ا وفا کنید چون پیمان بستید و قسم‌ها را پس از تأکید آن مشکنید و بتحقیق شما خدا را بر خود کفیل نموده‌اید زیرا خدا می‌داند آنچه می‌کنید(91). 
نکات: مقصود از گواه بر هر أمتی ممکن است انبیاء باشند و ممکن است خود افراد برای یکدیگر شهادت دهند. اگر کسی بگوید گواه باید عادل باشد و هر فردی عادل نیست؟ جواب آنست که گواه قیامت احکام گواه دنیا را ندارد زیرا زبان و دست و پا که گواهی می‌دهند بر فسق خودشان عادل نیستند. و مقصود از هؤلاء معاصرین رسول خدا(ص) می‌باشند که رسول خدا(ص) مادامی که در میان ایشان بود گواه بر ایشان بوده است. و تِبْيانًا لِكُلِّ شَيءٍ دلالت دارد که بیان هر چیزی از احکام دین در قرآن است یا بصراحت و یا بتصویب. یعنی چون قرآن تصدیق و تصویب کرد کتب تورات و انجیل را، هر چه در آنها بیان شده و نسخ نشده گویا در قرآن بیان شده است و همچنین احکام عقلیه و سنت نبویه را. چون قرآن تصدیق و تصویب نموده، تمام بیانات عقلی و سنت نبوی گویا در قرآن است و احکام دین در اینها کلا بیان شده است. و جملة إِنَّ اللَّهَ يأْمُرُ بِالْعَدْلِ... دلالت دارد به امر تمام خوبی‌ها و نهی از تمام بدی‌ها، زیرا عدل یا در عقاید است و یا در اعمال، اما عدل در عقائد همان اعتدال است که در توحید نه قائل به تعطیل باشی و نه قائل به تشبیه و نه قائل به نفی صفات باشی و نه قائل به صفات حادثه. و در جبر و تفویض نه قائل به جبر محض باشی و نه قائل به تفویض محض، و در عصیان عبد نه قائل به عدم مؤاخذه گردی و نه قائل به خلود عاصی و همچنین در تکالیف و همین‌طور در شهوت و غضب و سایر صفات، چنانکه وارد شده «بالعدل قامت السموات و الأرض». در این آیات نکات زیادی در تفسیر فخررازی ذکر شده فلیراجع. آیه 92 الی 93
متن آیه:
وَلَا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكَاثًا تَتَّخِذُونَ أَيمَانَكُمْ دَخَلًا بَينَكُمْ أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ هِي أَرْبَى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمَا يبْلُوكُمُ اللَّهُ بِهِ وَلَيبَينَنَّ لَكُمْ يوْمَ الْقِيامَةِ مَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ(النحل/92) وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ يضِلُّ مَنْ يشَاءُ وَيهْدِي مَنْ يشَاءُ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ(النحل/93)
ترجمه: و نباشید مانند آن زنی که رشتة خود را پس از بافتن و استحکام باز کرد و پاره پاره گردانید، سوگندهای خود را خدعه و مکر بین خودتان مگیرید بواسطة اینکه جماعتی پیدا شود زیادتر از جماعت دیگر، همانا خدا شما را مبتلا به آن می‌کند و البته برای شما روز قیامت بیان می‌کند آنچه را که در آن اختلاف می‌کرده‌اید(92) و اگر خدا بخواهد البته شما را یک أمت قرار دهد ولیکن هر که را بخواهد گمراه می‌کند و هر که را بخواهد هدایت می‌کند و البته سؤال کرده شوید از آنچه می‌کنید(93). 
نکات: حق‌تعالی مکلفی را که با خدا عهد بسته و به آن وفا نکرده تشبیه نموده به آن زنی که نامش ریطة بود و با کنیزانش می‌نشست نصف روز پشم می‌ریست و آن را تاب می‌دادند و محکم می‌کردند و سپس همه را باز می‌کردند و پاره پاره می‌نمودند. و مقصود از: تَتَّخِذُونَ أَيمَانَكُمْ دَخَلًا بَينَكُمْ ... این است که اعراب زمان جاهلیت یا جماعتی سوگند می‌خوردند که با یکدیگر همزیستی کنند و چون جماعتی قوی‌تر و یا از حیث نفرات بیشتر پیدا می‌شد از سوگند خود صرفنظر کرده و با جماعت دوم پیمان می‌بستند و این دغلی و مکر بود. آیه 94 الی 97
متن آیه:
وَلَا تَتَّخِذُوا أَيمَانَكُمْ دَخَلًا بَينَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِهَا وَتَذُوقُوا السُّوءَ بِمَا صَدَدْتُمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَلَكُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ(النحل/94) وَلَا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا إِنَّمَا عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ(النحل/95) مَا عِنْدَكُمْ ينْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِينَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يعْمَلُونَ(النحل/96) مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيينَّهُ حَياةً طَيبَةً وَلَنَجْزِينَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يعْمَلُونَ(النحل/97)
ترجمه: و سوگند خودتان را مکر و دغلی میان خودتان مگیرید که قدمی پس از ثبات آن بلغزد و بچشید بدی را در مقابل آنچه از راه خدا باز داشته‌اید و برای شما عذاب بزرگی است(94) و پیمان خدا را به بهای کمی معامله مکنید همانا آنچه نزد خداست آن برای شما بهتر است اگر دانسته‌ باشید(95) آنچه نزد شماست تمام و سپری می‌شود و آنچه نزد خداست باقی و پاینده است و البته کسانی را که صبر کردند مزدشان را به نیکوتر از آنچه عمل می‌کرده‌اند جزا می‌دهیم(96) هر کس از مرد یا زن در حالی که با ایمان باشد، عمل شایستة بکند پس البته او را زندگی پاکیزه می‌دهیم و البته ایشان را جزا می‌دهیم پاداشی نیکوتر از آنچه می‌کرده‌اند(97) 
نکات: جملة: فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِهَا، دلالت دارد بر اینکه هر کس وارد مکر و دغلی شود به لغزش‌ها و انحطاط مبتلا می‌شود. و جملة: مَا عِنْدَكُمْ ينْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ، دلالت دارد بر اینکه عِنْدَ اللَّهِ  و عند الناس فرق دارد و از هم جدا است. و مقصود از وَمَا عِنْدَ اللَّهِ و عند الرب دنیا نیست، بلکه عالم آخرت و عالم دیگر است و لذا باید به کسانی که استدلال می‌کنند به جملة: « أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» برای خرافات خود و می‌گویند چون شهداء أحیاء (زنده) می‌باشند پس در دنیا به همة امور واردند. در جواب ایشان باید گفت: اولا: صرف حیات داشتن دلیل بر علم به همة امور نیست. و ثانیا: حیات عند الرب غیر از حیات عند الخلق است. حیات نزد خدا همان حیات باقیة اخروی وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ  می‌باشد و حیات اخروی مستلزم علم به امر دنیوی و اهل دنیا نیست. بنا براین حیات أخروی وهم حیات دنیوی اثبات علم نمی کند. و جملة: مَنْ عَمِلَ صَالِحًا... دلالت دارد بر اینکه عمل صالح با ایمان نتیجة آن حیات طیبه است. اما مقصود از این حیات طیبه، دنیوی است و یا أخروی؟ آیه اطلاق دارد و شامل هر دو می‌شود. و اما زندگی طیبة دنیوی باید دانست که در قناعت است چنانکه گفته‌اند: «لا یطیب عیش أحد فی الدنیا إلا عیش القانع و أما الحریص فإنه یکون أبدا فی الذل و الکد و العناء». و دیگر اینکه عیش مؤمن به خدا، بهتر از عیش کافر است زیرا مؤمن تدبیر خدا را در رزق و زندگی خود مؤثر می‌داند و آن را صواب دانسته و به آن خشنود است به عکس کافر که چنین عقائدی ندارد و در تنگنای دنیا در حزن و اندوه است. چون توجه مؤمن به معارف حقه و عظمت إلهی است، دنیا در نظر او قدری ندارد تا برای آن غصه و اندوه بخورد ولی کافر مادی این چیزها را نمی‌داند و به فوت چیزی از دنیا خود را می‌بازد و حیات خود را غیر از حیات طیبه می‌کند.