 دو، آن‌ را درمي‌يافتند «قطعا كافران‌» آنان‌ «مي‌گفتند: اين‌، جز سحري‌ آشكار نيست‌» بنابراين‌، به‌ آنچه‌ كه‌ مشاهده‌ و لمس‌ كرده‌ بودند، از روي‌ عناد و سركشي‌ ايمان‌ نمي‌آوردند پس‌ درحالي‌ كه‌ رفتار آنان‌ با يك‌ حقيقت‌ ديدني‌ و محسوس‌ اين‌چنين‌ باشد، ديگر حال‌ آنها با وحي‌ مجرد بر رسول‌ خداص كه‌ به‌وسيله‌ فرشته‌ موكلي‌ نازل‌ مي‌شود كه‌ نه‌ آن‌ را مي‌بينند و نه‌ احساس‌ مي‌كنند، چگونه‌ خواهد بود؟
 
آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنزَلْنَا مَلَكاً لَّقُضِيَ الأمْرُ ثُمَّ لاَ يُنظَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سبب‌ نزول: رسول‌ خداص قوم‌ خويش‌ را به‌سوي‌ اسلام‌ فراخواندند و حكم‌ خداي‌ عزوجل‌ را به‌ آنان‌ ابلاغ‌ كردند اما جمعي‌ از سران‌ قريش‌ گفتند: اي‌ محمد! كاش‌ با تو فرشته‌اي‌ همراه‌ گردانيده‌ مي‌شد تا درباره‌ رسالتت‌ با مردم‌ سخن ‌مي‌گفت‌...! همان‌ بود كه‌ نازل‌ شد: «و كافران‌ گفتند: چرا بر پيامبر فرشته‌اي‌ فرودآورده‌ نشد» يعني‌ مي‌گويند: اي‌ محمد! چرا خداوند بر تو فرشته‌اي‌ نازل‌ نكرد، به‌گونه‌اي‌ كه‌ ما آن‌ را ببينيم‌ و او با ما دراين‌باره‌ كه‌ تو پيامبر هستي‌، سخن‌ بگويد تا به ‌تو ايمان‌ آورده‌ و از تو پيروي‌ كنيم‌؟ «و اگر فرشته‌اي‌ نازل‌ مي‌كرديم‌» يعني: به‌ همان‌ اوصافي‌ كه‌ آنها پيشنهاد كردند، به ‌گونه‌اي‌ كه‌ او را مشاهده‌ كرده‌ و با اوسخن‌ مي‌گفتند و از او سخن‌ مي‌شنيدند؛ «قطعا كار تمام‌ شده‌ بود» يعني: بي‌ترديد آنان‌ را هلاك‌ ساخته‌ بوديم‌؛ چنانچه‌ در هنگام‌ فرود آمدن‌ فرشته‌ و ديدن‌ وي‌، ايمان‌ نمي‌آوردند «باز ديگر مجال‌ و مهلتي‌ داده‌ نمي‌شدند» بعد از فرود آمدن‌ ومشاهده‌ آن‌ فرشته‌. يا معني‌ اين‌ است: اگر فرشته‌ را مشاهده‌ مي‌كردند، از هول‌ و هراس‌ ديدن‌ او جان‌ مي‌باختند و نابود مي‌شدند. انبيا(ع) هم‌ كه‌ گاهي‌ فرشتگان‌ را به ‌صورت‌ اصلي‌ آنها مي‌ديدند ـ چنان‌كه‌ در مورد رسول‌اكرم‌ص روايت ‌شده ‌است‌ ـ به‌ اين‌ دليل‌ بود كه‌ ايشان‌ با وجود آن‌ كه‌ بشرند ولي‌ استعداد و قابليت‌هاي‌ رواني‌ و روحي‌ و قلبي‌ آنها با بشر عادي‌ فرق‌ مي‌كند.
 
	﴿ سوره‌ انعام ﴾
مکي‌ است‌ و داراي‌ (165) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه‌: به‌ سبب‌ آن‌ كه‌ در آيات‌ (139، 138) اين‌ سوره‌، از (انعام: چارپايان‌) سخن‌ رفته‌ است‌، آن‌ را «انعام‌» ناميدند.
فضيلت‌ آن: در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌عمرك از رسول‌ خداص آمده‌ است‌كه‌ فرمودند: «سوره‌ انعام‌ تماما يكباره‌ بر من‌ نازل‌ شد درحالي‌ كه‌ هفتادهزار فرشته ‌با بانگ‌ تسبيح‌ و تحميد آن‌ را همراهي‌ مي‌كردند». علماي‌ اسلام‌ مي‌گويند: اين‌سوره‌ صف ‌آراي‌ محاجه‌ و مبارزه‌ با مشركان‌ و تكذيب‌كنندگان‌ معاد است‌ و به‌پايدارساختن‌ اصول‌ عقيده‌ و ايمان‌ در بنياد انديشه‌ و خرد و ضمير انسان‌ توجه‌ دارد.
شش‌ آيه‌ از اين‌ سوره‌ مدني‌ است‌.
 
آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ تَوَلَّيْتُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنتُم مِّنَ الْخَاسِرِينَ ‏
 
‏ترجمه :
«سپس‌ شما» اي‌ يهوديان‌! «بعد از آن‌» دادن‌ پيمان‌ «اعراض‌ كرديد» يعني: از پيماني‌ كه‌ از شما گرفته‌ شد، روي‌ گردانديد «و اگر فضل‌ خدا و رحمت‌ او بر شمانبود» به‌ اين‌ كه‌ شما را مورد لطف‌ و رحمت‌ خويش‌ قرار داد و توبه‌ كرديد «مسلما از زيانكاران‌» يعني: از بازندگان‌ سعادت‌ دنيا و آخرت‌ «بوديد».
 

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:951.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:952.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:953.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:954.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:955.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:956.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:957.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:958.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:959.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:960.txt">آيه  18</a></body></html>آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكاً لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلاً وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر آن‌ فرستاده‌ را فرشته‌اي‌ مي‌گردانيديم‌، بي‌گمان‌ او را به‌صورت‌ مردي ‌درمي‌آورديم‌» يعني: اگر هم‌ آن‌ فرستاده‌ به‌سوي‌ پيامبراكرم‌ص را فرشته‌اي ‌مي‌گردانيديم‌ كه‌ او را مشاهده‌ كنند و مورد خطابش‌ قراردهند، بي‌گمان‌ او را مردمي ‌گردانيديم‌ زيرا انسانها نمي‌توانند فرشتگان‌ را به‌ صورت‌ حقيقي‌اي‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ايشان‌ را بر آن‌ آفريده‌، ببينند، مگر بعد از آن‌ كه‌ به‌شكل‌ اجسام‌ مشابه‌ با اجسام‌ بني‌آدم‌ ـ با همان‌ تراكم‌ و جسامت‌ و چگالي‌ آن‌ ـ مجسم‌ شوند چنان‌كه ‌ابن‌عباس‌(رض)  فرمود: «اگر آنها فرشته‌ را به‌ صورت‌ اصلي‌ آن‌ مي‌ديدند، قطعا مي‌مردند زيرا تاب‌ و توان‌ ديدن‌ فرشته‌ را نداشتند». حتي‌ در مقياس‌ عالم‌ ماده‌ نيز ثابت‌ شده‌است‌ كه: ميدان‌ درك‌ حواس‌ بشر محدود است‌ و چشم‌ بشر نمي‌تواند ماده‌ را در صورت‌ تلطيف‌ شده‌ آن‌، يا در حالتي‌ كه‌ داراي‌ چگالي‌ و تراكم‌ بسيار بالايي‌ باشد، ببيند، همان‌ گونه‌ كه‌ «انشتين‌» اين‌ قانون‌ را توضيح‌ داده‌است‌. پس‌ هرگاه‌ در عالم‌ ماده‌ چنين‌ باشد، در عالم‌ غيب‌ چگونه‌ خواهد بود؟ بنابراين‌، اگرخداي‌ عزوجل‌ رسول‌ خويش‌ به‌سوي‌ بشر را فرشته‌ مشاهده‌ شده‌ مورد خطابي‌ قرارمي‌داد، قطعا انسانها از او مي‌گريختند و با او انس‌ نمي‌گرفتند و رعب‌ و وحشت‌ از او سراپاي‌ وجودشان‌ را فرا مي‌گرفت‌، آن‌ وقت‌، طبيعي‌ بود كه‌ ترس‌ حاصله‌ ازاين‌ امر، آنان‌ را از سخن‌گفتن‌ با آن‌ فرشته‌ و مشاهده‌ وي‌ باز مي‌داشت‌ «و هرآينه‌ كار را بر آنچه‌ كه‌ هم‌اكنون‌ اشتباه‌ مي‌كنند، بر آنان‌ مشتبه‌ مي‌گردانيديم‌» يعني: همين ‌التباس‌ و خلطيتي‌ كه‌ هم‌اكنون‌ درآنند و مي‌گويند كه‌ پيامبر هم‌ بشري‌ مانند ماست‌، در آن‌ صورت‌ نيز اتفاق‌ مي‌افتاد زيرا وقتي‌ آنان‌ فرشته‌ را به‌ صورت‌ انساني‌ وي ‌مي‌ديدند، قطعا مي‌گفتند: اين‌ هم‌ انسان‌ است‌ و فرشته‌ نيست‌ پس‌ كار همچنان‌ بر آنان‌ مشتبه‌ و آشفته‌ باقي‌ مي‌ماند.
 
آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُواْ مِنْهُم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ حق‌ تعالي‌ پيامبراكرم ص را از اين‌ كه‌ با تكذيب‌ دروغ‌ انگاران‌ قومش ‌روبرو مي‌گردد، تسليت‌ و دلجويي‌ نموده‌ مي‌فرمايد: «و همانا پيش‌ از تو نيز پيامبراني‌ به‌ استهزا گرفته‌ شدند» يعني: اگر تو با استهزاي‌ آنان‌ روبرو هستي‌، انبياي ‌پيشين‌ نيز در معر