق ‌مورد هجوم‌ قرار مي‌گيرد، مأمور به‌ دفاع‌ از خود مي‌باشد اما در اين‌ كه‌ اين‌ دفاع‌ بروي‌ واجب‌ است‌ يا خير؟ ميان‌ علما اختلاف‌ نظر وجود دارد اما قول‌ صحيح‌تر، وجوب‌ دفاع‌ از نفس‌ است‌ زيرا در آن‌ معناي‌ نهي‌ از منكر وجود دارد و نيز به ‌دليل ‌اين‌ فرموده‌ خداوند متعال‌: ﴿وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ ‏﴾ ‌: (واگر خداوند بعضي‌ از مردم‌ را به ‌وسيله‌ بعضي ‌ديگر دفع‌ نمي‌كرد، همانا فساد زمين ‌را فرا مي‌گرفت‌) «بقره/‌251». گفتني‌ است‌ كه‌ ارجحيت‌ دفاع‌ از نفس‌، در شرايطي ‌است‌ كه‌ فتنه‌ و شبهه‌اي‌ در ميان‌ نباشد ولي‌ آن‌گاه‌ كه‌ فتنه‌ به‌پا خاسته‌ بود و هريك ‌از طرفين‌ چنين‌ مي‌پنداشت‌ كه‌ در راه‌ خدا(ج) مي‌جنگد پس‌ از نظر برخي؛ در چنين ‌شرايطي‌، ترك‌ دفاع‌ از نفس‌ ـ به‌دليل‌ همين‌ آيات‌ ـ اولي‌ و ارجح‌ است‌.
 
سوره مائدة آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ إِنِّي أُرِيدُ أَن تَبُوءَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِكَ جَزَاء الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
هابيل‌ در ادامه‌ گفت‌: «من‌ مي‌خواهم‌ كه‌ گناه‌ مرا ببري» يعني‌: گناه‌ كشتن‌ مرا «وگناه‌ خود را» يعني‌: گناهاني‌ را كه‌ قبل‌ از كشتنم‌ مرتكب‌ شده‌اي‌، نيز برداري‌، و به‌سبب‌ همين‌ گناهان‌ هم‌ بود كه‌ قربانيت‌ پذيرفته‌ نشد. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ آن‌ گناهان‌ قابيل‌ عبارت‌ بود از: نافرماني‌ والدين‌، كينه‌ و حسد «پس‌ در نتيجه‌ از اهل ‌دوزخ‌ باشي‌ و اين‌ است‌ سزاي‌ ستمگران» يعني‌: دوزخ‌ سزاي‌ ستمگران‌ است‌.
 
	سوره مائدة آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ نفس‌ وي‌ كشتن‌ برادرش‌ را در نظرش‌ سهل‌ و آسان‌ نمود» يعني‌: نفس ‌«اماره‌ باالسوء» قابيل‌، كشتن‌ برادر را بر وي‌ آسان‌ نمايان‌ ساخت‌ و او را بدان ‌ترغيب‌ كرد و اين‌ تصور را در او القا نمود كه‌ قتل‌ برادر بسيار سهل‌ و گواراست‌ و او از آن‌ شرف‌ و دستاوردي‌ خواهد داشت‌ «پس» با آهني‌ كه‌ در دست‌ داشت ‌«او را كشت‌ و از زيانكاران‌ شد» با ريختن‌ خون‌ به‌ناحق‌ برادر.
 
	سوره مائدة آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ فَبَعَثَ اللّهُ غُرَاباً يَبْحَثُ فِي الأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءةَ أَخِيهِ قَالَ يَا وَيْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِيَ سَوْءةَ أَخِي فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ خداوند زاغي‌ را فرستاد كه‌ زمين‌ را» با چنگال‌ و منقارش‌ «مي‌كاويد تا بدين‌وسيله‌ به‌ او بنماياند كه‌ چگونه‌ جسد برادرش‌ را پنهان‌ كند» آري‌! چون‌ قابيل ‌برادرش‌ هابيل‌ را كشت‌، نمي‌دانست‌ كه‌ چگونه‌ جسدش‌ را پنهان‌ كند زيرا هابيل ‌اولين‌ كس‌ از اولاد آدم‌ بود كه‌ جان‌ باخته‌ بود پس‌ خداوند (ج) دو زاغ‌ را فرستاد وآن‌ دو زاغ‌ در پيش‌ چشم‌ قابيل‌ باهم‌ جنگيدند و درنهايت‌ يكي‌ از آنها ديگري‌ را كشت‌، آن‌گاه‌ با چنگ‌ و منقار برايش‌ گودالي‌ حفر كرده‌ جسدش‌ را در آن‌ افگند و سپس‌ بر آن‌ خاك‌ پاشيد، قابيل‌ كه‌ اين‌ صحنه‌ را ديد «گفت‌: اي‌ ويل‌ بر من‌!» ويل‌: كلمه‌اي‌ ناشي‌ از حسرت‌ و حزن‌ و به ‌معني‌ هلاكت‌ است‌، يعني‌: اي‌ خاك‌ نابودي‌ بر سرم‌ باد! «آيا ناتوان‌ هستم‌ از آن‌ كه‌ مانند اين‌ زاغ‌  باشم‌ و سوأت‌ برادر خود رابپوشم» سوأت‌: يعني‌ پيكر جان ‌باخته‌ قابيل‌ را. «پس‌ از پشيمان‌شدگان‌ شد» آن‌گاه‌ با افسوس‌ و اندوه‌ جسد برادر را به‌ خاك‌ سپرد. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت ‌ابن‌مسعود(رض) از رسول‌ خداص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «هيچ‌ شخصي‌ به‌ ستم ‌كشته‌ نمي‌شود، مگر اين‌ كه‌ اولين‌ قاتل‌ فرزند آدم‌ نيز از خون‌ وي‌ سهمي‌ دارد زيرا قابيل‌ اولين‌ كسي‌ بود كه‌ شيوه‌ كشتن‌ را بنيان‌ گذاشت».
 
 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:836.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:837.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:838.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:839.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:840.txt">آيه  36</a></body></html>سوره مائدة آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً وَلَقَدْ جَاءتْهُمْ رُسُلُنَا بِالبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيراً مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِكَ فِي الأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ اين‌ جهت» يعني‌: به‌سبب‌ قتل‌ يادشده‌ بود كه‌ «بر بني‌اسرائيل‌ حكم ‌كرديم» يعني‌: حادثه‌ پديدآمده‌ در ميان‌ دو فرزند آدم‌ و انواع‌ مفاسد برآمده‌ از قتل‌ عمد بود كه‌ سبب‌ مشروع‌ ساختن‌ اين‌ حكم‌ بر بني‌اسرائيل‌ گرديد: «كه‌ هر كس ‌كسي‌ را به‌ غير عوض‌ كسي» يعني‌: به‌ غيرعوض‌ كشتن‌ كسي‌ كه‌ موجب‌ قصاص ‌است‌ «يا به‌ غيرفساد در روي‌ زمين» كه‌ همانا شرك‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌ مي‌باشد «بكشد پس‌ چنان‌ است‌ كه‌ همه‌ مردم‌ را كشته‌ باشد» مجاهد مي‌گويد: «يعني‌: خداي‌ عزوجل‌ جزاي‌ كسي‌ را كه‌ انسان‌ مؤمني‌ را به ‌عمد مي‌كشد، جهنم‌ قرارداده‌، بر او خشم‌ گرفته‌، او را لعنت‌ كرده‌ و عذابي‌ بزرگ‌ را برايش‌ آماده‌ ساخته ‌است‌ پس‌ اگر او بر فرض‌ تمام‌ مردم‌ را هم‌ مي‌كشت‌، جزاي‌ وي‌ بيش‌ از اين‌ نبود».
برخي‌ در تفسير (فساد در زمين‌) گفته‌اند: فساد در زمين‌ عام‌ است‌ در شرك‌ و غير آن‌ و برخي‌ از مظاهر فساد عبارت‌ است‌ از: راهزني‌، خون‌ريزي‌، دريدن‌ و پايمال‌كردن‌ مقدسات‌ و نواميس‌ و ارزشها، غارت‌ و چپاول‌ اموال‌، تجاوز بر بندگان‌ خدا(ج) به‌ناحق‌، ويران‌كردن‌ آباديها، قطع‌ درختان‌، از بين ‌بردن‌ و خشكاندن‌ نهرها و هرگونه‌ فساد ديگري‌ كه‌ موجب‌ كشتن‌ فاعل‌ آن‌ باشد. «و هر كس‌، كسي‌ را زنده‌ بدارد» يعني‌: هر كس‌ از كسي‌ كه‌ قتلش‌ واجب‌ شده‌، درگذرد. مجاهد مي‌گويد: «زنده ‌داشتن‌ نفس‌، نجات‌ دادن‌ وي‌ از غرق‌، يا از آتش‌ سوزي‌، يا از زير آوار، يا از ورطه‌ نابودي‌ است» «پس‌ چنان‌ است‌ كه‌ همه‌ مردم‌ را زنده‌ داشته‌ است» يعني‌: سپاسگزاري‌ از وي‌ بر همه‌ مردم‌ لازم‌ است‌. برخي‌ در معني‌ آن‌ گفته‌اند: يعني‌: پاداش‌ وي‌ چنان‌ عظيم‌ است‌ كه‌ گويي‌ همه مر