شده‌ است‌ كه‌ فرمود : «رسول‌ خدا ص نمي‌دانستند كه‌ چگونه‌ ميان‌ سور ه‌ها فاصله‌ قرار داده‌ و آنها را از هم‌ جدا كنند تا آن‌ كه‌: بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌ بر ايشان‌ نازل‌ شد». در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «كل‌ أمر ذي ‌بال‌ لم‌ يبدأ ببسم ‌الله فهو أبتر: هركار مهمي‌ كه‌ به‌نام‌ خداي‌ عزوجل‌ آغاز نشود، آن‌ كار ابتر [بي‌خير و بركت] است‌». همچنين‌ صحابه‌(رض) تلاوت‌ كتاب‌ خدا(ج) را با: (بسم‌ الله الرحمن‌ الرحيم‌) آغاز مي‌كردند، لذا تلاوت‌ آن‌ در آغاز هرسخن‌ و عمل‌نيكي‌، مستحب‌ است‌. خواندن‌ آن‌ در آغاز وضوء نيز مستحب‌ مي‌باشد زيرا درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «براي‌ كسي‌ كه‌ نام‌ خداوند(ج) را بر وضوء نبرد، وضوئي‌نيست‌». همچنين‌ خواندن‌ آن‌ در هنگام‌ ذبح‌ ـ نزد امام‌ شافعي ـ مستحب‌است‌ ، ولي‌ ائمه‌ ديگر آنرا واجب‌ شمرده‌اند. در هنگام‌ غذا خوردن‌ نيز خواندن ‌آن‌ مستحب‌ است‌ زيرا در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «قل‌ بسم‌ الله وكل‌ بيمينك‌ وكل‌ مما يليك: وقتي‌ مي‌خواهي‌ غذا بخوري‌، در آغاز آن‌ بسم‌ الله  بگو، آن‌گاه‌ با دست ‌راستت‌ بخور و از آنچه‌ در جلوي‌ تو است‌ بخور». چنان‌كه‌ خواندن‌ آن‌ در هنگام‌ مقاربت‌ جنسي‌ نيز مستحب‌ مي‌باشد زيرا در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ : 
«لو أن‌ أحدكم إذا أراد أن‌ يأتي‌ أهله‌ قال‌: بسم‌ الله‌، اللهم‌ جنبنا الشيطان‌ وجنب‌ الشيطان‌ ما رزقتنا، فإنه ‌إن‌ يقدر بينهما ولد لم‌ يضره‌ الشيطان‌ أبدا».  
«اگر يكي‌ از شما آن‌گاه‌ كه‌ مي‌خواهد با همسرش‌ همبستر شود ، بگويد: به‌نام‌ خدا، بار خدايا! ما را از شيطان‌ دور بدار وشيطان‌ را از آنچه‌ روزي‌ مان‌ نموده‌اي‌ (از فرزند) بر كنار بدار؛ در اين‌ صورت‌ اگر در ميان‌ آن‌ دو فرزندي‌ مقدر شود، شيطان‌ هرگز نمي‌تواند به‌ او آسيبي‌برساند».
«به‌نام‌ الله بسيار بخشاينده‌ و بسيار مهربان»‌ الله: يعني‌ معبود بر حق‌؛ نام‌ مقدس‌ذات‌ خداوند(ج) است‌ كه‌ بر غير وي‌ اطلاق‌ نگرديده‌. اصل‌ آن‌ «اله‌» است‌ كه‌ بر هرمعبودي‌ ـ به‌ حق‌ يا به‌ باطل‌ ـ اطلاق‌ مي‌گرديد و سرانجام‌ اطلاق‌ آن‌ بر معبود برحق‌ غالب‌ گشت‌. به‌ قولي‌: «الله» اسم‌ اعظم‌ الهي‌ است‌ زيرا به‌ تمام‌ صفات‌ قدسي‌ موصوف‌ مي‌شود؛ چنان‌كه‌ خداوند متعال‌ فرموده‌ است‌: 
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلَهَ إِلا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ (22)
«الله كسي‌ است‌ كه‌ معبودي‌ جز اونيست‌، داناي‌ نهان‌ و آشكار است‌ ، رحمان‌ و رحيم‌ است‌... » [حشر/ 22 ــ 24].
ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ در اين‌ دو آيه‌، تمام‌ اسماء ديگر، صفات‌ «الله» قرارگرفته‌ اند.
و از آنجا كه‌ جز خداي‌ تبارك‌ و تعالي‌ كسي‌ ديگر به‌ نام‌ «الله» ناميده‌ نشده، لذا طبق‌ قاعده‌ براي‌ «الله» در سخن‌ عرب‌ اشتقاقي‌ سراغ‌ نداريم‌ بنابراين‌، اسم‌ الله «جامد» است‌ نه‌ «مشتق» و اين‌ رأي‌ اكثر اصوليان‌ و فقها مي‌باشد.
«رحمن‌» و «رحيم‌»، دو اسم‌ مشتق‌ از رحمت‌ ـ بر وجه‌ مبالغه‌ ـ اند، البته‌ مبالغه ‌«رحمان» از «رحيم‌» در معناي‌ رحمت‌ بيشتر است‌. چنان ‌كه‌ ابن‌ جرير طبري‌ در تفسير آنها مي‌گويد: «خداوند متعال‌ بر تمام‌ خلق‌ رحمان‌ و به‌ مؤمنان‌ رحيم‌است». اسم‌ «رحمن‌» نيز ويژه‌ خداوند متعال‌ مي‌باشد كه‌ ديگران‌ نبايد بدان‌ ناميده ‌شوند.
بنابراين‌، معناي‌ اجمالي‌ «بسم‌ الله الرحمن‌ الرحيم‌» اين‌ است‌: قبل‌ از هر چيز، به‌نام‌ خداي‌ عزوجل‌ و به‌ ياد و تسبيح‌ او آغاز مي‌كنم‌ در حالي‌ كه‌ از او در تمام‌ امور خويش‌ ياري‌ مي‌جويم‌ زيرا او پروردگار و معبود برحقي‌ است‌ كه‌ رحمتش‌ بر همه‌چيز گسترده‌ است‌، نعمت‌ دهنده‌ نعمتهاي‌ بزرگ‌ و كوچك‌ تنها اوست‌ و تنها بخشش‌ و مهرباني‌ و احسان‌ اوست‌ كه‌ فراوان‌، مدام‌ و مستمر است‌.
حكم‌ آن‌: مالكي‌ها و حنفي‌ها برآنند كه‌: «بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌» آيه‌اي‌ از سوره ‌فاتحه‌ و ساير سوره‌ها نيست، بلكه‌ تنها آغازگر سوره‌هاست‌ كه‌ فقط براي‌ قراردادن‌ فاصله‌ ميان‌ سوره‌ها در ابتداي‌ آنها نوشته‌ شده‌ است‌. اما شافعي‌ها و حنبلي‌ها برآنند كه‌: «بسم‌ الله الرحمن‌ الرحيم‌» آيه‌اي‌ از سوره‌ فاتحه‌ است‌، لذا خواندن‌ آن ‌در نماز واجب‌ مي‌باشد. از اختلاف‌ فقهي‌ يادشده‌ كه‌ بگذريم‌، أمت‌ اسلام‌ اتفاق‌نظر دارند بر اين‌ كه: «بسم‌ الله الرحمن‌ الرحيم‌» بخشي‌ از يك‌ آيه‌ در سوره‌ «نمل‌» است‌:
(إِنَّهُ مِن سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ‏) 
«اين‌ نامه‌اي‌ از جانب‌ سليمان‌است‌ و اين‌ نامه‌ به‌ نام‌ خداوند بخشايشگر مهربان‌ است‌ ». [ نمل /‌30].

 

آيه  103
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ أَنَّهُمْ آمَنُواْ واتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِّنْ عِندِ اللَّه خَيْرٌ لَّوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر آنان‌ ايمان‌ مي‌آوردند» به‌ پيامبرص و قرآن‌ «و پرهيزگاري‌ مي‌كردند» ازسحر و كفري‌ كه‌ در آن‌ فرو رفته‌اند «هرآينه‌ پاداشي‌ كه‌ از نزد الله مي‌يافتند، بهتربود» برايشان‌ از آنچه‌ كه‌ از بهره‌هاي‌ ناچيز دنيا به‌ وسيله‌ سحر به‌دست‌ مي‌آورند، اما «اگر مي‌دانستند» به‌ علمي‌ درست، كه‌ چنين‌ نيست‌ بلكه‌ باورهايشان‌ متكي‌ برپندار و تقليد است‌.
 
آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالُواْ اللَّهُمَّ إِن كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِندِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِّنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هنگامي‌ كه‌ گفتند: خدايا! اگر اين‌ قرآن‌ همان‌ حق‌ از جانب‌ توست‌ پس‌ بر ما از آسمان‌ سنگ‌ بباران‌، يا عذابي‌ دردناك‌ بر سر ما بياور» اين‌ سخن‌ را از سر جهل‌ و تندروي‌ و افراطگري‌ در انكار و تكذيب‌شان‌ گفتند، در حالي‌كه‌ حق‌ اين‌ بود تا بگويند: خدايا! اگر اين‌ قرآن‌ حق‌ است‌، ما را به‌سوي‌ آن‌ هدايت‌ كن‌ و به‌ ما توفيق ‌بده‌ تا از آن‌ پيروي‌ كنيم‌!
	آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مادام‌ كه‌ تو در ميانشان‌ هستي‌، خداوند عذاب‌كننده‌ آنان‌ نيست» يعني: اي ‌محمدص! مادام‌ كه‌ تو در ميانشان‌ هستي‌، آنان‌ از عذاب‌ استيصال‌ و براندازي‌ كامل‌ در مهلت‌ قرار دارند زيرا سنت‌ خداي‌ عزوجل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ هيچ‌ امتي‌ را درحالي‌كه‌ پيامبرشان‌ در ميانشان‌ است‌، به‌ عذاب‌ استيصال‌ عذاب‌ نكند «و خدا عذاب‌كننده‌ آنان‌ نيست‌ درحالي‌كه‌ استغفار مي‌كنند» يعني: خداوند(ج)  عذاب‌ كننده‌ مشركان‌ 