دل سپاهيان دشمن انداختند . چه بسا مراد چيزهاي ديگري هم باشد كه جز خدا كسي از آنها آگاه نيست .‏
 
سوره أحزاب آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ جَاؤُوكُم مِّن فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَإِذْ زَاغَتْ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( به خاطر بياوريد ) زماني را كه دشمنان از طرف بالا و پائين ( شهر ) شما ، به سوي شما آمدند ( و مدينه را محاصره كردند ) ، و زماني را كه چشمها ( از شدّت وحشت ) خيره شده بود ، و جانها به لب رسيده بود ، و گمانهاي گوناگوني درباره ( وعده ) خدا داشتيد ( قوي‌الايمان به وعده الهي مطمئن ، و ضعيف‌الايمان نامطمئن بود ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مِن فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنكُمْ » : كنايه از محاصره از هر سو است . « زَاغَتِ الأبْصَارُ » : مراد اختلال پيدا كردن چشمها از شدّت خوف و هراس است . « بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ » : دلها به گلوگاهها رسيده بود . در فارسي معادل اين مفهوم چنين است : جانها به لبها رسيده بود . مراد اضطراب دلها است . « تَظُنُّونَ بِاللهِ الظُّنُونَ » : درباره وعده خدا گمانها مي‌برديد . مراد اين است كه برخيها كه قوي‌الايمان بودند به وعده خدا اطمينان كامل داشتند ، و برخيها كه ضعيف‌الايمان بودند ، چندان اميدي به وعده پيروزي الهي نداشتند . در رسم‌الخطّ قرآني الف زائدي در آخر ( الظُّنُونَ ) قرار دارد .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5.txt">جزء 1 تا 10</a><a class="text" href="w:text:6.txt">جزء 11 تا 20</a><a class="folder" href="w:html:7.xml">جزء 21 تا 30</a></body></html>آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( آنان همچون ) كران و لالان و كورانند و ( به سوي حق و حقيقت ) راه بازگشت ندارند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« صُمٌّ » : جمع اَصَمّ ، كران . « بُكْمٌ » : جمع أبْكَم ، لالان . « عُمْيٌ » : جمع أَعْمي ، كوران .‏
 
سوره آل عمران آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنثَى وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالأُنثَى وَإِنِّي سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ وِإِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس هنگامي كه او را زائيد ،  ( ديد كه دختر است و به درگاه پروردگار دست مناجات برداشت و عذر خواهان ) گفت : خداوندا ! من او را دختر زائيدم - ولي خدا بدانچه او به دنيا آورده بود آگاهتر بود ( از خود مريم ، و بهتر ميدانست كه ) پسر مانند دختر نيست ( و اين دختر به مراتب از پسري كه آرزوي او بود ، سودمندتر خواهد بود - و گفت : ) من او را مريم نام گذاردم و او و فرزندانش را از ( وسوسه و گمراهسازي ) اهريمن مطرود ( از درگاه فضل و كرمت ، به تو ميسپارم و ) در پناه تو ميدارم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنثَيا » : اين جمله بيانگر افسوس مادر مريم است ، نه اين كه او خدا را آگاه سازد .  ( أُنثَيا ) حال ضمير ( هَا ) است . « لَيْسَ الذَّكَرُ كَالأُنثَيا » : اين سخن ميتواند گفته خدا باشد و يا گفته مادر مريم كه با افسوس ميگويد : براي خدمت به بيتالمقدّس ، دختر همچون پسر نميتواند مفيد باشد . « أُعِيذُهَا بِكَ » : او را در پناه تو ميدارم و به تو ميسپارم . « الرَّجِيمِ » : مطرود .‏
 
سوره أحزاب آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالاً شَدِيداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در اين وقت مؤمنان ( در كوره داغ حوادث جنگ و مبارزه و هلاك و هراس ) آزمايش شدند و سخت به اضطراب افتادند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« هُنالِكَ » : آنجا . در اينجا مراد « آن وقت‌ » است . « ابْتُلِيَ » : آزمايش شدند . كلام از باب تمثيل است و مراد اين است كه خداوند ايشان را بيازمود تا مخلص از منافق ، و ثابت قدم از متزلزل ، در اين محاصره همه جانبه و تهديد به نابودي جدا و ممتاز شود . « زُلْزِلُوا . . . » : مضطرب و پريشان شدند و سخت تكان خوردند .‏
 
سوره أحزاب آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( به ياد آوريد ) زماني را كه منافقان و آنان كه در دلهايشان بيماري ( نفاق ) بود مي‌گفتند : خدا و پيغمبرش جز وعده‌هاي دروغين به ما نداده‌اند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ » : مراد همان منافقان است ، و عطف صفت بر موصوف است . « غُرُوراً » : گول زدن ، در اينجا مراد باطل و دروغ است .‏
 
سوره أحزاب آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَت طَّائِفَةٌ مِّنْهُمْ يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِّنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَاراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( به ياد آوريد ) زماني را كه گروهي از آنان ( كه منافق و ضعيف‌الايمان بودند ) گفتند : اي اهل يثرب ! اينجا ( كنار خندق ) جاي ماندگاري شما نيست ( و ايستادگي در كارزار ، همگان را زيانبار مي‌سازد ) ، لذا ( به منازل خود ) برگرديد . دسته‌اي از ايشان هم از پيغمبر اجازه ( بازگشت به خانه‌هاي خود ) خواستند و گفتند : واقعاً خانه‌هاي ما بدون حفاظ و نااستوار است ( و بايد براي نگهباني از آنها برگرديم . ) در حالي كه بدون حفاظ و نااستوار نبود و مرادشان جز فرار ( از جنگ ) نبود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَثْرِبَ » : نام شهر « مدينه‌ » در دوره جاهليّت بود . « مُقَامَ » : جاي اقامت . اقامت . مراد ماندن در دور و بر خندق براي دفاع از خود است . « عَوْرَةٍ » : شكاف و درز ديوار و جز آن . در اينجا مراد « ذَاتُ عَوْرَةٍ » : يعني صاحب شكاف و محلّ رخنه است كه دزدان و امثال ايشان مي‌توانند از آنجا وارد منزل گردند . « إِنْ » : حرف نفي است .‏
 
سوره أحزاب آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِم مِّنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلَّا يَسِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( آنان آن اندازه سست اراده و ايمانند كه نه آماده پيكار با دشمن و نه پذيراي شهادتند ) و اگر احزاب از جوانب مدينه وارد آن شوند ( و شهر را اشغال كنند ) و بديشان پيشنهاد نمايند كه از دين برگرديد ( و بت‌پرستي و شرك را بپذيريد ) به سرعت مي‌پذيرند و جز مدّت كمي براي انتخاب اين پيشنهاد درنگ نخواهند كرد !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ » : مراد اين است كه اگر سپاهيان احزاب وارد شهر و منازل ايشان شوند . « أَقْطَارِهَا » : نواحي و جوانب شهر . « سُئِلُوا » : از ايشان درخواست گردد . كفّار بدانان پيشنهاد كنند . « الْفِتْنَةَ » : برگشت از دين ( نگا : بقره‌ / 193 ) . برخي گفته‌اند مراد جنگ عليه مسلمين است . يعني منافقان و افراد ضعيف‌الايمان نه تنها دين اسلام را ترك مي‌گويند ، بلكه حاضرند 