نَّ فِي ذَلِكَ لَآيةً لِقَوْمٍ يعْلَمُونَ(النمل/52) وَأَنْجَينَا الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يتَّقُونَ(النمل/53)
ترجمه: و در آن شهر نه نفر بودند که در آن سرزمین فساد می‌کردند و اصلاح نمی‌کردند(48) گفتند: هم قسم شوید و به خدا قسم بخورید که شبانه او را با کسانش از میان برداریم آنگاه به ولی (خون) وی می‌گوییم ما هنگام هلاکت کسان او حاضر نبودیم و ما راستگویانیم(49) نیرنگی کردند ماهرانه و ما نیز جزای نیرنگشان را بخوبی دادیم در حالی که نمی‌فهمیدند(50) پس بنگر عاقبت نیرنگشان چگونه بود که ما هم را با قومشان هلاک کردیم(51) پس اینک خانه‌های ایشان ویران مانده بسبب ستمگری که کردند براستی که در این قصه عبرتی است برای گروهی که بدانند(52) و نجات دادیم کسانی را که ایمان آوردند و پرهیزگاری کردند(53). 
نکات: تِسْعَةُ رَهْطٍ را به نه نفر ترجمه کردیم، ولی ظاهر آنست که نه جمعیت بوده است که نه نفر منتخب آنان بوده و رئیس ایشان قدار بن سالف بود و همین اشخاص بودند که ناقه را پی کردند. جملة: تَقَاسَمُوا بِاللَّهِ دلالت دارد که ایشان خدا را قبول داشتند ولی مفسد بودند. بهر حال حضرت صالح در مسجد خود در غاری عبادت می‌کرد، این سه نفر تصمیم به قتل او گرفتند و گفتند: ما که ناقه را پی کرده‌‌ایم سه روز دیگر باید عذاب شویم، پس تا روزها تمام نشده صالح را به قتل رسانیم. پس اوائل شب آمدند برای قتل او که از کوه سنگی فرود آمد و هر سه هلاک شدند. و در روایت دیگر ایشان داخل غاری برای جستجوی صالح شدند که سنگی از بالا آمد و در غار مستور شد و همانجا ماندند و هلاک شدند و باقی قوم به صیحه هلاک شدند. آیه 54 الی 58
متن آیه:
وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ وَأَنْتُمْ تُبْصِرُونَ(النمل/54) أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ(النمل/55) فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْيتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يتَطَهَّرُونَ(النمل/56) فَأَنْجَينَاهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَاهَا مِنَ الْغَابِرِينَ(النمل/57) وَأَمْطَرْنَا عَلَيهِمْ مَطَرًا فَسَاءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ(النمل/58)
ترجمه: و لوط را فرستادیم هنگامی که به قوم خود گفت چرا این کار زشت را مرتکب می‌شوید در حالی که بینائید(54) چرا برای شهوت بجای زنان به مردان رو می‌کنید بلکه شمائید گروهی که نادانی می‌کنید(55) قوم او را جوابی نبود جز اینکه گفتند خاندان لوط را از قریة خودشان بیرون کنید زیرا ایشان دم از پاکی می‌زنند(56) پس وی را با کسانش نجات دادیم مگر زنش را که از باقی ماندگان بشمار آوردیم(57) و بارانی سخت بر ایشان باراندیم که باران بیم‌دادگان بد بود(58). 
نکات: جملة: وَأَنْتُمْ تُبْصِرُونَ  دلالت دارد که بزشتی عمل خود عالم بودند و عمل زشت از داشنمندان زشت‌تر است. و ممکن است چنانکه در احادیث آمده ایشان لواط را علنی مرتکب می‌شدند در حالی که همدیگر را می‌دیدند که تُبْصِرُونَ را حمل کنیم به دیدن چشم، و این عمل زشت است بدلیل عقل، زیرا خدای تعالی زنان را خلق کرده برای مردان برای بقاء نسل، باضافه لواط موجد امراض بسیار و عملی غیر طبیعی است. آیه 59 الی 60
متن آیه:
قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَى آللَّهُ خَيرٌ أَمَّا يشْرِكُونَ(النمل/59) أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ مَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَهَا أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ يعْدِلُونَ(النمل/60)
ترجمه: بگو ستایش برای خدای کامل الذات و الصفات و درود بر آن بندگانش که آنان را بر گزیده آیا خدا بهتر است یا چیزهایی که شریک او می‌کنند(59) آیا آنکه آسمان‌ها و زمین را آفریده و برای شما از آسمان آبی فرود آورده که با آن بوستان‌های خرم برویانیدیم، رویاندن درخت آن کار شما نبود چگونه با این خدا خدائی هست؟ بلکه ایشان گروهی منحرفند(60). 
نکات: پس از آنکه قوم مفسد و فاسد را هلاک کرده فرموده: بگو حمد و ستایش مخصوص خدائی است که به همه چیز محیط و از همه چیز آگاه است. جملة: وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ...... دلالت دارد که خدا سلام و سلامتی را برای بندگان برگزیدة خود روا می‌دارد، پس هر کس می‌تواند سلامتی و رحمت برای چنین بندگان بخواهد و بگوید: السلام علی محمد. و یا السلام علی زید و عمرو. اما همانطور که خدا فرموده بنده‌ای را که از دنیا رفته و در عالم دیگری مأوی گرفته و از این جهان بی‌خبر است حاضر نداند و بداند که؛ صفت به همه چیز محیط و از همه چیز آگاه، فقط منحصر به خداست، و به غائب السلام علیك نگوید، بلکه السلام علیه بگوید. چنانکه حق تعالی خطاب ننموده. سپس برای بیدار کردن وجدان مشرکین استفهام تقریعی و تقریری فرموده که؛ شما مشرکین خدای کامل الذات را با مخلوق ناقص هیچگاه مساوی قرار می‌دهید؟ و به غیر توجه می‌کنید؟ و در جملة: فَأَنْبَتْنَا.... انتقال از غیبت به تکلم شده است. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1164.txt">آيه 64-61 (النمل)</a><a class="text" href="w:text:1165.txt">آيه 66-65 (النمل)</a><a class="text" href="w:text:1166.txt">آيه 70-67 (النمل)</a><a class="text" href="w:text:1167.txt">آيه 74-71 (النمل)</a><a class="text" href="w:text:1168.txt">آيه 77-75 (النمل)</a><a class="text" href="w:text:1169.txt">آيه 81-78 (النمل)</a><a class="text" href="w:text:1170.txt">آيه 82 (النمل)</a><a class="text" href="w:text:1171.txt">آيه 85-83 (النمل)</a><a class="text" href="w:text:1172.txt">آيه 88-86 (النمل)</a><a class="text" href="w:text:1173.txt">آيه 90-89 (النمل)</a><a class="text" href="w:text:1174.txt">آيه 93-91 (النمل)</a></body></html>آیه 61 الی 64
متن آیه:
أَمَّنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَرَارًا وَجَعَلَ خِلَالَهَا أَنْهَارًا وَجَعَلَ لَهَا رَوَاسِي وَجَعَلَ بَينَ الْبَحْرَينِ حَاجِزًا أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يعْلَمُونَ(النمل/61) أَمَّنْ يجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيكْشِفُ السُّوءَ وَيجْعَلُكُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ(النمل/62) أَمَّنْ يهْدِيكُمْ فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَنْ يرْسِلُ الرِّياحَ بُشْرًا بَينَ يدَي رَحْمَتِهِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يشْرِكُونَ(النمل/63) أَمَّنْ يبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يعِيدُهُ وَمَنْ يرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ(النمل/64)
ترجمه: آیا آنکه زمین را آرامگاه قرار داد و در خلال آن جویها قرار داد و برای آن کوه‌های بلند پدید آورد و میان دو دریا مانعی از اتصال قرار داد آیا با این خدا خدایانی است؟ بلکه بیشترشان نمی‌دانند(61) آیا آنکه بیچارة درمانده را وقتیکه او را بخواند جواب می‌دهد و محنت و بدی را بر طرف می‌کند و 