 که عزیز و حکیم است(6) اوست که بر تو این کتاب را نازل نمود، بعضی از آن آیات محکماتی است که آنها أصل این کتاب است، وبعضی دیگر متشابهات. پس أما آنانکه در قلبشان میل به باطل است پیروی متشابه می‌کنند برای فتنه‌جوئی و تأویل جستن و حال آنکه تأویل آن را جز خدا نمی‌داند: و ثابتان در دانش می‌گویند به آن ایمان آوردیم، هر یک از آنها از نزد پروردگار ماست، و پند نگیرند جز صاحبان خرد.(7)
0نکات: تقدیم کلمة عَلَيهِ بر شَيءٌ دلالت بر حصر دارد، یعنی مخفی نبودن أشیاء مخصوص به اوست، و از آیات دیگر مانند: "وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ" نیز چنین استفاده می‌شود. و مخفی نماند خدا در این آیات فرموده تأویل متشابهات را کسی نمی‌داند جز خدا، و نفرموده معنی و ترجمة متشابهات را کسی نمی‌داند، بلکه آیات متشابه تماما واضح المعنی و قابل فهم همه کس می‌باشد، و مربوط به تأویل نیست. و جملة: وَالرَّاسِخُونَ... واو آن استیناف است، و اگر واو عاطفه بگیریم کفر وشرک لازم می‌آید، زیرا معنی چنین می‌شود خدا و راسخون می‌گویند ایمان آوردیم به آن هر یک از آنها از نزد پروردگار ماست، بنابراین خدا هم ـ نعوذ بالله ـ ایمان آورده به آنچه از پروردگارش نازل شده در صورتیکه خدا پروردگار ندارد. توضیح بیشتری اگر لازم باشد به فصل 19 و 20 مقدمه رجوع شود.قرآن که در او تبیان هر چیزی می‌باشد دستور اتّباع از سنّت را نیز داده، و حقّ تعالی برای مسلمین سنّت رسول خود را حجّت قرار داده و فرموده به آن رجوع کنید، در سورة احزاب آیة 21 فرموده: 
لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ
«به طور تحقیق بر شما لازم است که به رسول خدا تأسّی کنید، تأسّی نیک».
اگرچه خدای تعالی اعمال و افعال تمام أنبیا را مورد تأسّی مسلمین قرار داده که باید بروش آنان تأسّی کرد، و سنّت به فارسی به معنی روش است، در سورة ممتحنه آیة 4 فرموده: 
قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ
«بتحقیق برای شما سزاوار بوده که تأسی نیکو کنید در ابراهیم و آنانکه با او بودند».
و در سورة انعام آیة 90 فرموده: 
أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ	
«ایشانند آنانکه خدا هدایتشان کرده، پس به هدایت ایشان اقتدا کن».
به هر حال سنّت رسول خدا(ص) یکی از دو چیزی است که در روایات و آیات به متابعت آن أمر شده، رسول خدا(ص) فرموده: «إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و سنتی»، و در بعضی روایات آمده: «کتاب الله و عترتی»، ولی مخفی نماند عترت رسول خدا(ص) نیز تابع سنّت رسول خدا(ص) بوده‌اند، و سنّت یعنی روش رسول خدا(ص)، مبیّن مجملات قرآن است اگرچه مجملات قرآن قابل فهم است، ولی تفصیل آن در سنّت است یعنی اگر خدا فرموده: أقیموا الصِلاة، این جمله قابل فهم است ولی رسول خدا(ص) باید بعمل خود کیفیّت و حدود نماز را معیّن کند و در خارج نشان دهد، وقتیکه به تصریح قرآن خدا به رسول خود فرموده: «اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ»، و رسول او تابع قرآن است، عترت او نیز باید تابع قرآن و راوی سنّت او باشند، پس ذکر عترت در بعضی از روایات مقصود تمام افراد عترت نیست، بلکه همان افرادیکه از قرآن و سنّت جدا نشوند و مخالف قرآن و سنّت رسول عمل نکنند، همان طوریکه رسول خدا(ص) نمی‌تواند در دین خدا کم و زیاد کند عترت او نیز نمی‌توانند چیزی به قرآن و سنّت اضافه کنند، و خود عترت در صدها روایت سنّت را حجّت قرار داده و خود را پیرو سنّت معرّفی کرده‌اند. ما در اینجا بعضی از کلمات امیرالمؤمنین(ع) را که دربارة سنّت در نهج‌البلاغه آمده می‌آوریم: 
درخطبة 108 فرموده: «و اقتدوا بهدي نبیکم فإنه أفضل الهدی،  واستنوا بسنته فإنها أهدی السنن». یعنی: «اقتداء کنید به هدایت پیغمبرتان زیرا که آن بهترین هدایت است، و به سنّت و روش او عمل کنید که آن روشن‌ترین سنّت است».
در خطبة 203 فرموده: «نظرت إلی کتاب الله و ما وضع لنا و أمرنا بالحکم به فاتبعته، و ما استن النبی(ص) فاقتدیته». یعنی: «نظر کردم بکتاب خدا و آنچه برای ما مقرّر نمود که به آن حکم دهیم پیروی کردم و به آن چه رسول خدا(ص) عمل نموده بسنّت او اقتدا کردم. 
و در وصیّت خود به ابن عباس فرموده: «حاججهم بالسنّة فإنهم لن یجدوا عنها محیصا». یعنی: با خوارج احتجاج و استدلال کن بسنّت رسول(ص) زیرا ایشان را از سنّت رسول چاره‌ای نیست.
در خطبة 16 فرموده: «والطریق الوسطی هی الجادة، علیها باقی الکتاب و آثار النبوة، و منها منفذ السنة». یعنی: راه میانه که راه نجات باشد همان جادّه‌ایست که تمام کتاب خدا و آثار نبوّت بر آن است و روش رسول خدا(ص) از آن استخراج می‌شود.
در خطبة 103 فرموده: « لیس علی الإمام إلا ما حمل من أمر ربه الإبلاغ فی الموعظة، و الإجتهاد فی النصیحة، و الإحیاء للسنة، و إقامة الحدود علی مستحقّیها، و إصدار السّهمان علی أهلها». یعنی: «بر عهدة امام نیست مگر آنچه از امر پروردگارش بر عهدة او آمده، و آن پنج چیزاست: رسانیدن موعظه، و در نصیحت کوشش نمودن، و سنّت رسول را زنده‌کردن، و حدود را بر مستحقّین جاری ساختن، و سهم هر کسی را از بیت‌المال رسانیدن».
در خطبة 129 فرموده: « لا ینبغی أن یکون الوالی علی الفروج و الدماء و المغانم و الأحکام و إمامة المسلمین لمعطل للسنة فیهلک الأمّة» یعنی: «سزاوار نیست که زمامدارو متولّی بر فروج و دماء و غنائم و امامت مسلمین آن کسی باشد که سنّت رسول(ص) را تعطیل کند که أمّت را به هلاکت می‌رساند».
در خطبة 180 تأسف می‌خورد از فراق رسول خدا(ص) و اصحاب بزرگوار او، و می‌فرماید: «أوة علی إخوانی الذین تلوا القرآن فأحکموه، و تدبروا الفرض فأقاموه، أحیوا السنّة و أماتوا البدعة». یعنی: «آه از جدائی برادرانم که قرآن را تلاوت و آن را محکم نمودند، و در واجبات تدبّر و آنها را به پا داشته، سنّت رسول را زنده و بدعت را می‌رانیدند».
در وصیّت خود به فرزندانش پس از ضربت ابن ملجم(ر 23) می‌فرماید: « وصیتی لکم: أن لاتشرکوا بالله شیئا، و محمد(ص) فلاتضیعوا سنته». یعنی: «وصیّت من به شما این است که شریک برای خدا قرار ندهید و سنّت و روش محمّد(ص) را ضایع نکنید».
در خطبة 92 در تعریف رسول خدا(ص) فرموده: «سیرته القصد و سنته الرشد، و کلامه الفصل، و حکمه العدل». یعنی: «سیرة او میانه‌روی و معتدل، و روش او موجب ترقّی، و سخن او جدا کنندة حقّ و باطل، و فرمان او عدالت بود».
در عهدنامة بمالک اشتر نخعی(ره) (نامة 53) می‌فرماید: «و اردد إلی الله و رسوله ما یضلعک من الخطوب، و یشتبه علیک من الأمور، فقد قال الله تعالی لقوم أحب إرشادهم: *يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ & فالرد إلی الله: الأخذ بمحکم کتابه، و الرد إلی الرسول: الأخذ بسنته الجامعة غیر المفرقة». یعنی: «در کارهای مشکلی که موجب درماندگی و کارهائی 