بَلُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ تَنفَعُهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و از ( عذاب ) روزي خود را در امان داريد كه از دست كسي براي كس ديگري چيزي ساخته نيست ، و به جاي كسي همانند و بلاگرداني پذيرفته نميگردد ، و شفاعت و ميانجيگري بدو سودي نميرساند ، و كسي به ياري كسي بر نميخيزد و ياوري نميشوند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لا تَجْزِي » : برآورده نميكند . دفع نميكند . « لا تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً » : كسي از كسي چيزي را به دور نميدارد . كسي به جاي كسي چيزي را نميپردازد . « عَدْلٌ » : همتا . فديه . بلاگردان . « شَفَاعَةٌ » : ميانجيگري .‏
 آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَقُولُونَ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلّهِ فَانْتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كافران مي‌گويند : كاش ! معجزه‌اي ( جز قرآن ، همچون معجزه ساير پيغمبران ) بر او ( كه محمّد است ) از سوي پروردگارش فرو فرستاده مي‌شد ( و ما را به صدق رسالتش قانع مي‌كرد ! بديشان ) بگو :  ( نزول معجزات از عالم غيب است و ) تنها خدا است كه بر غيب آگاه است .  ( اگر قرآن شما را قانع نمي‌سازد ) پس منتظر باشيد و من هم با شما منتظر مي‌مانم ( تا ببينيم عاقبت كار و فرمان پروردگار چه خواهد بود ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَايَةٌ » : معجزه . مراد معجزه مادي و حسي ، از قبيل معجزات پيغمبران پيشين است ( نگا : انبياء / 5 ، قصص / 48 ) يا معجزات پيشنهادي ديگر ( نگا : إسراء / 90 - 93 ، عنكبوت / 50 و 51 ) . « إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلّهِ » : غيب ، تنها و تنها از آن خدا است ، و فقط و فقط او بر آن آگاه است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1622.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:1623.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:1624.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:1625.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:1626.txt">آيه  25</a></body></html>آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّكْرٌ فِي آيَاتِنَا قُلِ اللّهُ أَسْرَعُ مَكْراً إِنَّ رُسُلَنَا يَكْتُبُونَ مَا تَمْكُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه پس از شرّ و بلائي كه ( براي بيداري و آگاهي ) به مردم رسيده است ، مزه خير و نعمتي به انسانها مي‌چشانيم ( و ايشان را به قدرت و ثروت و شادي هم مي‌آزمائيم ) ، به ناگاه درباره آيه‌هاي ما به چاره‌سازي مي‌نشينند ( و به تكذيب آنها مي‌پردازند و با توجيهات نادرست در مقام انكار آيه‌ها برمي‌آيند ، و پيغمبر ما را شاعر و ساحر و ديوانه مي‌خوانند ، و مشكلات و سختيها را ناشي از اسباب و علل و تصادف و قهر طبيعت مي‌دانند ، و نعمتها و خوشيها را حمل بر زرنگي و شايستگي خود و شفقت روزگار مي‌نمايند ! ) . بگو : خداوند در چاره‌سازي ( حيله‌گريهاي شما ) از سرعت بيشتري برخوردار است ( و مي‌تواند شما را در اسرع وقت نابود نمايد و سريعاً تازيانه عذاب را به تنتان آشنا كند و فوراً در برابر اعمال زشتتان سزايتان دهد . امّا تا آن زمان كه خود مي‌داند ، مهلتتان مي‌دهد و به حال خودتان وا مي‌گذارد ) . بيگمان فرستادگان ( مأمور ثبت و ضبط كردار و گفتار و پندار شما يعني فرشتگان ) ما حيله‌گريها و چاره‌سازيهاي شما را مي‌نويسند ( و در قيامت كيفر آنها را به كف دستتان مي‌گذاريم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَذَقْنَا » : چشانديم . « رَحْمَة » : مراد نعمت است كه از رحمت خدا سرچشمه مي‌گيرد . « ضَرَّآءَ » : شدّت و محنت . گزند . مؤنّث است و مذكّر ندارد . « مَكْرٌ » : نيرنگ . چاره‌سازي نهاني و چاره‌جوئي پنهاني . مراد اين است كه كافران مي‌خواستند با تكذيب آيات و طعنه‌زدن بدانها و شكّ و گمان انداختن به دل ضعفاء تأثير كلام آسماني را خنثي نمايند . « رُسُلَنا » : فرستادگان ما . مراد فرشتگان مأمور نوشتن اعمال مردمان است ( نگا : انفطار / 10 و 11 و 12 ) .‏
 
آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُواْ بِهَا جَاءتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنِّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏او است كه شما را در خشكي و دريا راه مي‌برد ( و امكان سير و حركت در قاره‌ها و آبها را براي شما ميسّر مي‌كند ) . چه بسا هنگامي كه در كشتيها قرار مي‌گيريد و كشتيها با باد موافق سرنشينان را ( آرام آرام به سوي مقصد ) حركت مي‌دهند ، و سرنشينان بدان شادمان مي‌گردند ، به ناگاه باد سختي وزيدن مي‌گيرد و از هر سو موج به سويشان ميدود و مي‌پندارند كه ( توسّط مرگ از هر سو ) احاطه شده‌اند ( و راه گريزي نيست . در اين وقت ) خدا را به فرياد مي‌خوانند و طاعت و عبادت و فرمانبرداري و دين را تنها از آن او مي‌دانند ( چرا كه همه‌كس و همه‌چيز را بسي ضعيف‌تر و ناتوانتر از آن مي‌بينند كه كاري از دست آنان برآيد و از اين ورطه رستگارشان نمايد . بدين هنگام عهد مي‌كنند كه ) اگر ما را از اين حال برهاني ، از زمره سپاسگزاران خواهيم بود ( و ديگر به كسي و چيزي جز تو روي نمي‌آوريم و هرگز اين و آن را به فرياد نمي‌خوانيم و نمي‌پرستيم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يُسَيِّرُكُمْ » : به سير و حركتتان مي‌اندازد . شما را راه مي‌برد . « الْفُلْكِ » : كشتي . كشتيها . مفرد و مثنّي و جمع و مذكّر و مؤنّث در آن يكسان است . « جَرَيْنَ بِهِمْ » : كشتيها سرنشينان خود را حركت مي‌دهند و مي‌برند . « بِرِيحٍ طَيِّبَةِ » : با باد موافق . با باد شرطه . « عَاصِفٌ » : مخرّب و توفنده . صفت ( ريحٌ ) است . علّت ذكر آن به صورت مذكّر ، سه چيز مي‌تواند باشد : واژه ( ريح ) مذكّر هم بشمار آمده باشد .  ( عاصف ) صفت اختصاصي ( ريح ) است و مانند حائض نيازي به فارق ندارد .  ( عاصف ) مانند ( تامِر ) و ( لابِن ) از باب نسب ، و به معني ( ذاتُ عَصْفٍ ) باشد كه مذكّر و مؤنّث در آن يكسان است . « أُحِيطَ بِهِمْ » : احاطه شده‌اند . يعني مرگ و نابودي همه جوانب را بر آنان گرفته است . « الدِّينَ » : دين و آئين . طاعت و عبادت و انقياد . « مِنْ هذِهِ » : از اين حال . مرجع اسم اشاره ، حال محذوف است كه مؤنّث است .‏
 
آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا أَنجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنفُسِكُم مَّتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَينَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏امّا هنگامي كه خدا آنان را نجات مي‌دهد ، ناگهان به ناحق در زمين شروع به ظلم و فساد مي‌كنند ( و عهد و پيمان را فراموش مي‌نمايند ) . اي مردم ! ظلم و ستمي كه مرتكب مي‌شويد ، وبال و زيان آن متوجّه خود شما مي‌شود . چند روزي از متاع و لذّت دنيا بهر