ص وعلمی مدعیان تخصص در دین را در دنیا نمی‌توان درک کرد زیرا دین را باید تحقیق نمود که از امور معنوی است و نتیجه و آثار آن در آخرت معلوم شود. رابعاً: در واجبات کفائی رجوع به متخصص می‌شود نه در واجبات عینی و علم دین از واجبات عینی است. خامساً: رسول خدا(ص) فرمود: "طلب العلم فریضة علی کل مسلم" و نفرمود التقلید فریضة! برای توضیح بیشتر به فصل 23 مقدمه رجوع فرمائید. جملة: قَاتِلُوا الَّذِينَ يلُونَكُمْ... دلالت دارد که مسلمین باید ابتدا کنند به جهاد با کفاری که به ایشان نزدیک می‌باشند سپس به دورتر بپردازند الأقرب فالأقرب مگر اینکه با کفارِ نزدیک معاهده‌ای بسته باشند.
آیه 124 الی 127
متن آیه:
وَإِذَا مَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ يقُولُ أَيكُمْ زَادَتْهُ هَذِهِ إِيمَانًا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَهُمْ يسْتَبْشِرُونَ(التوبة/124) وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُوا وَهُمْ كَافِرُونَ(التوبة/125) أَوَلَا يرَوْنَ أَنَّهُمْ يفْتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٍ مَرَّةً أَوْ مَرَّتَينِ ثُمَّ لَا يتُوبُونَ وَلَا هُمْ يذَّكَّرُونَ(التوبة/126) وَإِذَا مَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ هَلْ يرَاكُمْ مِنْ أَحَدٍ ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يفْقَهُونَ(التوبة/127)
ترجمه: و چون سوره‌ای نازل شود بعضی از ایشان می‌گویند: این سوره کدامتان را ایمانی افزود پس أما آنانکه ایمان آورده‌اند ایمانشان افزود و آنان شادمانند(124) و أما آنانکه در دلشان مرض است ناپاکی بر ناپاکی ایشان افزوده، و بمیرند درحالیکه کافرند(125) آیا نمی‌بینند که ایشان در هر سالی یکبار و یا دوبار آزموده می‌شوند سپس توبه نمی‌کنند ونه ایشان متذکر می‌گردند(126) وچون سوره‌ای نازل شود بعضی به بعض دیگر نظر کند و گوید آیا کسی شما را می‌بیند سپس برگردند، خدا دلشان را برگرداند برای اینکه ایشان قومی هستند نفهم.(127)
نکات: آیات و سور قرآن را هر مؤمنی که بخواند و بفهمد در حقیقت چیزی به ایمانش افزوده شده چون علم و ایمان انسان به برکت آیات قرآن باید کامل گردد این فزونی و تکامل برای اهل ایمان است چنانکه در آیات فوق صریحا بیان شده و أما منافقین و کاسبی که به قرآن و اسلام علاقه ندارند از شنیدن آیات قرآن پلیدی ایشان زیادتر می‌گردد زیرا بواسطة بی‌اعتنائی به کلام خدا توفیق هدایت از ایشان سلب می‌شود و به گمراهی خودشان واگذار شوند و مؤاخذة ایشان زیادتر گردد چنانکه منافقین زمان رسول(ص) هر وقت سوره‌ای نازل می‌شد به یکدیگر نگاه می‌کردند و به طور بی‌اعتنائی برمی‌خاستند و می‌رفتند.آیه 128 الی 129
متن آیه:
لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ(التوبة/128) فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِي اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ(التوبة/129)
ترجمه: مسلم ومحقق آن است که برای شما از خود شما رسولی آمد که بر او سخت است آنچه شما را به رنج افکند، حریص است بر (ایمان) شما، به مؤمنین مهربان و رحیم است(128) پس اگر اعراض کردند بگو خدا مرا کافی است، نیست مقصدی جز او، بر او توکل کرده‌ام واوست پروردگار عرش بزرگ.(129)
نکات: کلمة: مِنْ أَنْفُسِكُمْ دلالت دارد که محمد(ص) از خود مردم و از جنس ایشان است وخدا این موضوع را مکرر تذکر داده تا بدانند که پیغمبری که میان خودشان بزرگ شده و بزرگ و کوچک او را دیده‌اند و راستی ودرستی و امانت او را مشاهده کرده‌اند و نقص ودروغی ندیده‌اند بهتر قدر او را بدانند خصوصا که این رسول رنج و عذاب مردم را خوش ندارد و خيرخواه ایشان است، و به ایمان ایشان حریص و به خودشان مهربان است. رأفت زیادتر از رحمت است. باید گفت: به مؤمنین رأفت و رحمت دارد و به عاصین رحمت. و همچنین از «مِنْ أَنْفُسِكُمْ» استفاده می‌شود که در حق رسول(ص) نباید غلو نمود چنانکه از حضرت امیر(ع) روایت شده که: "إن رسول الله صلی الله علیه و آله خرج علی نفر من أصحابه فقالوا: مرحبا بسیدنا ومولانا فغضب رسول الله غضبا شدیدا، ثم قال: لا تقولوا هکذا و لکن قولوا؛ مرحبا بنبینا و رسول ربنا، قولوا السداد من القول ولا تغلوا في القول فتمرقوا". 
یعنی: روزی رسول اکرم(ص) بر جمعی از اصحاب خود وارد شد، آنان به خاطر حسن احترام حضرت را سید و مولای خود خواندند، رسول خدا(ص) سخت غضبناک شد، سپس فرمود: این طور سخن نگوئید و مرا سید و مولا نخوانید بلکه بگوئید پیغمبر و رسول خدای ما، سخن براستی و حقیقت بگوئید و در گفتارتان غلو نکنید که گرفتار ضلالت وگمراهی خواهید شد.
جملة: حَسْبِي اللَّهُ دلالت دارد که تکیه‌گاه رسول(ص) به خدا بوده نه به مردم، به همان خدائی که پروردگار عرش بزرگ است. جائیکه عرش بزرگ را نگه می‌دارد رسول خود را به طریق اولی نگه می‌دارد. و مقصود از عرش سلطنت بر تمام جهان است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:619.xml">10.يونس(جزء 11)</a><a class="folder" href="w:html:663.xml">11.هود (جزء 12)</a><a class="folder" href="w:html:702.xml">12.يوسف (جزء 12،13)</a><a class="folder" href="w:html:756.xml">13.الرعد (جزء 13)</a><a class="folder" href="w:html:776.xml">14.إبراهيم (جزء 13)</a><a class="folder" href="w:html:794.xml">15.الحجر (جزء 14)</a><a class="folder" href="w:html:810.xml">16.النحل (جزء 14)</a><a class="folder" href="w:html:849.xml">17.الإسراء (جزء 15)</a><a class="folder" href="w:html:884.xml">18.الكهف (جزء 15،16)</a><a class="folder" href="w:html:914.xml">19.مريم (جزء 16)</a><a class="folder" href="w:html:945.xml">20.طه (جزء 16)</a><a class="folder" href="w:html:982.xml">21.الأنبياء (جزء 17)</a><a class="folder" href="w:html:1015.xml">22.الحج (جزء 17)</a><a class="folder" href="w:html:1042.xml">23.المؤمنون (جزء 18)</a><a class="folder" href="w:html:1068.xml">24.النور (جزء 18)</a><a class="folder" href="w:html:1094.xml">25.الفرقان (جزء 19)</a><a class="folder" href="w:html:1117.xml">26.الشعراء (جزء 19)</a><a class="folder" href="w:html:1145.xml">27.النمل (جزء 19،20)</a><a class="folder" href="w:html:1175.xml">28.القصص (جزء20)</a><a class="folder" href="w:html:1205.xml">29.العنكبوت (جزء 20)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:620.xml">آیه 1 الي 60</a><a class="folder" href="w:html:645.xml">آیه 61 الي 109</a></body></html>آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ ‏

ترجمه: این است کتابی که در آن شکی نباشد و راهنمای پرهیزکاران است.(2)
نکات: «ذلک» اسم اشاره و اشاره به قرآن است، اگرکسی بگوید "ذلک" وضع شده برای اشاره ببعید، و اینجا که قرآن نزدیکست چرا کلمة ذلک آمده؟ گوئیم گاهی ذلک اشاره می‌شود به چیز بزرگی که گویا چنان عظمت دارد که برای ناظر نظر به آن مشکل است، مانند چیز دوری که نظر به آن مشکل باشد. و دیگر کلمة «ریب» بمعنی شک ویا ظن نزدیک به گمان وشک می‌باشد، و ریب نکرة در سیاق نفی ومفید عموم است، یعنی هیچگونه شک وگمانی در مطالب قرآن نیست، و مطالب آن علمی و طبق دانش و بینش است 