 و روحانیّت نمایش یک جوان لایق را داشت. یوسف(ع) یک برادری از مادر خود راحیل بنام بنیامین داشت و ده برادر دیگر از زنان دیگر داشت.
یوسف(ع) که کودکی نورس بود، همواره در دامان پدری مانند یعقوبِ پیغمبر(ع) جای داشت. و با فطرت نبوّت وتربیت پاک و عصمت و هوش سرشار، آمادة استفاده از مقام پدر بود. افکار بلند پدر ومحبّت مفرطی که پدر به این طفل داشت در وجود مصفّای این پسر منعکس می‌شد، وافکار بزرگی در مغز او دور می‌زد و او را برای رتبة بلند نبوّت و زمامداری ملّتی مهیّا می‌ساخت. پرتو نور نبوّت پدر همیشه شعور باطنی او را تحریک و ترقّی می‌داد، و لذا شبی خوابی دید: 
رؤیای ملکوتی
قرآن، سرگذشت یوسف(ع) را از این جلوة معنوی و رؤیای ملکوتی آغاز کرده است.
در حقیقت رؤیا، سخنان بسیاری است که تمام دانشمندان را حیران نموده: بعضی گفته‌اند: رؤیا عبارت است از إلقاءات فرشته و یا شیطان. خوابهای راستی که مطابق واقع باشد و تعبیر صحیحی داشته باشد از إلقاءات فرشته است که در حالِ خواب به گوش انسان می‌رساند، ودر صورتی که اوهام و خیالات با آن مخلوط نشود واقعیّتی دارد. و اگر مخلوط به أوهام باشد صورت دیگری دارد. و خوابهای پریشان از إلقاءات شیطان است که واقعیّتی ندارد. بعضی گفته‌اند: خواب همان خیالات و افکارِ خود انسان است که قوة متخیّلة انسان کار می‌کند و به أموری پیش‌بینی می‌کند، گاهی درست در می‌آید، و گاهی نادرست، چنانکه گفته‌اند: 
شتر در خواب بیند پنبه‌دانه
		گهی مش‌مش خورد گه دانه‌دانه

هر کس شغلی دارد در فکر همان شغل است و در خواب نیز متناسب آن خواب می‌بیند: عالم، خواب کتابخانه می‌بیند. حلّاج، خواب دکّان حلّاجی. زید، پدر خود را در خواب بیند، وعمرو پدرخود را. ولی چون أنبیاء و أولیاء، خصوصا طفل معصومی ماند یوسف(ع) روح پاک و بی‌آلایشی دارد و قوّة عاقله‌اش بر قوّة واهمه تسلّط دارد، خواب ایشان پریشان نیست بلکه درک واقعیتی است. چنانکه در خبر آمده؛ رؤیا جزئی از نبوّت است، روح با صفای یوسفِ نورانی، در آن عالم پاکی و جهان وسیع ملکوتی می‌بیند: یازده ستاره و خورشید و ماه باحترام وی تواضع کردند. این رؤیای لذّت‌بخش او را شاد می‌گرداند، و این نقشة آسمانی او را حیران می‌کند.
کودکِ روشن دلِ خوش‌ذوق که در بیت نبوّت، پاکیزه و بدون غل و غش رشد کرده در خواب خود تعجّب داردکه این خواب و این منظره چه تعبیر دارد. تواضع کرات بالا برای من چه معنی دارد؟ آیا آیندة درخشانی را به من نوید می‌دهد و موفّقیّت بزرگی نصیب من خواهد شد؟
بالأخره خواب خود را به پدرِ خیرخواهِ خود که طهارت و پاکی را از او ارث برده اظهار می‌کند. پدر بزرگوارش که با عالم وحی ارتباط دارد و از رجال آسمانی است متوجّه شد که این خواب کشف از آیندة خوبی دارد، رؤیای إلهی وملکوتی و از طفل معصومی است، آیندة درخشانی را نوید می‌دهد، از این جهت به فرزندِ نورسِ شیرین زبانِ خود سفارش می‌کند: آیه 5
متن آیه:
قَالَ يا بُنَي لَا تَقْصُصْ رُؤْياكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيكِيدُوا لَكَ كَيدًا إِنَّ الشَّيطَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ
ترجمه: ای پسر جانم خوابت را برای برادرانت مگو که نیرنگی سخت برای تو بکار می‌برند، بدون تردید شیطان برای انسان دشمنی است آشکار.(5)
نکات: با اینکه یک خانواده از یک درخت و ریشه تشکیل شده باز تنافر و تزاحم و خصومت میانشان بیشتر از اجانب است، به جهاتی: 
1- در منافع با هم مزاحمند و بر سر یک سفره و یک نقطه همه طمع دارند.
2- کثرت معاشرت آنان را از یکدیگر ملول و آزرده می‌کند.
گوئی این تنافر وتزاحم در میان شاخه‌های درختان وگیاهان نیز موجود است. شاخه‌های یک درخت و رشته‌های یک گیاه که از یک تنه می‌باشند هر چه امتداد پیدا می‌کنند از هم دورتر می‌شوند.
در برادران وخواهرانی که از پدر و مادر ثروتمند و بزرگ بوجود آمده باشند، بیشتر در منافع با هم تزاحم دارند، ولی اولاد یک فقیر گمنام چنین نیستند. فرزندان یک ثروتمند و یا یک حاکم غالباً با هم نزاع دارند، وگاهی جنگهای خونینی بر سر ریاست پدر و ثروت او پیدا می‌شود. حضرت یعقوب(ع) پیغمبری است بزرگ، صاحب ریاست روحانی و شیخ عشیره و وارث حضرت ابراهیم(ع)، سرمایه و حشم فراوان دارد و فرزندان او همه امید جانشینی او را دارند و همه سعادت و وضع زندگی خود را رهین توجّه پدر می‌دانند. اکنون می‌بینند این پدر دل به کودکِ زیبای شیرینِ خود یوسف داده، و شب و روز با او انس گرفته، مبادا ریاست روحانی و وراثت ابراهیمی به او منتقل شود. مبادا در میان قبیله جانشین پدر گردد. هر هفته که آثار نبوغ و عظمت و زیبائیِ جمالِ یوسف بیشتر می‌گردد برای برادران احتمال خطر بیشتری است. باضافه یوسف(ع) فرزند مادر ایشان نیست، و مادر وی هووی مادر ایشان است، و رشک و حسادتی که میان هووها می‌باشد به فرزندان ایشان نیز منتقل می‌گردد.
این برادران نمی‌توانند الفتِ پدر را با برادرِ نامادری خود هموار کنند، باضافه رنج کار صحرا و گلّه و حشم و داد و ستد همه بر عهدة ایشان است. ولی برادرِ نامادریِ ایشان در دامنِ پدر، در ناز نعمت. طبعاً حسد می‌برند و گوشه می‌زنند. یعقوب(ع) هم مرد عالم و پیغمبری با تجربه می‌باشد، بدبینی آنان را حس می‌کرد. اگرچه پدر بزرگوار باید محبت خود را نسبت به همه، یکسان بکار برد. و یقیناً همین کار را می‌کرده. ولی طبعاً باید به طفل بیشتر برسد.
بهرحال برکت‌دادن و قانون وصایت و تعیینِ جانشینِ روحانی نیز اهمّیّت دارد و محلِ طمع همة برادران است. پس چه حالی خواهند داشت فرزندانِ یعقوب هرگاه برکت و وصایت خود را در حق یوسف اجرا کند، و آن مردان رشید زحمتکش را محروم کند. این پدر باید کاری کند که حسّ برادران تحریک نشود، و بزرگترین محرّک برادران همین خوابِ یوسف است که اگر منتشر شود باعث عداوت برادران خواهد شد. ولذا حضرت یعقوب(ع) فوراً به او فرمود: ای فرزند عزیزم، مبادا خواب خود را برای برادران بگوئی و به این سبب در حقّ تو فکر بدی کنند و تو را گرفتار کنند، خصوصاً که شیطان نیز وسوسه می‌کند و فتنه را دامن می‌زند.آیه 6
متن آیه:
وَكَذَلِكَ يجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ وَيتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيكَ وَعَلَى آلِ يعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَيكَ مِنْ قَبْلُ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
ترجمه: و این چنین پروردگارت تو را برمی‌گزیند و از حقایق مشکلات به تو می‌آموزد و نعمت خود را بر تو و بر آل یعقوب تمام می‌کند چنانکه پیش از این بر دو جدّت ابراهیم و اسحاق تمام کرد، براستی که پروردگار تو دانای حکیم است.(6)
نکات: معلّم و مربّی طفل باید در پرورش و تربیت او، او را متوجّه افکار بلند کند، و افکار بلندی که در مغز طفل پدید می‌آید تقویت نماید، بهترین وسیلة ترقّی، افکار و مقاصِد بلند است. 
همّت بلنددار که مردان روزگار
		از همّت بلند بجائی رسیده‌اند

کسی که فکرِ