بِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ » :  ( نگا : إسراء / 44 ، نور / 41 ، حشر / 24 ) . « الصَّوَاعِقَ » : جمع صاعِقَة ، آذرخش . آتشي كه بر اثر رعد و برق شديد پديد مي‌آيد . « الِْمحَالِ » : اگر مصدر باب مفاعله بشمار آيد ، به معني مُكايَدَه ، يعني چاره‌جوئي و چاره‌سازي است ، و اگر اسم باشد ، به معني قوّت و قدرت است . اصل آن ( محلّ ) به معني حيله و نيرنگ است . برخي هم آن را از ( حَوْل ) و هم‌ريشه با ( حيلَة ) مي‌دانند ، و قوّت و نقمت معني مي‌كنند .  ( نگا : اعراف‌ / 183 ، طارق / 15 و 16 ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2000.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:2001.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:2002.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:2003.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:2004.txt">آيه  18</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="folder" href="w:html:4.xml">فهرست سوره ها</a><a class="folder" href="w:html:10.xml">جزء 1 تا 10</a><a class="folder" href="w:html:1554.xml">جزء 11 تا 20</a><a class="folder" href="w:html:3822.xml">جزء 21 تا 30</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:21.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:22.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:23.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:24.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:25.txt">آيه  5</a></body></html>آيه  155
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و قطعاً شما را با برخي از ( امور همچون ) ترس و گرسنگي و زيان مالي و جاني و كمبود ميوهها ، آزمايش ميكنيم ، و مژده بده به بردباران .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَنَبْلُوَنَّكُمْ » : بيگمان شما را ميآزمائيم . « الأَنفُسِ » : جانها . كسان . اشخاص .‏
 

آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَسْتَجِيبُونَ لَهُم بِشَيْءٍ إِلاَّ كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْمَاء لِيَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلاَلٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خدا است كه شايسته نيايش و دعا است . كساني كه جز او ديگران را به ياري مي‌خوانند ، به هيچ وجه دعاهايشان را اجابت نمي‌نمايند و كمترين نيازشان را برآورده نمي‌كنند . آنان ( كه غير خدا را به فرياد مي‌خوانند ، و به جاي آفريدگار ، از آفريدگان برآوردن نيازهايشان را درخواست مي‌نمايند ) به كسي مي‌مانند كه ( بركنار آبي دور از دسترس نشسته باشد و ) كف دستهايش را باز و به سوي آب دراز كرده باشد ( و آن آب را به سوي خود بخوانَد ) تا آب به دهان او برسد ، و هرگز آب به دهانش نرسد . دعاي كافران ( و پرستش ايشان ) جز سرگشتگي و بيهوده‌كاري نيست .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« دَعْوَةُ الْحَقِّ » : نيايش راستين . پرستش حقيقي . اضافه موصوف به صفت است . « لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ » : شايسته نيايش و بايسته پرستش خدا است . سزاوار تقاضاي نياز ، و درخور طلب اجابتِ دعا خدا است . « أَلَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللهِ » : كساني كه جز خدا را به فرياد مي‌خوانند و جز او را پرستش مي‌كنند . « لا يَسْتَجِيبُونَ لَهُم بِشَيْءٍ » : اصلاً دعاهايشان را نمي‌شنوند و به فريادشان نمي‌رسند . نيازي از نيازهايشان را برآورده نمي‌سازند و كاري برايشان نمي‌كنند . « إِلاّ » : مگر . يعني اجابت دعا و برآوردن نياز توسّط پرستش شوندگان و به ياري خواندگان ، چيزي جز همانند پاسخ و اجابت آب در برابر درخواست چنان فردي نيست . « مَا هُوَ بِبَالِغِهِ » : او به آب دسترسي پيدا نمي‌كند . آب به او يا به دهانش نمي‌رسد . « دُعَآءُ » : دعا . پرستش . « ضَلالٍ » : گمراهي و سرگشتگي . بيهوده‌كاري و پوچگرائي .‏
 
آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِلّهِ يَسْجُدُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَظِلالُهُم بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنچه در آسمانها و زمين است - خواه ناخواه‌ - خداي را سجده مي‌برد ( و در برابر عظمت او سر تسليم و تكريم فرود مي‌آورد ) ، همچنين سايه‌هاي آنها ( كه همچون خود آنها از نظم و نظام دقيق و فرمانبرداري شگفت برخوردارند ) بامدادان و شامگاهان در مقابلش به سجده مي‌افتند ( و پيوسته در برابر اراده باري كرنش مي‌برند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَسْجُدُ » : سجده مي‌كند . كرنش مي‌برد . در اينجا مراد اطاعت و فرمانبرداري از اراده و خواست حضرت باري است ( نگا : آل‌عمران‌ / 83 ) . « مَنْ » : كساني كه . واژه ( مَنْ ) براي ذوي‌العقول ، يعني انسانها و فرشتگان و پريان به كار مي‌رود ، وليكن در اينجا از راه تغليب شامل غير ذوي‌العقول نيز مي‌باشد و به معني ( آنچه ) است ( نگا : نحل‌ / 49 ) . « طَوْعاً أَوْ كَرْهاً » : خواه ناخواه . يعني همه‌كس و همه‌چيز در برابر فرمان خدا خاضع و فرمانبردار مي‌باشند ، ولي خضوع و فرمانبرداري دسته‌اي تكويني است ، و خضوع و فرمانبرداري دسته‌اي تكويني و تشريعي است . مؤمنان از روي ميل و رغبت در پيشگاه پروردگار به سجده مي‌افتند ، امّا غير مؤمنان هرچند حاضر به چنين سجده‌اي نيستند ، تمام ذرّات وجودشان از نظر قوانين آفرينش خواه ناخواه تسليم فرمان خدا است . اين دو واژه مصدر و حال مي‌باشند ( نگا : آل‌عمران‌ / 83 ) . « ظِلالُهُمْ » : سايه‌هاي آنان . مراد اين است كه سايه‌هاي اشياء نيز از نظم و نظام شگفتي برخوردار است و علاوه از فوائد ظاهري ، مي‌توان از سايه‌ها براي اندازه‌گيري خود اشياء سود جست و نيز همچون ساعت ، زمان را بدانها سنجيد . « الْغُدُوِّ » : جمع غَداة ، بامدادان . « الآصَال‌ » : جمع أَصيل ، شامگاهان ( نگا : اعراف‌ / 205 ) . « بِالْغُدُوِّ وَ الآصَالِ » : مراد هميشه و پيوسته است .‏
 
آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُلِ اللّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُم مِّن دُونِهِ أَوْلِيَاء لاَ يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ نَفْعاً وَلاَ ضَرّاً قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ أَمْ جَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء خَلَقُواْ كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي محمّد ! به مشركان ) بگو : چه كسي پروردگار آسمانها و زمين است‌ ؟  ( و آنها را مي‌گرداند و مي‌پايد ؟ جواب درست را براي آنان بيان كن و ) بگو : الله . بگو : آيا جز خدا اولياء ( و معبودهائي ) براي خود برگزيده‌ايد ( و بدانها تمسّك جسته‌ايد ) كه براي خودشان ( چه رسد به شما ) سودي و زياني ندارند ؟ بگو : آيا كور ( كه شمائيد ) و بينا ( كه مؤمنانند ) برابرند ؟ يا اين كه تاريكيها ( كه پرستشهاي كوركورانه شما است ) و نور ( كه هدايت خدا و ارمغان مؤمنان است ) يكسان است‌ ؟ يا اين كه ( شدّت گمراهي آنان را بدانجا كشانده است كه ) براي خدا انبازهائي قائل مي‌شوند كه ( به گمان ايشان ) آنها همچون خدا دست به آفرينش يازيده‌اند ( و آفريده‌هائي همچون آفري