! این از انصاف نیست. سپس گفت: و الله با شما زنان سخن نگویم و داخل سایه‌بان نشوم تا ملحق به رسول خدا(ص) شوم. پس سوار بر شتر آب‌کش خود شد و زاد و توشه‌ای برداشت و بسرعت حرکت کرد و هر چه زنها با او سخن گفتند جواب نداد، پس سیر کرد تا وارد به تبوک شد. مردم گفتند: سواری از دور می‌آید. رسول خدا(ص) فرمود: باید ابوخیثمه باشد، پس وارد شد و سلام بر رسول خدا(ص) کرد و قصة خود را بیان کرد. رسول خدا(ص) در حق او دعا کرد. و همچنین است حال ابوذر که عقب ماند و تشنه شد و در بین راه آبی میان گودالی پیدا کرد ولی ننوشید وگفت این آب را برای رسول خدا(ص) ببرم که تشنه نماند.آیه 119
متن آیه:
يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ
ترجمه: ای مؤمنین از خدا بترسید و با راستگویان باشید.(119)
نکات: در این آیه امر شده که هر مؤمنی با راستگویان باشد یعنی موافق و مصاحب ایشان باشد. عده‌ای از شیعه گفته‌اند که مقصود از صادقین 12 نفر امام اثنی عشریه می‌باشد! ولی تخصیص به دوازده نفر دلیلی ندارد. زیرا خدا در سورة بقره آیة 177 فرموده: 
(مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا)
و این آیه عام است و شامل می‌شود هر کس را که دارای صفات مذکورة در آیه باشد. و در سورة حجرات آیة 15 فرموده: 
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ(الحجرات/15)
و در سورة حشر آیة 8 فقرای مهاجرین را که یاری خدا و رسول کرده‌اند فرموده: 
أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ(الحشر/8)
پس صادقین منحصر به دوازده نفر نمی‌باشد و ضمنا آیه دلالت بر عظمت وکمال صدق صادقین دارد.
آیه 120 الی 121
متن آیه:
مَا كَانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ أَنْ يتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَلَا يرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لَا يصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلَا نَصَبٌ وَلَا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يطَئُونَ مَوْطِئًا يغِيظُ الْكُفَّارَ وَلَا ينَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لَا يضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ(التوبة/120) وَلَا ينْفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً وَلَا يقْطَعُونَ وَادِيا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ لِيجْزِيهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُوا يعْمَلُونَ(التوبة/121)
ترجمه: و برای اهل مدینه و کسانیکه اطراف ایشانند از اعراب جایز نیست که تخلف از رسول خدا(ص) کنند و بواسطة جان خود از حفظ جان او دریغ نمایند، این حکم به سبب این است که عطش و رنج و گرسنگی در راه خدا به ایشان نمی‌رسد و قدمی به محلی که کفار را به غضب بیاورد نمی‌گذارند و چیزی از دشمن تصرف نمی‌کنند مگر اینکه عمل صالحی بر ایشان نوشته شود، بدرستی که خدا اجر نیکوکاران را ضایع نمی‌کند(120) و چیز کوچک و بزرگی را انفاق نمی‌کنند و راهی را نمی‌پیمایند مگر اینکه برای ایشان نوشته شود، برای اینکه خدا ایشان را به نیکوتر از آنچه عمل می‌کردند جزا دهد.(121)
نکات: جملة: وَلَا يرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ دلالت دارد که مسلمین باید به پیامبر بیش از جان خود علاقمند و فداکار باشند چنانکه در سورة احزاب آیة 6 فرموده: 
(النَّبِي أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ)	
و باید در راه دین از مال و جان مضایقه نکنند. وجملة: لَا يصِيبُهُمْ... تا آخر، دلالت دارد که برای هر رنج و زحمتی و هر قدم و خرجی اجر بسیاری است چه قتال واقع بشود و چه نشود. وجملة: وَلَا يقْطَعُونَ وَادِيا  دلالت دارد که مجاهدین باید تا می‌توانند پيش‌روی کنند و از زمین و آبادی کفار تصرف کنند. به هر حال استفاده نیز می‌شود که مقدمات جهاد دارای أجر مستقلی است.
آیه 122 الی 123
متن آیه:
وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِينْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِينْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيهِمْ لَعَلَّهُمْ يحْذَرُونَ(التوبة/122) يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ(التوبة/123)
ترجمه: و مؤمنین را توانائی نبوده که همگی کوچ کنند (در راه جهاد و طلب علم) پس چرا از هر گروهی از ایشان عده‌ای کوچ نکردند تا فقه در دین بیاموزند( خواهان فهم در دین باشند) و تا قوم خود را وقتی که بسوی ایشان برگشتند بترسانند شاید ایشان حذر نمایند(122) ای مؤمنین با کسانی که از کفار به شما نزدیکند کارزار کنید و باید در شما شدتی بیابند، و بدانید که محققا خدا با متقین است.(123)
نکات: فَلَوْلَا نَفَرَ... دلالت دارد که باید برای جهاد و طلب علم دین عده‌ای از مسلمین همواره مشغول باشند و آداب جهاد و فقه دین را بیاموزند و سپس به دیگران بیاموزند. و فقه به معنای فهم است، و تفقه در دین یعنی تفهم و تعمق در کتاب خدا و سنت رسول خدا(ص). بعضی از مجتهدین این آیه را دلیل بر وجوب تقلید آورده‌اند در صورتیکه این آیه دلیل وتأکید بر وجوب تفقه و تعلم است و هیچ دلالتی بر تقلید ندارد. یعنی همیشه بايد گروهی دانش در دین بیاموزند وبه دیگران تعلیم دهند و همواره مردم معلم و متعلم باشند. بعضی از مردم گمراه نیز می‌گویند چنانکه در کارها و در هر صنعتی باید رجوع به متخصص نمود در دین نیز باید رجوع به مجتهد شود که او متخصص در دین است. جواب این است که اولا: ایشان متخصص در دین نیستند خصوصا در اسلام و لذا اصول و فروع اسلام را کم و زیادکرده‌اند و تغییر داده‌اند و باضافه بر ضد یکدیگر فتوی می‌دهند. ثانیا: متخصص در هر کار و صنعتی باید جواز و تصدیق از دانشکدة مناسب آن داشته باشند ولی ایشان از طرف خدا جواز فتوی که ندارند هیچ بلکه از طرف خدا مورد نهی نیز می‌باشند و خدا چنین اذنی به خصوص ایشان نداده بلکه عموم مسلمین در فهمیدن امور دین مسؤولند و باید تفقه کافی و وافی در حد توانائی در کتاب و سنت نمایند و رسوخ در علم پیدا کند. ثالثاً: در مسائل صنعتی و طبی آثار تخصصی متخصین را می‌توان فهمید که فلان متخصص راست می‌گوید یا خیر مثلا طبیبی دارو و آمپول می‌دهد، اگر بیمار بهبود یافت تخصص او معلوم می‌شود و أما اگر بیمار بدتر شود عدم تخصص او ظاهر می‌شود ولی آثار تخ