 که خدا برای شما آورده وامگذارید بلکه شما قومی هستید که از حد گذرنده‌اید(166) گفتند: ای لوط اگر بس نکنی البته از تبعید و اخراج شدگان خواهی شد(167) لوط گفت: من عمل شما را بشدت دشمن دارم(168) پروردگارا من و کسانم را از شئامت عمل ایشان نجات بخش(169) پس، او و کسانش همگی را نجات دادیم(170) جز پیره‌زنی که در میان باقی ماندگان بود(171) سپس دیگران را هلاک کردیم(172) و بارانی شدید بر آنان باراندیم پس باران بیم‌شدگان بد بود(173) براستی که در آن عبرتی است و بیشترشان ایمان آور نبودند(174) و براستی که پروردگارت همو عزیز رحیم است(175). 
نکات: قوم لوط همان اهل مؤتفکات و اهل بلاد سدوم می‌باشند که مفصل احوال ایشان را قبلا ذکر کردیم. و مقصود از جملة: عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ، زن حضرت لوط می‌باشد، زیرا راضی به عمل قوم بود و می‌گفت من راضیم هر چه بر سر قوم آید بر سر من نیز بیاید. و مقصود از مَطَرًا همان سنگ باران است. و ایمان آورندگان به حضرت لوط دو دختر و دو داماد او فقط بودند. و عذاب قوم فرو رفتن به زمین و زیر و رو شدن شهرستان بود که در همان انقلاب سنگ باران شدند و یا پس از انقلاب شهرستان سنگ باران شدند. آیه 176 الی 180
متن آیه:
كَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَيكَةِ الْمُرْسَلِينَ(الشعراء/176) إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيبٌ أَلَا تَتَّقُونَ(الشعراء/177) إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ(الشعراء/178) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ(الشعراء/179) وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِي إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ(الشعراء/180)
ترجمه: مردم بیشه پیامبران را تکذیب کردند(176) هنگامی که شعیب به ایشان گفت: چرا پرهیز نمی‌کنید(177) براستی که من برای شما پیامبری خیرخواهم(178) پس، از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید(179) و من از شما برای رسالتم مزدی نمی‌خواهم، نیست مزد من جز بعهدة پروردگار جهان(180). 
نکات: الْأَيكَةِ بمعنی بیشه است، و آن بیابانی است که دارای درخت باشد شبیه به جنگل. حق‌تعالی پیامبرانی را که نام برده از قول تمامشان نقل کرده که اجر و مزد نمی‌خواهیم مگر از خدا. بنابراین دین انبیاء دین مساوات بوده، تبعیض نژادی در أدیان إلهی نیست و از اموال مردم بعنوان مزد رسالت حقی برای اولادشان نگرفتند و چیزی بعنوان عشر و یا خمس قرار ندادند. معلوم می‌شود قانون خمس از قوانین إلهی نبوده و مردم به دین افزوده‌اند!آیه 181 الی 191
متن آیه:
أَوْفُوا الْكَيلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ(الشعراء/181) وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ(الشعراء/182) وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ(الشعراء/183) وَاتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ(الشعراء/184) قَالُوا إِنَّمَا أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ(الشعراء/185) وَمَا أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَإِنْ نَظُنُّكَ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ(الشعراء/186) فَأَسْقِطْ عَلَينَا كِسَفًا مِنَ السَّمَاءِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ(الشعراء/187) قَالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ(الشعراء/188) فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يوْمٍ عَظِيمٍ(الشعراء/189) إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ(الشعراء/190) وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ(الشعراء/191)
ترجمه: پیمانه را تمام بدهید و کم بده نباشید(181) و با ترازوی صحیح وزن نمائید(182) و چیزهای مردم را کم مدهید و در این سرزمین به فساد مکوشید(183) و از آنکه شما و مردم گذشته را آفرید بترسید(184) گفتند: همانا تو از سحرشدگانی(185) و تو جز بشری مانند ما نیستی و ما تو را دروغگو می‌پنداریم(186) اگر از راستگویانی پاره‌ای از آسمان را بر سر ما بیفکن(187) شعیب گفت: پروردگار من داناتر است به اعمالی که بجا می‌آورید(188) پس تکذیبش کردند و عذاب روز ابر آتش بار ایشان را گرفت بی‌گمان عذاب روز بزرگی بود(189) براستی که در این عبرتی هست و بیشترشان ایمان آور نبودند(190) و براستی که پروردگار تو همو نیرومند رحیم است(191). 
نکات: جملة: وَمَا أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا، که همة کفار در مقابل انبیاء گفته‌اند! دلالت دارد که کفار مایل بودند که پیغمبرشان بشری مانند سایرین نباشد چنانکه زمان ما نیز چنین است. و لذا برای رسول و اوصیاء او صفاتی قائلند که در سایر افراد قائل نیستند از قبیل اینکه سایه ندارند و یا غیب می‌دانند و یا وسیله و واسطة دعا است و باید آنها را خوانده عبادت کرد که تمام اینها باطل و نظریة مستکبرین است که می‌خواهند مطیع بشری مانند خود نباشند. و يوْمِ الظُّلَّةِ این است که خدا هوا را برای قوم شعیب گرم کرد در هفت روز، پس قوم از شدت گرما برهنه و از خانه خارج شده و در زیر سایة ابری جمع شدند، سپس آن ابر بر سر آنان آتش بارانید و بد روزی گردید. آیه 192 الی 197
متن آیه:
وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ(الشعراء/192) نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ(الشعراء/193) عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ(الشعراء/194) بِلِسَانٍ عَرَبِي مُبِينٍ(الشعراء/195) وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ(الشعراء/196) أَوَلَمْ يكُنْ لَهُمْ آيةً أَنْ يعْلَمَهُ عُلَمَاءُ بَنِي إِسْرَائِيلَ(الشعراء/197)
ترجمه: و براستی که این قرآن نازل شدة پروردگار جهانیان است(192) روح الأمین (جبرئیل) آن را نازل نموده است(193) بر قلب تو که از ترسانندگان باشی(194) بزبان عربی روشن(195) و براستی که این وصف قرآن در کتب گذشتگان هست(196) آیا برای ایشان دانستن دانشمندان بنی اسرائیل آن را نشانه‌ای نیست(197). 
نکات: جبرئیل را الرُّوحُ الْأَمِينُ خوانده برای آنکه اولا: خلقت او لطیف مانند روح است. و ثانیا: دارای أمانت است و وحی را بدون کم و زیاد به انبیاء می‌رساند. و جملة عَلَى قَلْبِكَ دلالت دارد که قرآن برای محمد(ص) دلنشین است و او را در دل نگه می‌دارد و از کم و زیاد شدن حفظ می‌کند. و ضمیر: وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ  محتمل است به قرآن بر گردد و ممکن است به محمد و یا به مذکور در این آیات برگردد. و خدا در اینجا علم علمای بنی اسرائیل را آیه و نشانة صحت مطالب قرآن قرار داده، بنابراین آیة 43 سورة رعد که فرموده: «وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ» مربوط است به همین شهادت علمای اهل کتاب که به صحت مطالب قرآن و رسالت محمد گواهی و شهادت دادند. ابن عباس گوید: سبب نزول این آیات شهادت علمای یهود مدینه بود به صدق محمد(ص)، در زمانی که حضرتش در مکه بود. آيه 108
متن آيه:
أَمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْأَلُوا رَسُولَكُمْ كَمَا سُئِلَ مُوسَى مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ
ترجمه: بلکه آیا از رسول خود سؤال می‌کنند چنانکه قبلاً از موسی سؤال می‌شد و آنکه ایمان را به کفر تبدیل کند محققا از راه راست گمراه است.(108)
نکا