ان‌ انصار در باره‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ روايت‌ كرده‌است‌ كه‌ فرمودند: «هيچ‌ طايفه‌اي‌ از اعراب‌ در مورد بعثت‌ رسول‌ خدا ص چون‌طايفه‌ ما آگاهي‌ نداشتند زيرا يهوديان‌ در جوار ما در مدينه‌ زندگي‌ مي‌كردند و آنان‌ اهل‌ كتاب‌ بودند و ما بت‌پرست، و چون‌ از سوي‌ ما به‌ آنان‌ بدي‌ و آزاري‌مي‌رسيد، مي‌گفتند: قطعا در اين‌ روزگار نزديك‌ پيامبري‌ برانگيخته‌ مي‌شود وزمان‌ بعثتش‌ نزديك‌ است، در آن‌ هنگام‌ ما از او پيروي‌ كرده‌ و همراه‌ با او، شما را چون‌ كشتار عاد و ارم، يك‌سره‌ مي‌كشيم‌ و از ميان‌ برمي‌داريم‌! اما چون‌رسول‌ خداص به‌ رسالت‌ مبعوث‌ شدند، ما (انصار) از ايشان‌ پيروي‌ كرديم، ولي‌آنان‌ (يهود) به‌ آن‌ حضرت‌ ص كفر ورزيدند». «پس‌ لعنت‌ خدا بر كافران‌» يعني: بر يهوديان‌ «باد».

آيه  96
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر اهل‌ آن‌ شهرها» كه‌ پيامبران‌ خويش‌ را به‌سويشان‌ فرستاديم‌ «ايمان‌ آورده‌بودند» به‌ آن‌ پيامبران‌: «و پرهيزگاري‌ كرده‌ بودند» از پافشاري‌ بر كفر و اصرار بر زشتي‌ها و پليدي‌هايي‌ كه‌ مرتكب‌ مي‌گشتند «قطعا بر آنان‌ بركاتي‌ از آسمان‌ و زمين‌مي‌گشوديم» يعني‌: براي‌ آنان‌ خيرات‌ و بركات‌ آسمان‌ و زمين‌ را فراهم‌ و ميسر مي‌ساختيم‌ چنان‌كه‌ درهاي‌ بسته‌ با بازكردن‌ گشوده‌ مي‌شود. مراد از خير آسمان‌: باران‌ و مراد از خير زمين‌: رستني‌ها و ساير بركات‌ آن‌ است‌. اين‌ آيه‌ دليل‌ بر آن‌است‌ كه‌ رفاه‌ سالم‌ اقتصادي، با ايمان‌ و تقوي‌ و پايبندي‌ به‌ شريعت‌ الله(ج)  در دسترس‌ است‌ «وليكن» اهالي‌ آن‌ شهرها «تكذيب‌ كردند» آيات‌ و پيامبران‌ ما را، از اين‌ رو، نه‌ ايمان‌ آوردند و نه‌ تقوي‌ پيشه‌ كردند «پس‌ آنان‌ را به» سبب‌ «آنچه‌ مي‌كردند» از گناه‌ و كفر «فروگرفتيم» به‌ عذاب‌ و بلا.
 
	آيه  97
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتاً وَهُمْ نَآئِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا اهل‌ شهرها» يعني‌: كافران‌ آنها «ايمن‌ شده‌اند از اين‌كه‌ عذاب‌ ما شبانگاه‌ ـ درحالي‌ كه‌ به‌ خواب‌ فرو رفته‌اند ـ به‌ آنان‌ برسد؟» مراد؛ ساكنان‌ شهرهايي‌ چون‌ عاد و ثمود و مدين‌اند كه‌ قبلا ذكرشان‌ رفت‌. به‌ قولي‌ديگر: مراد از «قري»، شهر مكه‌ و ماحول‌ آن‌ است، از آن‌ رو كه‌ رسول‌ خداص را تكذيب‌ مي‌كردند.
 
	آيه  98
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا ضُحًى وَهُمْ يَلْعَبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا اهل‌ شهرها ايمن‌ شده‌اند از اين‌كه‌ عذاب‌ ما نيمروز به‌ آنان‌ در رسد» آن‌گاه‌ كه‌ آفتاب‌ مي‌درخشد و بالا مي‌آيد «درحالي‌ كه‌ به‌بازي‌ سرگرمند» يعني‌: در حالي‌كه‌ مشغول‌ اموري‌ هستند كه‌ هيچ‌ فايده‌اي‌ برايشان‌ در بر ندارد لذا بيشتر به‌ بازي‌ مي‌ماند؟
	آيه  99
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَأَمِنُواْ مَكْرَ اللّهِ فَلاَ يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا از مكرالله» يعني‌: از عذابي‌ كه‌ برايشان‌ انديشيده‌ است‌ ـ در حالي‌كه‌ از آن ‌بي‌خبرند «ايمن‌ شده‌اند؟» به‌ قولي‌ ديگر: مكر خدا در اينجا، استدراج‌ او براي‌ آنان‌ با بخشيدن‌ نعمت‌ و سلامتي‌ و فروگذاشتن‌شان‌ بر همين‌ حال‌؛ سپس‌ فروگرفتن‌ ناگهاني‌شان‌ است‌ «با آن‌كه‌ جز گروه‌ زيانكار» كه‌ همانا كافرانند «كسي‌ خود را از مكر خدا ايمن‌ نمي‌داند».
 
	آيه  100
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَلَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الأَرْضَ مِن بَعْدِ أَهْلِهَا أَن لَّوْ نَشَاء أَصَبْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَنَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَسْمَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا براي‌ كساني‌كه‌ زمين‌ را پس‌ از هلاك‌ ساكنان‌ آن‌ به‌ ارث‌ مي‌برند، روشن‌ نشده‌ است‌ كه‌ اگر مي‌خواستيم‌ آنان‌ را به‌ كيفر گناهانشان‌ مي‌رسانديم» و نابودشان ‌مي‌كرديم، همان‌ گونه‌ كه‌ ساكنان‌ قبلي‌ آن‌ سرزمين‌ را نابود كرديم‌؟ «و بر دلهايشان‌ طبع‌ مي‌نهيم‌ تا ديگر نشنوند» طبع‌: مهر نهادن‌ و قفل‌ كردن‌ چيزي‌ است ‌به‌طوري‌ كه‌ هيچ‌ چيز به‌ اندرون‌ آن‌ نفوذ نكند. يعني‌: آنها به‌سبب‌ مهر نهادن‌ بر دلهايشان، چنان‌ گشته‌اند كه‌ پندها، حجتها و بيم‌ و هشدارهاي‌ پيامبران‌ الهي‌ را نمي‌شنوند لذا حقيقت‌ گرفتار ساختن‌شان‌ به‌ چنگ‌ عذاب‌ ـ با وصف‌ روشني‌ و وضوح‌ خود ـ برآنها روشن‌ نمي‌شود و از اين‌ امر غافلند كه‌ ميان‌ آنان‌ و پيشينيانشان‌ هيچ‌گونه‌ فرقي‌ وجود ندارد.
 
آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ تِلْكَ الْقُرَى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَآئِهَا وَلَقَدْ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ مِن قَبْلُ كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللّهُ عَلَىَ قُلُوبِ الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ شهرها را» كه‌ قبلا ذكر آنها رفت‌ و نابودشان‌ ساختيم، كه‌ عبارت‌ از: شهرهاي‌ اقوام‌ نوح، هود، صالح، لوط و شعيب‡ بودند، «برخي‌ از خبرهاي‌ آن‌را بر تو» اي‌ محمدص «حكايت‌ مي‌كنيم» ولي‌ آنها خبرهاي‌ ديگري‌ هم‌ دارند كه‌ ما آن‌ را بر تو حكايت‌ نكرده‌ايم‌ «در حقيقت‌ پيامبرانشان‌ معجزات‌ روشن‌ برايشان ‌آوردند، اما آنان‌ بر آن‌ نبودند كه‌ ايمان‌ آورند» در هنگام‌ آمدن‌ پيامبران‌ حامل ‌معجزات، «به‌ آنچه‌ قبلا تكذيب‌ كرده‌ بودند» يعني‌: قبل‌ از آن‌كه‌ پيامبران‌‡ آن‌معجزات‌ را برايشان‌ بياورند. يا معني‌ اين‌ است‌: هنگامي‌ كه‌ اين‌ معجزات‌ را ديدند، ايمان‌ نياوردند، به‌سبب‌ آن‌كه‌ قبل‌ از ديدن‌ آن‌ معجزات‌ تكذيب‌ پيشه‌ كرده‌ بودند پس‌ حالشان‌ در هنگام‌ آمدن‌ پيامبران‌ با اين‌ معجزات، همانند حالشان‌ قبل‌ از آن‌ است‌ «اين‌ گونه، خدا بر دلهاي‌ كافران‌ مهر مي‌نهد» زيرا دانسته‌ است‌ كه‌ آنها پايداري‌ بر كفر را انتخاب‌ مي‌كنند، از اين‌ رو، هيچ‌ پند و تذكر، ترغيب‌ و تشويق‌ وبيم‌ و تهديدي‌ در آنان‌ سودمند واقع‌ نمي‌شود.
 
	آيه  102
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا وَجَدْنَا لأَكْثَرِهِم مِّنْ عَهْدٍ وَإِن وَجَدْنَا أَكْثَرَهُمْ لَفَاسِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در بيشتر آنان» يعني‌: در بيشتر مردم‌ «وفاي‌ به‌ عهد نيافتيم» بلكه‌ عهدشكني‌ خوي‌ و شيوه‌ آنهاست‌. مراد از (عهد)، همان‌ عهدي‌ است‌ كه‌ از بشر در«عالم‌ ذر»[3] گرفته‌ شد. به‌ قولي‌ ديگر: مراد از عهدشكنان، كفارند به‌طور عام‌ كه ‌اكثرشان‌ عهد و وفايي‌ ندارند و ف