ا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ(الرحمن/22) فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(الرحمن/23) وَلَهُ الْجَوَارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ(الرحمن/24) فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(الرحمن/25)
ترجمه: دو دریا را بهم آمیخت که بهم برخورند(19) و میانشان حائلی است که بهم تجاوز نکنند(20) پس به کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان تکذیب می‌کنید(21) از این دو دریا بیرون می‌آید لؤلؤ و مرجان(22) پس به کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان تکذیب می‌کنید(23) و او را به دریا کشتی‌های روان شراع‌دار است مانند کوه‌ها(24) پس به کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان تکذیب می‌‌کنید(25). 
نکات: مقصود از دو دریا؛ دریای شور و شیرین و یا دریای آب آسمان و زمین است، و یا دریای روم و دریای فارس، و یا دریای احمر و اسود است که بین آنها برزخی است از قدرت حق که به یکدیگر تجاوز نمی‌کنند و تأثیر در یکدیگر نمی‌کنند که مثلا آب شیرین، شور را از بین برد و یا بالعکس. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:163.txt">آیه 213-212 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:164.txt">آیه 214 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:165.txt">آیه 215 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:166.txt">آیه 217-216 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:167.txt">آیه 218 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:168.txt">آيه 220-219 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:169.txt">آیه 221 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:170.txt">آیه 223-222 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:171.txt">آیه 224 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:172.txt">آیه 225 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:173.txt">آیه 227-226 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:174.txt">آیه 228 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:175.txt">آیه 231-229 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:176.txt">آیه 232 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:177.txt">آیه 233 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:178.txt">آیه 235-234 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:179.txt">آیه 236 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:180.txt">آیه 237 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:181.txt">آیه 238 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:182.txt">آیه 239 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:183.txt">آیه 240 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:184.txt">آیه 242-241 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:185.txt">آیه 243 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:186.txt">آیه 245-244 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:187.txt">آیه 249-246 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:188.txt">آیه 251-250 (البقرة)</a></body></html>آیه 26 الی 30
متن آیه:
كُلُّ مَنْ عَلَيهَا فَانٍ(الرحمن/26) وَيبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ(الرحمن/27) فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(الرحمن/28) يسْأَلُهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ(الرحمن/29) فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(الرحمن/30)
ترجمه: هر که بر روی زمین است فانی می‌باشد(26) و ذات پروردگارت باقی است که صاحب جلال و ارجمندی است(27) پس به کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان تکذیب می‌کنید(28) هر کسی در آسمان‌ها و زمین است از او سؤال می‌کند، هر روز او در کاری است(29) پس به کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان تکذیب می‌کنید(30). 
نکات: مَنْ عَلَيهَا اطلاق بر عقلاء می‌شود چون خدا خواسته ایشان را پند دهد. و مقصود از وَجْهُ ذات پروردگار است چنانکه در سورة بقره آمده: « فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ». در آنجا توضیح داده‌ایم. و ذُو الْجَلَالِ را ممکن است بمعنی با عظمت بگیریم و ممکنست بگوئیم جلال منزه بودن اوست از صفات نقص و صفات سلبیه «لأن شأنه أجل و أعظم من أن یکون ناقصا محتاجا». و مقصود از ذو الإکرام یعنی آن که دارای صفات کمالیه و ارجمند است. و مقصود از جملة:كُلَّ يوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ این است که در ذات و صفات او تعطیل نیست و رد است بر کسانی که خدا را پس از خلقت جهان گویند کاری نمی‌کند و براحتی پرداخته است و یا کار جهان را به مخلوقی واگذار کرده است! نعوذ بالله، پس چنانکه آیه می‌گوید خدای تعالی همیشه و در هر وقت و زمان در کار آفرینش بوده و وقفه‌ای در امر او وجود ندارد و او را کاری از کار دیگر باز ندارد: «لایشغله شأن عن شأن». آیه 31 الی 36
متن آیه:
سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيهَ الثَّقَلَانِ(الرحمن/31) فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(الرحمن/32) يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانْفُذُوا لَا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ(الرحمن/33) فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(الرحمن/34) يرْسَلُ عَلَيكُمَا شُوَاظٌ مِنْ نَارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنْتَصِرَانِ(الرحمن/35) فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(الرحمن/36)
ترجمه: بزودی به شما می‌رسیم ای جن و انس(31) پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان تکذیب می‌کنید(32) ای گروه جن و انس اگر می‌توانید از اطراف آسمان‌ها و زمین خارج شوید، خارج شوید، جز با قدرت و دلیلی بیرون نمی‌شوید(33) پس به کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان تکذیب می‌کنید(34) زبانه‌ای از آتش و مس و شراره‌ای از آنها بر سرتان ریخته شود که یاری نتوانید(35) پس به کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان تکذیب می‌کنید(36). 
نکات: مقصود از جملة: سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيهَ الثَّقَلَانِ تهدید است که بزودی به حسابتان خواهیم رسید. و خطاب يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ.... از ظاهر آیات بر می‌آید که در قیامت است که بشر نمی‌تواند از قدرت حق و از آسمان‌ها و زمین فرار کند و از کیفر خلاص گردد مگر با دلیلی از علم و عمل و ایمان و تقوی. و مقصود از جملة: يرْسَلُ عَلَيكُمَا شُوَاظٌ مِنْ نَارٍ وَنُحَاسٌ آتش بارها و گلوله‌ها و بمب‌های هوائی می‌باشد. آیه 37 الی 42
متن آیه:
فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ(الرحمن/37) فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(الرحمن/38) فَيوْمَئِذٍ لَا يسْأَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَلَا جَانٌّ(الرحمن/39) فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(الرحمن/40) يعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ(الرحمن/41) فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(الرحمن/42)
ترجمه: پس چون آسمان بشکافد و چون فرش قرمز سرخگون باشد(37) پس به کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان تکذیب می‌کنید(38) آن روز از گناهش سؤال نشود نه از انسان و نه از جان(39) پس بکدامیک از نعمت‌های پروردگارتان تکذیب می‌کنید(40) گنهکاران به سیمایشان شناخته شوند پس به پیشانی‌ها و قدم‌ها گرفته شوند(41) پس به کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان تکذیب می‌کنید(42). 
نکات: چون در قیامت مواقفی است، در یک موقف سؤال شود و در موقف دیگر سؤال نشود، ممکن است عدم سؤال در مواقفی است که سؤال نمی‌شود و ممکن است بگوئیم سؤال استفهام حقیقی از زبانش نمی‌شود زیرا مجرم از سیمایش پیداست و دست و پا و اعضایش شهادت می‌دهند، ولی سؤال تقریعی و توبیخی خواهد شد. و مقصود از جملة:فَيؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ  این است که پیشانی‌ها و قدم‌های اهل دوزخ را