 لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ فسمیت دعاءک عبادة و ترکه استکبارا و توعدت علی ترکه دخول جهنم داخرین، خاب الوافدون علی غیرک و خسر المتعرضون إلا لک و ضاع الملمون إلا بک و أجدب المنتجعون إلا من انتجع فضلک، بابک مفتوح للراغبین». 
و حضرت علی(ع) در صحیفة علویه در دعاهای صباح، جمل، شش ماه، یمانی، کمیل، صفین، شعبان فرموده: «الحمد لله الذی أدعوه فیجیبنی، الحمدلله الذی أسئله فیعطینی، الحمدلله الذی أنادیه کلما شئت لحاجتی، الهي أنت الذي تنفس عند الغموم كربتي، بك أنزلت حاجتي فلا تردنی، بابک مفتوح للطلب و الوغول، فإنی أتوسل إلیک بتوحیدک و تهلیلک و تمجیدک و تکبیرک و تعظیمک، لا مفزعا أتوجه إلیه أمری غیر قبولک عذری، اللهم اجعل رغبتی فی مسئلتی إیاک، فقد جعلت الإقرار بالذنب إلیک وسیلتی». و همچنین سایر دعاها که پر است از چنین مضامینی که فقط باید خدا را خواند، و بجز او به هیچ کس دیگری توسل نکرد. آیه 61 الی 64
متن آیه:
اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يشْكُرُونَ(غافر/61) ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيءٍ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ(غافر/62) كَذَلِكَ يؤْفَكُ الَّذِينَ كَانُوا بِآياتِ اللَّهِ يجْحَدُونَ(غافر/63) اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَرَارًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيبَاتِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ(غافر/64)
ترجمه: خداست که برای شما شب را قرار داده تا در آن آرام گیرید و روز را بینائی دهنده قرار داد زیرا خدا بر مردم صاحب فضل است ولیکن بیشتر مردم شکر نمی‌گزارند(61) این صفات را دارست خدای کامل الذاتی که پروردگار شماست او هر چیز را آفریده، نیست خدائی جز او پس به کجا سرگردان و منحرفید(62) بدینگونه منحرف می‌شوند آنان که به آیات خدا انکار می‌کنند(63) خداست که زمین را برای شما قرارگاه نمود و آسمان را بر افراشت و شما را صورتبندی نمود، پس صورت‌های شما را نیکو نمود و شما را از چیزهای پاکیزه روزی داد، این صفات را داراست پروردگار شما، با برکت است خدائی که پروردگار جهانیان است(64). 
نکات: حق‌تعالی در این آیات بیشتر می‌فهماند که خدائی که دارای چنین صفاتست باید خواند و پرستش کرد. و مقصود از فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ این است که صورت زیبا به شما داد، حال اگر کسی بگوید بسیاری از بشرها دارای صورت غیر زیبا می‌باشند؟ جواب این است همان صورت غیر زیبا نسبت به خودش زیباست زیرا زیبائی امر نسبی است، اگر هر صورتی را انسان بشکل بدتری بسنجد می‌بیند بسیار زیباست. و مقصود از جملة: وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيبَاتِ این است خدا به بشر طبعی داده که از خبیثات و کثافات بدش بیاید، و متوجه چیزهای پاکیزه گردد، حال اگر بشری بر خلاف طبع خدا داده خبیثات را روزی خود قرار دهد به خدا مربوط نیست. آیه 65 الی 67
متن آیه:
هُوَ الْحَي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ(غافر/65) قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَمَّا جَاءَنِي الْبَينَاتُ مِنْ رَبِّي وَأُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ(غافر/66) هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيوخًا وَمِنْكُمْ مَنْ يتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ(غافر/67)
ترجمه: اوست زنده‌ای که نیست خدائی جز او پس او را بخوانید در حالی که دین را برای او خالص گردانید ستایش خاص خدائی است که پروردگار جهانیان است(65) بگو که من نهی شده‌ام از بندگی کسانی را که می‌خوانید غیر خدا زمانی که مرا دلائل روشن از پروردگارم آمد و مأمور شده‌ام که تسلیم شوم برای پروردگار جهانیان(66) اوست خدائی که شما را از خاک آفرید سپس از نطفه سپس از علقه سپس شما را بحال طفولیت بیرون آورد آن گاه تا بشدت و نیروی خود برسید سپس تا پیر گردید و برخی از شما کسانید که پیش از پیری وفات یابند و تا برسید به مدتی که نام برده شده و شاید تعقل کنید(67). 
نکات: مِنْ دُونِ اللَّهِ که در این قبیل آیات ذکر شده مقصود از آن غیر خدا است چنانکه مترجمین ترجمه کرده‌اند، و کلمة مِنْ دُونِ اللَّهِ اطلاق می‌شود بر پائین‌تر از خدا یعنی آنکه مقامش به خالق نمی‌رسد هر که باشد چه انبیا و چه اولیا و چه بتان. و مقصود از جملات هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ.... این است که این تغییرات و تبدلات که عارض وجود شما شده و می‌شود بدون اختیار شما دلیل بر یک قدرت غیبی است که ارادة مخلوق در آن کارگر نیست. و انبیاء و اولیاء را نیز شامل است. حضرت سجاد با استفاده از این آیه و آیات دیگر که در این مورد آمده در صحیفة سجادیه می‌فرماید: «اللهم و أنت حدرتنی ماء مهینا من صلب متضائق العظام خرج المسالک إلی رحم ضیقة سترتها بالحجب تصرفنی حالا عن حال، حتی انتهیت بی إلی تمام الصورة، و أثبتت فی الجوارح کما نعت فی کتابک: نطفة ثم علقة ثم مضغة ثم عظاما ثم کسوت العظام لحما ثم أنشأتنی خلقا آخر کما شئت». یعنی؛ خدایا تو مرا آبی خوار از صلبی که استخوان‌هایش در هم رفته و راههایش تنگ است به رحم تنگ مادر که به پرده‌ها آن را پوشانده‌ای پائین آوردی، در حالی که مرا از حالی به حالی می‌گرداندی تا آنکه بشکل کامل مرا در آوردی و در من جوارح را ثابت گردانیدی بهمان طوری که در کتابت بیان فرموده‌ای: نطفه سپس خون بسته شده سپس پارة گوشتی آنگاه استخوان سپس استخوان‌ها را به گوشت پوشاندی سپس مرا آن طوری که خواستی خلق دیگری ایجادم نمودی (اشاره به آیة 14 سورة مؤمنون که فرموده: «ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ». 
 ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ راجع به بلوغ است و ابتدای بلوغ ظاهرا ترشح هورمون‌های جنسی است، و بلوغ جنسی استعدادهای نهفته را به فعلیت می‌آورد، و بلوغ جنسی دختران را چنانکه گفته‌اند زمان و سنین کمتری است تا پسران. دانشمندان در این مورد می‌گویند: در سن آغاز تکلم و وسعت کلماتی که بکار می‌رود و ساختن عبارات و عدة اصوات، دختران از پسران هم سن خود پیش می‌افتند و تکلم و قوة ناطقه هم در واقع مربوط به فکر و اندیشه و نیز حد فاصل میان انسان و حیوان است، و نیز دانشمندان گفته‌اند: قبل از بلوغ، هوش و حافظة دختر بیش از یک پسر هم سن و سال اوست و دیگر آنکه قسمت خلفی مغز که مرکز عواطف و احساسات است در دختران بیش از پسران است. بهر حال دختران به رشد طبیعی خودشان در سنین کمتری می