هد، وخدا وسعت‌دهندة داناست(54) همانا دوست شما خداست و رسولش وآنانکه ایمان آورده‌اند آنانکه نماز را برپا می‌دارند و زکات می‌دهند در حالیکه خاضعند(55) وآنکه خدا و رسولش و مؤمنین را دست بدارد پس محققا حزب خدا خود پیروزند(56) ای مؤمنین کسانی را که دین شما را مسخره و بازیچه گرفته‌اند از آنانکه پیش از شما کتاب داده شده‌اند و(نیز) کفار را دوستان خود مگیرید و از خدا بترسید اگر ایمان دارید.(57)
نکات: جملة: مَنْ يرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ ... دلالت دارد که هر کس از اسلام برگردد و مرتد شود به خدا ضرر نزده بلکه به خود ضرر زده. و اما ارتداد به این است که خدا و رسول و یا یکی از احکام مسلم اسلام را منکر شود. جملة: مَنْ يرْتَدَّ... فعل آن مستقبل است و چون سورة مائده آخرین سوره‌ای است که نازل شده ودر این آیه خبر داده که عده‌ای مرتد می‌شوند واین خبر صحت داشت زیرا عده‌ای در همان سال آخر حیات رسول خدا(ص) مرتد شدند و عده‌ای نیز پس از وفات او: و اما آنانکه در زمان حیات او مرتد شدند اسود عنسی کاهن بود که در یمن ادعای نبوت کرد و بر بلاد یمن مسلط شد و عمال رسول خدا(ص) را بیرون کرد تا اینکه بدست فیروز دیلمی کشته شد و خبر قتل او یک شب قبل از وفات رسول خدا(ص) به مدینه رسید، و دیگر از کسانیکه زمان رسول خدا مرتد شدند مسیلمة کذاب بود که به رسول خدا(ص) نوشت: "من مسیلمه رسول الله إلی محمد رسول الله اما بعد، فإن الأرض نصفها لی ونصفها لک". پس رسول خدا(ص) در جواب او نوشت: "من محمد رسول الله إلی مسیلمه الکذاب، أما بعد، فإن الأرض لله یورثها من عباده والعاقبه للمتقین".
و این مسیلمه پس از رسول خدا(ص) نیرومند شد تا اینکه ابوبکر با او جنگ کرده و بدست لشکر اسلام کشته شد و قاتل او وحشی قاتل حمزة سیدالشهداء بود و لذا می‌گفت: قتلت خیر الناس فی الجاهلیه و شر الناس فی الاسلام. و دیگر از کسانیکه مرتد شدند؛ بنواسد قوم طلیحة  بن خویلد بودند که او مدعی نبوت شد و رسول خدا(ص) خالد بن ولید را فرستاد به جنگ او واو فرار کرد بسوی شام، سپس مسلمان شد و اسلام او نیکو شد. وهفت طایفه در زمان ابوبکر مرتد شدند که خدا امر ایشان را به بدست ابوبکر کفایت کرد.
و مقصود از جملة: فَسَوْفَ يأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يحِبُّهُمْ وَيحِبُّونَهُ ، هما؛ ابوبکر و لشکر اسلام است.
و یک فرقه در زمان عمر مرتد شدند وآنان طایفة غسان قوم جبله بن الایهم بودند زیرا جبله بدست عمر مسلمان شد، و روزی مشغول طواف بود و رداء خود را به زمین می‌کشید، مردی از مسلمین پا گذاشت به روی رداء او، پس او غضب کرد و یک سیلی به صورت او زد، او نزد عمر شکایت کرد، عمر قضاوت كرد که باید قصاص شود مگر اینکه او عفو نماید، جبله گفت من قصاص او را به هزار درهم می‌خرم، آن مرد مسلمان نپذیرفت، تا این که جبله حاضر شد ده هزار درهم فدیه دهد، آن مرد گفت من نمی‌خواهم جز قصاص، پس جبله مهلت خواست و سپس از ترس عدالت عمر فرار کرد و به روم پناهنده و مرتد شد.
به هرحال پس از وفات رسول خدا(ص) اکثر عرب مرتد شدند و به همت و سیاست ابوبکر همه سرکوب شدند، چنانکه از عایشه روایت شده که رسول خدا(ص) وفات کرد وعرب مرتد شد ونازل شد بر پدرم آن قدر گرفتاری که اگر بر کوهها نازل شده بود کوه‌ها را از بین می‌برد. ولی بعضی از نویسندگان شیعه گویند مقصود از جملة فَسَوْفَ يأْتِي... علی بن ابیطالب(ع) می‌باشد، ولی طبق تاریخ این صحیح نیست زیرا مرتدین عرب در زمان حکومت ابوبکر دفع شدند نه در زمان امیرالمؤمنین علی(ع) اگرچه امیرالمؤمنین با منافقین زمان خود بسیار جنگید ولی آنها را مرتد ننامید، به اضافه آنان را از بین نبرد، و لذا بسیاری از مفسرین حتی مفسرین شیعه این آیات وآیات بعد را در مدح ابوبکر می‌دانند تطبیق با او کرده‌اند. واگر ابوبکر مصداق يحِبُّهُمْ وَيحِبُّونَهُ  باشد بدگوئی اهل زمان ما به او برخلاف کتاب خدا خواهد بود. متأسفانه روحانی نمایان زمان ما مهاجرین و انصار را اشتباه با مرتدین کرده و همه را فحش می‌دهند در حالیکه خود از مرتدین بدترند. و کلمة: أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ از مادة ذِل به کسر ذال که به معنی لین و انقیاد باشد که ذلول نیز از همین ماده است و مشتق از ذُل به ضم ذال نیست که به معنی ذلت باشد. و جملة: إِنَّمَا وَلِيكُمُ اللَّهُ  ... کلمة ولی را بعضی به معنای ولایت و سلطنت گرفته‌اند وبعضی دیگر به معنای والیت ومحبت گرفته‌اند وهر کدام از قائلین روایاتی برای تأیید قول خود آورده‌اند، ولی ما نباید تناسب آیات را نادیده بگیریم وآیات إلهی را غیر مربوط به یکدیگر فرض کنیم وقرآن را از فصاحت دور کنیم، پس می‌گوئیم: آیات قبل از این آیه راجع به نهی از دوستی با کفار یهود ونصاری است وهمچنین آیات پس از این آیه راجع به نهی دوستی با منافقین و کفار است و این آیه در وسط می‌فرماید دوست شما وخیرخواه ویار شما خدا ورسول ومؤمنین می‌باشند. بنابراین ربطی به سلطنت و زمامداری ندارد. حال اگر به معنی سطنت بگیریم به مناسبت آیات قبل می‌توان زمامداری ابوبکر را اثبات کرد چنانکه عده‌ای برای تناسب آیات وبرای روایاتی که نقل کرده‌اند همین کار را کرده‌اند. ولی چنانکه عرض شد ولایت در این آیه و آیات قبل و بعد به معنی محبت ونصرت است.آيه 58 الي 61
متن آيه:
وَإِذَا نَادَيتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يعْقِلُونَ(المائدة/58) قُلْ يا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَينَا وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ(المائدة/59) قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذَلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولَئِكَ شَرٌّ مَكَانًا وَأَضَلُّ عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ(المائدة/60) وَإِذَا جَاءُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَقَدْ دَخَلُوا بِالْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُوا بِهِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُوا يكْتُمُونَ(المائدة/61)
ترجمه: و چون ندا کنید به سوی نماز آن را به استهزاء و بازی گیرند، این به سبب این است که ایشان مردمی بی‌خردند(58) بگو ای اهل کتاب چه عیبی از ما گرفته‌اید جز اینکه ما ایمان آورده‌ایم به خدا و آنچه به ما نازل شده وآنچه از پیش نازل شده و محقق است که بیشتر شما نابکارید(59) بگو آیا شما را خبر بدهیم به پاداشی بدتر از این نزد خدا (یعنی اگر شما مسلمین را بد می‌دانید چون ایمان به محمد(ص) آورده‌اند بدتر از مسلمین کسانیند که مورد لعن و غضب خدا شده‌اند) آنکه خدا او را لعن نموده و بر او غضب کرده وبعضی از ایشان را بوزینگان و خوکان وبندگان طاغوت قرار داده، جای آنان بدتر و از راه راست دورترند(60) و چون بنزد شما آیند گویند ایمان آورده‌ایم و حال آنکه وارد کفر شده‌اند و با کفر بیرون شدند وخدا د