ناتر است به آنچه پنهان می‌داشتند.(61)
نکات: جملة: وَإِذَا نَادَيتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ ... دلالت دارد بر ثبوت و مشروعیت اذان، و چون یهود ونصاری و منافقین برای اذان و نماز نفعی تصور نمی‌کردند آنرا به استهزاء و بازیچه حمل می‌کردند در حالیکه اذان ندای توحید ودعوت به توحید وعبادت پروردگار است و نماز انجام وظیفة بندگی و راز نیاز با خدا و استمداد از اوست، و اگر ایشان عقل خود را بکار می‌انداختند استهزاء نمی‌کردند و استهزاء کار بی‌خردانست و لذا خدا فرموده بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يعْقِلُونَ. و جملة: وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ دلالت دارد که در میان کفار مردم صحیح العمل و غیر فاسق پیدا می‌شود، وممکن است واو «وَأَن ...» واو به معنای مع باشد و یا واو حالیه و یا واو عاطفه و عطف شده باشد به جملة أَنْ آمَنَّا... و مقصود از جملة: وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ  اصحاب السبت می‌باشد که عده‌ای از یهود بودند و مقصود از طاغوت هر رئیس و هر پیشوائی است که به غیر«ما أنزل الله» فتوی بدهد. و مقصود از جملة: ... قَالُوا آمَنَّا وَقَدْ دَخَلُوا بِالْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُوا بِهِ، عده نفراتی است که از یهود خدمت رسول خدا(ص) می‌رسیدند و به نفاق اظهار ایمان می‌کردند ولی از دلائل رسول خدا(ص) و از آیات إلهی و نصایح رسول بی‌اعتنا بودند و همانطور که آمده بودند خارج می‌شدند.آيه 62 الي 63
متن آيه:
وَتَرَى كَثِيرًا مِنْهُمْ يسَارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يعْمَلُونَ(المائدة/62) لَوْلَا ينْهَاهُمُ الرَّبَّانِيونَ وَالْأَحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يصْنَعُونَ(المائدة/63)
ترجمه: و می‌بینی بسیاری از ایشان شتاب می‌کنند در گناه و ستم و خوردن حرام، البته بد است آنچه می‌کنند(62) چرا ربانیون (مقدسین) وعلماء، ایشان را از گفتار گناهشان و از حرام خوردنشان نهی نمی‌کنند البته بدکاری می‌کنند.(63)
نکات: در کار خیر تعبیر به سرعت می‌شود و در کار شر تعبیر به عجله، حال چرا در کار بد وگناه خدای‌تعالی تعبیر به سرعت نموده و يسَارِعُونَ فرموده؟ برای اینکه یهودیان آن کارها را بد نمی‌دانستند و گویا آن کارها به نظرشان کار خوبی است. و جملة: لَوْلَا ينْهَاهُمُ الرَّبَّانِيونَ وَالْأَحْبَارُ عَنْ ... دلالت دارد بر توبیخ و سرزنش مقدسین و علماء که از کارهای بد نهی نمی‌کنند ولذا گفته‌اند این آیه سخت‌ترین آیه است از آیات قرآن، و در این آیه مذمت علماء و مقدسین بیشتر شده از خود مرتکبین منکرات، زیرا در حق مرتکبین تعبیر شده به «لَبِئْسَ مَا كَانُوا يعْمَلُونَ» ولی از تارکین نهی از منکر تعبیر شده به «لَبِئْسَ مَا كَانُوا يصْنَعُونَ» و فرق میان عمل و صنعت این است که عمل گناهی است که زائل‌شدنی است و هنوز رسوخ پیدا نکرده ولی صنعت عملی است که عادت شده ورسوخ پیدا کرده وزوال آن مشكل است، و در حقیقت می‌توان گفت مرض روحی ارتکاب گناه است و علاج آن علم به خدا و صفات او و احکام اوست و به این علم آن مرض برطرف می‌شود و اما اگر علم به خدا و کتاب او پیدا کرد مانند علماء و مقدسین و باز مرض او برطرف نشد معلوم می‌شود مزمن شده و زوال آن مشکل است، پس اگر دانشمندان دینی مرتکب گناهی شدند معلوم می‌شود مرض روحی‌شان در نهایت شدت وقوت است و زائل‌شدن آن مشکل شده.آيه 64
متن آيه:
وَقَالَتِ الْيهُودُ يدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ ينْفِقُ كَيفَ يشَاءُ وَلَيزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَينَا بَينَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يوْمِ الْقِيامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَيسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا وَاللَّهُ لَا يحِبُّ الْمُفْسِدِينَ
ترجمه: و یهود گفتند دست خدا بسته شده، بسته باد دستهاشان و دور باشند بسبب آنچه گفتند بلکه دستهای او باز است بهر کیفیتی که بخواهد انفاق می‌کند، والبته آنچه از پروردگارت بتو نازل شده طغیان و کفر بسیاری از ایشان را زیاد می‌کند ودر بین ایشان عداوت و کینه انداختیم تا روز قیامت، هرگاه آتشی برای جنگ برافروختند خدا آنرا خاموش کرده ودر زمین برای فساد کوششی دارند و خدا دوست نمی‌دارد فسادکنندگان را.(64)
نکات: چون مسلمین فقیر بودند و گاهی قرض‌الحسن از یهود می‌خواستند یهود بطعن و مسخره می‌گفتند خدای محمد(ص) دستش بسته شده! یعنی؛ نسبت به او جود و کرم ندارد، و چون یهود از اکثر مردم مال و ثروتی زیادتر داشتند در زمان تسلط مسلمین امور دنیا بر ایشان تنگ شد ولذا ممکن است گفته باشند خدا دیگر بخششی ندارد زیرا بدیهی است که خدائی که قادر است بر خلق جهانی از نیستی هیچ عاقلی دست او را بسته نمی‌داند زیرا با دست بسته چگونه جهان را حفظ و تدبیر کند، پس مقصود از این قول چه بوده؟ ممکن است همانطوریکه ذکر شد برای تمسخر به مسلمین باشد و یا ممکن است بگوئیم تقلید از فلاسفه کرده باشند، زیرا فلاسفه می‌گویند خدا قادر بر خلقت تمام جهان کثرات نیست بلکه او یک چیز خلق کرده که عقل اول ویا چیز دیگری باشد و مانند کسیکه دست او بسته شده اختیار ندارد بلکه او فاعل موجب است نه فاعل مختار. و حق‌تعالی ایشان را رد کرده و مورد لعن قرار داده بواسطة چنین گفتارها. بهرحال مقصود از ید در این آیه و غل و بسط آن عبارتست از بخل و جود و این مجازی مشهور ومتعارف است که می‌گویند فلانی دستش گشاده است یعنی بخششی دارد و یا فلانی دستش بسته و یا دست تنگ است یعنی قدرت وجود ندارد.
بنابراین معنی غُلَّتْ أَيدِيهِمْ  نفرین به ایشان است از جهت فقر و عجز مجازا و یا از جهت دست بستگی در آتش دوزخ حقیقتا. مجسمه استدلال کرده‌اند به این قبیل آیات که خدا دست دارد، در جواب ایشان باید گفت: اولا مقصود از غل ید بخل است مجازا چنانکه ذکر شد. ثانیا ید در لغت عرب معانی متعدده دارد یکی همان عضو بدن که معلوم است. دوم به معنی نعمت است چنانکه می‌گویند لفلان عندی ید أشکره علیها. سوم به معنی قدرت است چنانکه می‌گویند هر چه از دستش برآمد کرد یعنی هر چه قدرت داشت، و خدا در سورة ص آیة 45 فرموده:
(وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيعْقُوبَ أُولِي الْأَيدِي وَالْأَبْصَارِ) (ص: 45)
و در سورة فتح آیة 20 فرموده: 
( وَكَفَّ أَيدِي النَّاسِ عَنْكُمْ ) (فتح: 20)
و در حق خدا خودش فرموده: *بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ&	  (يس: 83)
 بنابراین که به معنی قدرت باشد هر کجا تثنیه ویا جمع آمده مقصود کمال قدرت است مانند آیة 75 سورة ص که راجع به خلقت آدم فرموده: 
(خَلَقْتُ بِيدَي) (ص: 75)
و در همین آیة ما نحن فیه فرموده بَلْ يدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ ، یعنی کمال جود و قدرت را دارد، و در سورة یس آیة 71 فرم