ة (170)</a><a class="folder" href="w:html:1311.xml">صفحة (171) </a><a class="folder" href="w:html:1316.xml">صفحة (172)</a><a class="folder" href="w:html:1324.xml">صفحة (173)</a><a class="folder" href="w:html:1333.xml">صفحة (174) </a><a class="folder" href="w:html:1343.xml">صفحة (175)</a><a class="folder" href="w:html:1352.xml">صفحة (176)</a><a class="folder" href="w:html:1364.xml">صفحة (177)</a><a class="folder" href="w:html:1374.xml">صفحة (178)</a><a class="folder" href="w:html:1383.xml">صفحة (179)</a><a class="folder" href="w:html:1393.xml">صفحة (180) </a><a class="folder" href="w:html:1402.xml">صفحة (181)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:124.txt">آيه  89</a><a class="text" href="w:text:125.txt">آيه  90</a><a class="text" href="w:text:126.txt">آيه  91</a><a class="text" href="w:text:127.txt">آيه  92</a><a class="text" href="w:text:128.txt">آيه  93</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1231.txt">آيه  88</a><a class="text" href="w:text:1232.txt">آيه  89</a><a class="text" href="w:text:1233.txt">آيه  90</a><a class="text" href="w:text:1234.txt">آيه  91</a><a class="text" href="w:text:1235.txt">آيه  92</a><a class="text" href="w:text:1236.txt">آيه  93</a><a class="text" href="w:text:1237.txt">آيه  94</a><a class="text" href="w:text:1238.txt">آيه  95</a></body></html>آيه  88
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يَا شُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَكَ مِن قَرْيَتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا قَالَ أَوَلَوْ كُنَّا كَارِهِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سران‌ قومش‌ كه‌ استكبار ورزيده‌ بودند» يعني‌: اشراف‌ و بزرگان‌ سركش، مستكبر و كافرشان‌ «گفتند: اي‌ شعيب‌! يا بي‌گمان‌ تو و كساني‌ را كه‌ با تو ايمان‌آورده‌اند، از شهر خودمان‌ بيرون‌ مي‌كنيم، يا به‌ كيش‌ ما برگرديد» بدين‌ گونه، آن ‌سران‌ مستكبر فقط به‌ ترك‌ ايمان‌ و انكار دعوت‌ حق‌ اكتفا نكرده‌ بلكه‌ از روي‌ سركشي، سبكسري، غرور، ناسپاسي‌ و تجاوز، پا را از اين‌ حد فراتر گذاشتند وپيامبر خويش‌ و مؤمنان‌ را به‌ بيرون‌كردن‌ از شهر نيز تهديد كردند. يعني‌ از نظر آنها، شعيب‌(ع)  و همراهانش‌ ناگزير دو راه‌ بيشتر در پيش‌ رو ندارند: يا بيرون ‌شدن‌ از شهر و يا بازگشت‌ به‌ كيش‌ باطل‌ كفري‌ آنان‌ «گفت» شعيب‌(ع)  «حتي‌ اگر دلمان ‌نخواهد؟» يعني‌: آيا ما را به‌ كيش‌ خويش‌ باز مي‌گردانيد، هرچند ما از بازگشت‌ به ‌آن‌ كراهت‌ و نفرت‌ داشته‌ باشيم‌؟ يا معني‌ اين‌ است‌: آيا از شهر بيرونمان‌ مي‌كنيد، هرچند ما خواهان‌ بيرون‌ شدن‌ از آن‌ نباشيم‌؟ قطعا شما چنين‌ حقي‌ نداريد و براي ‌شما روا نيست‌ به‌ چيزي‌ مجبورمان‌ كنيد كه‌ دلمان‌ آن‌ را نمي‌خواهد زيرا كسي‌كه ‌زير فشار و اجبار قرار گيرد و از خود اختياري‌ نداشته‌ باشد، نه‌ موافقتش‌ موافقت‌ به ‌حساب‌ مي‌آيد و نه‌ بازگشتش‌ به‌ آيين‌ ديگري، بازگشت‌ حقيقي‌ تلقي‌ مي‌شود.
 
	آيه  89
‏متن آيه : ‏
‏ قَدِ افْتَرَيْنَا عَلَى اللّهِ كَذِباً إِنْ عُدْنَا فِي مِلَّتِكُم بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللّهُ مِنْهَا وَمَا يَكُونُ لَنَا أَن نَّعُودَ فِيهَا إِلاَّ أَن يَشَاءَ اللّهُ رَبُّنَا وَسِعَ رَبُّنَا كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً عَلَى اللّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در حقيقت، اگر بعد از آن‌كه‌ خدا ما را از آن‌ نجات‌ بخشيد، به‌ دين‌ شما» كه‌ شرك ‌است‌ «برگرديم، به‌ خدا دروغ‌ بسته‌ايم» زيرا شرك، دروغ‌بستن‌ به‌ خداي‌ سبحان ‌است، ازآن‌رو كه‌ كائنات‌ جز آفريدگار، مدبر و معبودي‌ يگانه‌ كه‌ همانا الله(ج)  است، آفريدگار ديگري‌ ندارد پس‌ هر كس‌ به‌ خداي‌ سبحان‌ شريك‌ قايل ‌شود، بي‌گمان‌ به‌ او دروغ‌ بسته‌ و مدعي‌ نقص ‌الوهيت‌ و ربوبيت‌ وي‌ شده‌ است‌. جمله‌: (بعد از آن‌كه‌ خدا ما را از آن‌ نجات‌ بخشيد) مفيد اين‌ معني‌ است‌ كه‌ جرم ‌بازگشت‌ مؤمن‌ به‌ كفر، بزرگتر از جرم‌ كسي‌ است‌ كه‌ حق‌ براي‌ وي‌ روشن‌ نشده‌ و در اصل‌ كافر بوده‌ است‌ زيرا كسي‌كه‌ بعد از ايمان‌ مرتد مي‌شود، در كفري‌ بزرگتر و الحادي‌ سخت‌تر از كفر كساني‌ فرورفته‌ كه‌ در اصل‌ كافر بوده‌اند «و هرگز ما را نسزد» يعني‌: هرگز براي‌ ما درست‌ نيست‌ و نه‌ هم‌ اصولي‌ و قاعده‌مند است‌ «كه‌ به‌آن‌ بازگرديم» به‌ هيچ‌ حالي‌ از احوال، بعد از آن‌كه‌ خداوند(ج)  ما را از آن‌ نجات ‌بخشيد «مگر آن‌كه‌ الله، پروردگار ما بخواهد» يعني‌: مگر آن‌كه‌ در مشيت‌ خداوند(ج)  چنين‌ رفته‌ باشد كه‌ ما به‌ كفر برمي‌گرديم‌ زيرا امور كائنات‌ همه‌ ـ اعم ‌از خير و شر ـ به‌ مشيت‌ او وابسته‌ است‌ «پرورگار ما از روي‌ دانش‌ بر هر چيزي‌ احاطه ‌دارد» يعني‌: علم‌ وي‌ به‌ همه‌ موجودات‌ احاطه‌ دارد پس‌ او مي‌داند كه‌ چه‌ دگرگوني‌هايي‌ بر احوال‌ بندگانش‌ روي‌ مي‌دهد «بر خدا توكل‌ كرده‌ايم» فقط بر او تكيه‌ و اعتماد كرده‌ايم‌ در اين‌كه‌ ما را بر ايمان‌ پايدار و ثابت‌قدم‌ بدارد، ميان‌ ما و كفر و اهل‌ آن‌ مانع‌ و حائل‌ ايجاد كند، نعمت‌ خويش‌ را بر ما تمام‌ گرداند و ما را از عذاب‌ خود در پناه‌ عصمت‌ خويش‌ نگه‌دارد «پروردگارا! ميان‌ ما و ميان‌ قوم‌ ما به‌راستي‌ فيصله‌ كن، كه‌ تو بهترين‌ فيصله‌كنندگاني» يعني‌: ميان‌ ما و ميان‌ قوم‌ ما به‌حق‌ و راستي‌ حكم‌ و داوري‌ كن، با پيروز ساختن‌ اهل‌ حق‌ بر اهل‌ باطل‌. گويي ‌ايشان‌ خواستار فرود آمدن‌ عذاب‌ بر كافران‌ شدند.
 
آيه  90
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْباً إِنَّكُمْ إِذاً لَّخَاسِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آن‌ اشرافي‌ از قومش‌ كه‌ كافر بودند، به‌ ياران‌ خود گفتند: اگر از شعيب‌ پيروي ‌كنيد» يعني‌: اگر به‌ دين‌ وي‌ در آييد و دين‌ خودتان‌ را فروگذاريد «در اين‌ صورت ‌قطعا زيانكاريد» مرادشان‌ از زيانكار شدن‌؛ هلاكت‌شان‌ است‌. يا مراد: زيان‌ كردن ‌به‌سبب‌ تمام‌ دادن‌ پيمانه‌ و وزن‌ و ترك‌ كم‌فروشي‌اي‌ است‌ كه‌ بر اساس‌ آن‌ با مردم ‌معامله‌ مي‌كردند.
 
	آيه  91
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ رجفه» يعني‌: زلزله‌ «آنان‌ را فرو گرفت» بعضي‌ گفته‌اند: رجفه، بانگ‌ مرگبار عذاب‌ بود «پس‌ در سراي‌ خويش، مرده‌ به‌ زانو درافتاده‌ صبح‌ كردند» و كاملا از پا درآمدند. تفسير نظير اين‌ عبارت، در داستان‌ صالح‌(ع)  گذشت‌.
 
	آيه  92
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ كَذَّبُواْ شُعَيْباً كَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا الَّذِينَ كَذَّبُواْ شُعَيْباً كَانُواْ هُمُ الْخَاسِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ شعيب‌ را تكذيب‌ كرده‌ بودند، گويي‌ خود هرگز در آن‌ سرزمين‌ ساكن ‌نبوده‌اند» يعني‌: آن‌ قوم‌ چنان‌ ريشه‌كن‌ شدند و آن‌ ديار بعد از نزول‌ عذاب، چنان ‌خراب‌ و خالي‌ شد كه‌ گويي‌ كسي‌ قبلا در آن‌ 