 اين‌پيامبر نازل‌ شده ‌است‌ بشنوند، مي‌بيني‌ كه‌ چشمانشان‌ از اشك‌ لبريز مي‌شود» يعني‌: آنها در هنگام‌ شنيدن‌ قرآن‌، به‌ پري‌ چشمانشان‌ اشك‌ مي‌ريزند «به ‌سبب‌ آنچه‌ ازحق‌ شناخته‌اند» يعني‌: به‌سبب‌ آنچه‌ كه‌ از قرآن‌ شنيده‌اند زيرا دريافته‌اند كه‌ اين‌ شنيده‌هايشان‌ حق‌ و حقيقت‌ است‌ زيرا اين‌ حقايق‌ را در كتاب‌ خود (انجيل‌) نيزيافته‌اند «مي‌گويند: پروردگارا! ما ايمان‌ آورده‌ايم» به‌ اين‌ كتابي‌ كه‌ از سوي‌ تو برمحمدص نازل‌ شده‌ است‌ و نيز ايمان‌ آورده‌ايم‌ به‌ پيامبري‌ كه‌ اين‌ كتاب‌ را بر وي ‌نازل‌ كرده‌اي‌ «پس‌ ما را در زمره‌ گواهان‌ بنويس» يعني‌: ما را در شمار امت ‌محمدص قرار ده‌، همانان‌ كه‌ بر مردم‌ در روز قيامت‌ گواهي‌ مي‌دهند. يا ما را در زمره‌ گواهان‌ بر صدق‌ و راستگويي‌ محمدص و اين‌ كه‌ او فرستاده‌ برحقت‌ به‌سوي ‌مردم‌ است‌، بنويس‌.
 
	سوره مائدة آيه  84
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا لَنَا لاَ نُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا جَاءنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبَّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ما را چه‌ شده‌ است‌ كه‌ به‌ خدا و آنچه‌ از حق‌ كه‌ به‌ ما رسيده‌، ايمان ‌نياوريم» يعني‌: چه‌ سد و مانعي‌ در ميان‌ ما و ايمان‌ به‌حقيقت‌ ـ كه‌ همانا رسالت‌ حضرت‌ محمدص است‌ ـ مي‌تواند حايل‌ شود درحالي‌ كه‌ مقتضي‌ ايمان‌ موجود است‌ و آن‌ طمع‌ما به‌ دريافت‌ انعام‌ الهي‌ است‌: «و حال‌ آن‌ كه‌ طمع‌ داريم‌ كه‌پروردگارمان‌ ما را با قوم‌ صالحان‌ همراه‌ و وارد كند» يعني‌: در حالي‌كه‌ ما چشم‌ داريم‌ تا در مصاحبت‌ صالحان‌ ـ از انبيا‡ و پيروان‌ فرمانبردارشان‌ ـ به‌ بهشت‌ وارد شويم‌ زيرا ديگر هرگز به‌ عواملي‌ كه‌ ما را بر كفر به‌ خداوند(ج) و پيامبرش‌ وادارد، التفاتي‌ نمي‌كنيم‌.
 
	سوره مائدة آيه  85
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَثَابَهُمُ اللّهُ بِمَا قَالُواْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ به‌ پاس‌ آنچه‌ گفتند، خدا به‌ آنان‌ باغهايي‌ پاداش‌ داد كه‌ از زير درختان‌ آن ‌نهرها جاري‌ است‌، در آن‌ جاودانه‌ مي‌مانند و اين‌ پاداش‌ نيكوكاران‌ است» آري‌! خداي‌ عزوجل‌ در برابر اين‌ سخنشان‌ كه‌ آن‌ را به‌ اخلاص‌ گفتند و به‌ مضمون‌ آن ‌نيز معتقد و باورمند بودند، چنين‌ پاداش‌ شايسته‌اي‌ به‌ ايشان‌ داد.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌است‌: رسول‌ خداص عمروبن‌اميه‌ ضمري‌ را همراه‌ با نامه‌اي‌ به‌سوي‌ نجاشي‌ پادشاه‌ حبشه‌ فرستاده‌ او را به‌ دين‌ حق‌ دعوت‌ كردند پس‌نجاشي‌ به‌ دنبال‌ راهبان‌ و كشيشان‌ فرستاده‌ همه‌ آنان‌ را گرد آورد، سپس‌ از جعفربن‌ابي‌طالب‌(رض) خواست‌ تا بر آنان‌ قرآن‌ بخواند، جعفر(رض) بر ايشان‌ سوره ‌«مريم» را قرائت‌ كرد پس‌ همه‌ آنان‌ ايمان‌ آوردند و چشمانشان‌ از اشك‌ لبريز شد و همانان‌اند كه‌ خداوند(ج) آيه‌: ﴿وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً﴾  را تا ﴿فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ﴾ در شأن‌ ايشان‌ نازل‌ كرد.
 
شماره سوره-اسم سوره –تعداد آيات –شماره صفحه
46-الأحقاف-35-ص502*
47-محمد-38-ص507*
48-الفتح-29-ص511*
49-الحجرات-18-ص515*
50-ق-45-ص518*
51-الذاريات-60-ص520*
52-الطور-49-ص523*
53-النجم-62-ص526*
54-القمر-55-ص528*
55-الرحمن-78-ص531*
56-الواقعة-96-ص534*
57-الحديد-29-ص537*
58-المجادلة-22-ص542*
59-الحشر-24-ص545*
60-الممتحنة-13-ص548*
61-الصف-14-ص551*
62-الجمعة-11-ص553*
63-المنافقون-11-ص554*
64-التغابن-18-ص556*
65-الطلاق-12-ص558*
66-التحريم-12-ص560*
67-الملك-30-ص562*
68-القلم-52-ص564*
69-الحاقة-52-ص566*
70-المعارج-44-ص568*
71-نوح-28-ص570*
72-الجن-28-ص572*
73-المزمل-20-ص574*
74-المدثر-56-ص575*
75-القيامة-40-ص577*
76-الإنسان-31-ص578*
77-المرسلات-50-ص580*
آيه  60
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ كُلُواْ وَاشْرَبُواْ مِن رِّزْقِ اللَّهِ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هنگامي‌ كه‌ موسي‌ براي‌ قوم‌ خود در طلب‌ آب‌ برآمد» استسقاء: طلب‌ باران‌ درهنگامي‌ است‌ كه‌ آب‌ نباشد و باران‌ نيايد. آري‌! درحالي‌كه‌ آنان‌ در دشت‌ تيه‌بودند، موسي‌u برايشان‌ طلب‌ آب‌ كرد «به‌ او گفتيم: با عصايت‌ بر آن‌ سنگ‌ بزن‌» و موسي‌(ع)  اين‌ كار را كرد «آن‌گاه‌ از آن، دوازده‌ چشمه‌ جاري‌ شد» به‌عنوان‌ نشانه‌ ومعجزه‌اي‌ از سوي‌ خداوند (ج)آري‌! در هنگامي‌ كه‌ آنها آبي‌ براي‌ نوشيدن‌نداشتند، خداوند متعال‌ به‌عنوان‌ نعمتي‌ بزرگ، آبي‌ حيات‌بخش‌ را براي‌ آنان‌ ازسنگي‌ جاري‌ ساخت‌ و اين‌ سنگ‌؛ سنگ‌ مربعي‌ بود كه‌ از هر طرف‌ آن‌ سه‌ چشمه‌مي‌جوشيد و هر وقت‌ كه‌ به‌ آب‌ نياز داشتند موسي‌u با عصايش‌ بر آن‌ مي‌زد وچشمه‌ها از آن‌ روان‌ مي‌شدند و چون‌ از آب‌ بي‌نياز مي‌گشتند، چشمه‌ها خشك ‌مي‌شد «به‌گونه‌اي‌ كه‌ هر قبيله‌اي‌ مشرب‌ خود را مي‌دانست‌» مشرب: آبشخور، يعني‌ جاي‌ نوشيدن‌ آب‌ است‌. به‌ قولي: هر سبطي‌ از اسباط دوازده‌گانه‌ بني‌اسرائيل، چشمه‌اي‌ معين‌ از اين‌ چشمه‌ها داشتند كه‌ متعلق‌ به‌ آنان‌ بود و بايد به ‌غيرآن‌ رجوع‌ نمي‌كردند. اسباط: نسلهاي‌ دوازده‌گانه‌ از فرزندان‌ يعقوب‌(ع) اند. حسن‌ بصري: مي‌گويد: «آن‌ سنگ‌؛ سنگ‌ معيني‌ نبود و هر سنگي‌ را كه‌موسي‌u با عصاي‌ خويش‌ مي‌زد، آب‌ از آن‌ مي‌جوشيد و بار ديگر كه‌ برآن‌مي‌زد، آن‌ سنگ‌ خشك‌ مي‌شد. كه‌ اين‌ در ارائه‌ حجت‌، نمايانتر و در نشان‌ دادن‌قدرت‌ خداوند متعال‌ روشنگرتر است‌». آري‌! فوران‌ و جاري‌ شدن‌ آب‌ با عصاي‌موسي‌(ع)، معجزه‌ آشكاري‌ براي‌ وي‌ بود.
صاحب‌ تفسير «المنير» مي‌گويد: «معجزات‌ همه‌ از آفرينش‌ خداوند بزرگ‌ وسنت‌ جديدي‌ هستند كه‌ با عادات‌ روزمره‌ ما مغايرت‌ دارند و ميان‌ معجزه‌ واختراعات‌ علمي‌ هيچ‌گونه‌ سنخيت‌ و شباهتي‌ وجود ندارد زيرا مبناي‌ اختراعات‌علمي، قوانين‌ و فن‌ آوري‌ هاي‌ علمي‌ از طريق‌ به‌ كارگيري‌ نيروهاي‌ هستي‌ - چون‌امواج‌ فضا، هوا، انرژي، برق‌ و غيره‌ است، در حالي‌ كه‌ مبناي‌ معجزه، صنع‌ الهي‌است‌ كه‌ سنتها و قوانين‌ ساري‌ و جاري‌ بر طبيعت‌ را درهم‌ مي‌شكند». صاحب ‌«المنير» مي‌افزايد: «گفتني‌ است‌ كه‌ ميان‌ زدن‌ عصا به‌ سنگ‌ و انفجار آب‌ از آن، هيچ‌ رابطه‌ علي‌ و ايجادي‌ وجود ندارد زيرا خداوند بزرگ‌ به‌ انفجار آب‌ از سنگ ‌يا هر جاي‌ ديگري، چه‌ با عصا، چه‌ بي‌ واسطه‌ عصا نيز قادر است‌ ولي‌ پاي‌ عصاي ‌موسي‌ را به‌ ميان‌ مي‌كشد تا از يك