 یمانی مرا بروی خود بکش و در جای من بخواب. از آن طرف مشرکین با شمشیرهای خود کمین کردند که شبانه بریزند میان خانه و او را بکشند. رسول خدا(ص) شبانه مشت خاکی بر هوا ریخت و خود از میان غبار بیرون رفت و با ابوبکر به غار ثور تشریف برد و پس از سه شبانه روز بطرف مدینه هجرت کرد.آیه 31 الی 33
متن آیه:
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيهِمْ آياتُنَا قَالُوا قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاءُ لَقُلْنَا مِثْلَ هَذَا إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ(الأنفال/31) وَإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَينَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ(الأنفال/32) وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يسْتَغْفِرُونَ(الأنفال/33)
ترجمه: و چون آیات ما بر ایشان قرائت شود گویند به تحقیق شنیدیم اگر بخواهیم بمانند آن خواهیم گفت نیست این مگر افسانه‌های گذشتگان(31) و هنگامی که گفتند خدایا اگر این قرآن حق است از نزد تو پس بر ما سنگی از آسمان بباران و یا بیاور ما را عذابی دردناک(32) و خدا چنین نبوده که ایشان را عذاب کند در حالیکه تو در میان ایشانی و خدا عذاب‌کنندة ایشان نبوده در حالیکه ایشان طلب آمرزش می‌کنند.(33)
نکات: جملة  لَوْ نَشَاءُ لَقُلْنَا مِثْلَ هَذَا إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ... از سخنان نضر بن حارث مشرک است که در میان اهل فارس رفته بود و قصة رستم و اسفندیار و کتاب کلیله و دمنه را آورده بود. و می‌گفت: کلام محمد مانند همین‌هاست و از افسانه‌های مردم گذشته است و ما اگر بخواهیم مانند آن می‌گوئیم و همان بود که می‌گفت: خدایا بر ما سنگ بباران. ولی خدا او را جواب داده که تا محمد میان شماست خدا کسی را عذاب نمی‌كند. و علی(ع) در نهج‌البلاغه در کلمة 88 کلمات قصار می‌فرماید: "کان فی الأرض أمانان من عذاب الله و قد رفع أحدهما فدونکم الآخر فتمسکوا به: أما الأمان الذی رفع فهو رسول الله(ص) و أما الأمان الباقی فالستغفار". یعنی در زمین دو امان از عذاب خدا بود و به تحقیق یکی از آنها برداشته‌ شد، پس چنگ بزنید به امان دیگر، أما أمانی که برداشته شد رسول خدا(ص) بود که از دینا رفت، و أما آن أمانی که باقی‌مانده پس استغفار است. سپس حضرت اشاره به این آیه نموده است.
در اینجا به اهل خرافات که دعای توسل می‌خوانند و به رسول خدا(ص) و یا ائمه(ع) متوسل می‌شوند باید گفت: این بیچاره‌ها نمی‌دانند که رسول خدا(ص) را خدا برده است. پس باید متوسل به توبه وتقوی و جهاد و امثال این امور شوند تا نجات پیدا کنند.آیه 34 الی 35
متن آیه:
وَمَا لَهُمْ أَلَّا يعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَهُمْ يصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَا كَانُوا أَوْلِياءَهُ إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يعْلَمُونَ(الأنفال/34) وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيةً فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ(الأنفال/35)
ترجمه: وایشان را چه باشد که خدا عذابشان نکند در حالیکه ایشان مردم را از مسجدالحرام منع می‌کنند و ایشان دوستان خدا نبودند، دوستان خدا به جز پرهیزکاران نباشند ولیکن اکثر ایشان نمی‌دانند(34) و نماز ایشان نزد خانة خدا نبود جز صفیری و دست‌زدنی، پس بچشید عذاب را بسبب آنچه کافر بودید.(35)
نکات: مقصود از يصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ  واقعة سال هفتم هجرت است که رسول خدا(ص) با اصحب خود عازم حج شدند و در حدیبیه لشکر مشرکین رسیدند و سد راه رسول خدا(ص) شده و نگذاشتند که مسلمین وارد مکه شوند. در جملة مَا كَانُوا أَوْلِياءَهُ اگر ضمیر أولیاءه به خدا بگردد معنی چنان می‌شود که ذکر گردید، ولی ممکن است ضمیر را برگردانیم به مسجدالحرام، یعنی سرپرستان و متولیان مسجد نیستند مگر پرهیزکاران، و مشرکین نباید متولی مسجدالحرام باشند، چرا برای دو جهت: یکی اینکه پرهیزکار نیستند و دیگر اینکه نمازشان وعبادتشان یک نوع سفاهت است که دست‌زدن و سوت‌کشیدن باشد چنانکه رسم بود زن و مرد گاهی که لباس احرام نداشتند برهنه به دور خانة کعبه طواف می‌کردند و دست می‌زدند و سوت می‌کشیدند.آیه 36 الی 38
متن آیه:
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا ينْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَسَينْفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يغْلَبُونَ وَالَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ يحْشَرُونَ(الأنفال/36) لِيمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيبِ وَيجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَى بَعْضٍ فَيرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ(الأنفال/37)  قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ ينْتَهُوا يغْفَرْ لَهُمْ مَا قَدْ سَلَفَ وَإِنْ يعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الْأَوَّلِينَ(الأنفال/38)
ترجمه: براستی آنانکه کافرند مالهای خود را انفاق می‌کنند تا (مردم را) از راه خدا بازدارند، پس بزودی آنرا انفاق کرده سپس بر ایشان حسرت و افسوس خواهد شد سپس مغلوب شوند، وآنانکه کافر شدند بسوی دوزخ محشور گردند(36) تا اینکه خدا ناپاک را از پاک جدا گرداند وخبیث را روی خبیث قرار دهد پس همه را جمع کند و در دوزخ قرار دهد. ایشانند همان زیانکاران(37) بگو به کفار اگر خودداری کنند(از کفر و عداوت) آنچه گذشته برای ایشان آمرزیده شود و اگر به کفر و عدوات برگردند پس به تحقیق روش پیشینیان گذشت.(38)
نکات: جملة: إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا ينْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ ... راجع به اهل مکه است که اموال خود را در راه کوبیدن اسلام و مسلمین خرج می‌کردند. ولی به تجربه رسیده همواره اهل باطل برای پیشرفت باطل خود اموال خود را انفاق می‌کنند ولی اهل حق چنین نیستند! در زمان ما بار نشر خرافات وموهومات و باطلهای مذهبی و بدعتها روزی میلیونها خرج می‌شود ولی برای نشر توحید انفاق نمی‌شود حتی موحدین از انفاق مال خود دریغ دارند! جملة يغْفَرْ لَهُمْ مَا قَدْ سَلَفَ، دلالت دارد که اگر کافری و یا مرتدی مسلمان شد خدا او را می‌آمرزد و می‌گذرد از کارهای سابق او، ورسول خدا(ص) فرموده: «الاسلام یجب ما قبله». و جملة: فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الْأَوَّلِينَ، این است که همان معامله‌ای که خدا با کفار سابقین کرده با ایشان خواهد کرد چنانکه دربارة آنان فرموده: *كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ&. (المجادله 21) و *وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ&. (الصافات 173). آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ‏

ترجمه: فقط تو را بندگی می‌کنیم و فقط از تو یاری می‌جوئیم.(5)
نکات: «إیاک» ضمیر مفعول است برای فعل بعد از اوکه «نعبد» باشد، و «إیاک» باز مفعول است برای فعل پس از او که «نستعین» باشد، ومفعول هر دو جا مق