وی او کنند، و این پیمبر و آنانکه ایمان آورده‌اند و خدا ولی مؤمنین است.(68)
نکات: یهود و نصاری هر یک مدعی بودند که حضرت ابراهیم(ع) بدین ایشان بوده و خدا می‌فرماید او تسلیم أمر خدا بود نه خرافات یهود را داشت ونه خرافات نصاری را. و از جملة: لِمَ تُحَاجُّونَ... استفاده می‌شود که انسان دربارة چیزی که نمی‌داند نباید محاجه کند و با مردم طرف شود. و جملة أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ... دلالت دارد که هر کس پیروی پیغمبران ویا بزرگان دیگر را عملا و فکرا نکند نباید مدعی پیروی آنان باشد. و جملة: (وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ) دلالت دارد که یهود و نصاری بهره‌ای از شرک داشته‌اند.آيه 69 الي 74
متن آيه:
وَدَّتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يضِلُّونَكُمْ وَمَا يضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يشْعُرُونَ(آل عمران/69) يا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ(آل عمران/70) يا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ(آل عمران/71) وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يرْجِعُونَ(آل عمران/72) وَلَا تُؤْمِنُوا إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَى هُدَى اللَّهِ أَنْ يؤْتَى أَحَدٌ مِثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يحَاجُّوكُمْ عِنْدَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيدِ اللَّهِ يؤْتِيهِ مَنْ يشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ(آل عمران/73) يخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ(آل عمران/74)
ترجمه: جماعتی از اهل کتاب میل دارند که شما را گمراه کنند، و آنان جز خود را گمراه نمی‌کنند، ولی درک نمی‌کنند(69) ای أهل کتاب چرا به آیات خدا کافر می‌شوید و حال آنکه شما گواهی می‌دهید(70) ای اهل کتاب چرا حق را به باطل می‌پوشانید و به هم می آمیزید وحق را کتمان می‌کنید در صورتیکه می‌دانید(71) وجماعتی از أهل کتاب گفتند در اول روز ایمان بیاورید به آنچه بر مؤمنان نازل شده و در آخر روز کافر شوید تا شاید آنان نیز برگردند(72) و ایمان نیاورید جز برای کسیکه پیروی دین شما کند، بگو براستی که هدایت، هدایت خداست وباور ندارید که به احدی داده شود مانند آنچه به شما داده شده، و یا محاجه کنند با شما نزد پروردگارتان، بگو براستی این تفضل بدست خداست، به هر کس بخواهد می‌دهد، و خدا دارای وسعت رحمت و داناست(73) به رحمت خود اختصاص می‌دهد هر کس را بخواهد و خدا صاحب فضل عظیم است.(74)
نکات: یهود و نصاری خصوصا یهودیان مدینه که هم‌شهریان انصار بودند برای جلوگیری از نفوذ رسول خدا(ص) و گرویدن مردم به او، بسیار سعی می‌کردند و از توجه مردم به رسول خدا(ص) خوشنود نبودند، و لذا گاهی ایراد می‌کردند که چرا یک روز به این قبله و روز دیگر به قبلة دیگر نماز خوانده. و گاهی می‌گفتند حضرت موسی(ع) در تورات گفته دین ابدی دین تورات است و گاهی می‌گفتند صفات نبوت در محمد(ص) نیست. روزی، دوازده نفر از دانشمندان و علمای خیبر و قرای دیگر با هم تبانی کردند که بیایند مدینه نزد محمد(ص) و اظهار ایمان کنند، و عوام مسلمین را به خود جلب نمایند، و چون مسلمین خوشبین شدند، سپس آخر روز از محمد(ص) برگردیم، و چنین وانمود کنیم که ما از کتب و نشانه‌های دیگر فهمیدیم که او پیغمبر نیست، و چون ما برگشتیم مسلمین به شک می‌افتند، و می‌گویند اینان اهل علم و کتابند واز ما بهتر می‌فهمند لابد چیزی فهمیده‌اند که از دین محمد برگشته‌اند، وگاهی می‌گفتند به بعضی از گفتارهای محمد ایمان آورید و بعضی دیگر را انکار کنید که عوام مسلمین نگویند ایشان غرض دارند، و اگر غرض داشتند تمام را انکار می‌کردند و چون بعضی از مطالب محمد(ص) را قبول کرده‌اند معلوم می‌شود اهل انصافند. و به این وسائل اشتباه کاری و کتمان حق می‌کردند. و بیشتر این حیله‌ها برای این بود که عوام یهود را نگه دارند و ایشان را به اسلام ومسلمین بدبین کنند. و لذا خدا برای روشن‌شدن مسلمین و دفع مکر یهود آیات فوق را نازل کرد. و مقصود از (لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ) یهود است که دانشمندان ایشان می‌گفتند به همدیگر شما معتقد نباشید مگر به اتباع خود و حفظ آنان. و جملة: (إِنَّ الْهُدَى هُدَى اللَّهِ) دلالت دارد که یهود می‌گفتند هدایت منحصر بدین ماست و خدا دفع حیلة ایشان نموده. وضمیرهای خطاب"دِينَكُمْ" و "مَا أُوتِيتُمْ" و"يحَاجُّوكُمْ" و "رَبِّكُمْ" برمی‌گردد به یهود به حسب ظاهر.آيه 75 الي 76
متن آيه:
وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطَارٍ يؤَدِّهِ إِلَيكَ وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَا يؤَدِّهِ إِلَيكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيسَ عَلَينَا فِي الْأُمِّيينَ سَبِيلٌ وَيقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يعْلَمُونَ(آل عمران/75) بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللَّهَ يحِبُّ الْمُتَّقِينَ(آل عمران/76)
ترجمه: و بعضی از اهل کتاب کسی است که اگر پوست گاوی پر از زر به او أمانت بسپاری آن را به تو برمی‌گرداند، و بعضی از ایشان کسی است که اگر دیناری به او بسپاری به تو باز ندهد مگر اینکه پیوسته بر سر او ایستاده باشی، این برای این است که گفتند راه قدرت بر مطالبه و حجتی در میان بی‌سوادان علیه ما نیست، وبر خدا دروغ می‌گویند و حال آنکه می‌دانند(75) آری هر کس به عهد خود وفا کند و پرهیزکار باشد پس حقیقت این است که خدا پرهیزکاران را دوست می‌دارد.(76)
نکات: از این آیات استفاده می‌شود که اهل کتاب مانند سایر مردم خوب وبد دارند، برخی از ایشان امانت‌دار و وفاکن به پیمان است و بعضی از ایشان بعکس، ولی آنانکه از اهل کتاب مال مردم را می‌خوردند و پس نمی‌دادند بهانة دینی هم برای خود تراشیده بودند، و می‌گفتند اگر مال مشرکین و یا مال مسلمین را بخوریم و أمانت را رد نکنیم حق داریم زیرا مشرک مالش حلال است، به اضافه ما أبناء الله و دوستان خدائیم و هر کس هر چه دارد متعلق به ما می‌باشد، بلکه تمام مردم بندة ما می‌باشند، پس اگر مال مردم را ندهیم ایشان حجتی نزد خدا و راه احقاق حق ندارند، چنانکه بسیاری از مسلمین خصوصا مقدسین وروحانی نمایان را عقیده همین است که می‌توانند مال امانت جماعتی از مردم را بعنوان ارتداد و یا کفر و یا مال مجهول الحال تصرف کنند، و حتی بعضی از شیعیان أئمة خود را مالک تمام دنیا دانسته و سایر مردم را در حکم بنده و جیره‌خوار امامان می‌دادنند و اینها همان عقائد یهود است در میان مسلمین آمده و بسیاری از ایشان را خائن در امانت قرار داده ولی رسول خدا(ص) فرموده امانت باید رد شود چه به نیکوکار و چه به بدکار و چه به کافر و چه به مسلمان.آيه 77
متن آيه:
إِنَّ