 الْقُرْآنَ لِتَشْقَى(طه/2) إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يخْشَى(طه/3) تَنْزِيلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى(طه/4) الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى(طه/5) لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَينَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى(طه/6)
ترجمه: بنام خدای رحمن رحیم. طا. ها(1) نازل نکردیم بر تو قرآن را تا به زحمت بیفتی(2) مگر یادآوری برای آنکه بترسد(3) نزول آن از جانب کسی است که زمین و آسمان‌های بلند را آفریده(4) (خدای) رحمانی که بر عرش نافذ است(5) ملک اوست آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین و آنچه ما بین این دو و آنچه زیر زمین است(6). 
نکات: طه از حروف مقطعه است چنانکه بیان شد حروف مقطعه برای چیزی وضع نشده، ولی بعضی آن را اشاره گرفته‌اند به طاهر و هادی و غیر آن. 
چون رسول خدا(ص) برای تشکر از نزول وحی شبها عبادت می‌کرد بطوری که قدم‌های مبارک او ورم کرده بود، حق‌تعالی برای آنکه رسول، خود را به تعب نیفکند فرموده:مَا أَنْزَلْنَا عَلَيكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى. و بعضی از کفار به او می‌گفتند: نزول قرآن بر تو باعث شقاوت و زحمت تو شده که دین پدرانت را ترک کنی و با مردم طرف شوی، خدا می‌فرماید: چنین نیست نزول قرآن باعث شقاوت و زحمت نیست بلکه باعث فوز و رستگاری و سعادت است. و ممکن است چون آن جناب برای قوم خود دلسوز بود و تأسف می‌خورد و از این جهت در زحمت بود، خدا می‌فرماید: مَا أَنْزَلْنَا عَلَيكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى ؛ فلا یحزنک کفرهم. و شاید رسول خدا(ص) فکر می‌کرده شاید مسئول قوم خود باشد خدا می‌فرماید: راحت باش؛ «مَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ». و دیگر اینکه این سوره در أوائل بعثت نازل شده و رسول خدا(ص) مقهور و زیر سیطرة دشمنانش بود، خدا به او نوید می‌دهد که: «لا تظن أنك تبقی علی هذه الحالة بل یعلو أمرك و یظهر قدرك و لا تبقی شقیا بنظرهم». و مقصود از عرش، تمام جهان و ما سوی الله می‌باشد که امر خدا بر آن نافذ است زیرا خدا مکان ندارد و محدود نیست. آیه 7 الی 8
متن آیه:
وَإِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى(طه/7) اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى(طه/8)
ترجمه: و اگر قولت را آشکار کنی، پس محققا او می‌داند پنهان و مخفی‌تر را(7) خدائی که نیست إلهی جز او، مخصوص اوست نام‌های نیک(8). 
نکات: جملة: وَإِنْ تَجْهَرْ... دلالت دارد که انسان عبادت خود را به جهر بخواند و یا آهسته، فرق نمی‌کند خدا همه را می‌داند. و مقصود  از السِّرَّ  چیزی است که در فکر انسان باشد، و یا رازی که کسی آنرا نداند، و وَأَخْفَى  آن چیزهایی است که در نظر انسان بوده فراموش کرده و یا چیزهایی است که فکر کند تا به نظر او بیاید. ممکن است کلمة: إن در جملة: وَإِنْ تَجْهَرْ ؛ إن وصلیه باشد، یعنی؛ اگر چه تو گفتارت را به جهر می‌آوری ولی خدا سر و أخفی را می‌داند. مختصر آنکه آیه اشاره به ترک جهر می‌باشد. و أما أسماء حسنی در سورة اعراف آیة 180 و سورة إسراء آیة 110 بیان شد. و هم در سورة حشر آیة 24 بیان خواهد شد. آیه 9 الی 12
متن آیه:
وَهَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى(طه/9) إِذْ رَأَى نَارًا فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى(طه/10) فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِي يا مُوسَى(طه/11) إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى(طه/12)
ترجمه: و آیا حدیث موسی برای تو آمده(9) وقتی که آتشی را دید پس به خانواده‌اش گفت: اینجا بمانید زیرا من آتشی دیدم شاید من از آن شعله‌ای برای شما بیاورم و یا بر آن آتش هدایتی بیابم(10) پس چون نزد آن آمد ندا شد ای موسی(11) بدرستی که من خود پروردگار توام، پس دو نعل خود را بکن زیرا که تو به درة مقدس طوائی (12). 
نکات: جملة: وَهَلْ أَتَاكَ ... استفهام حقیقی نیست و لذا خود متکلم جواب داده نه سامع، بلکه استفهام تقریری است. نوشته‌اند که حضرت موسی از پدر زن خود اجازه گرفت به مصر برگردد برای دیدن مادرش، چون حرکت کرد در بیان شب تار برفی عیال او زائید و راه را هم گم کرده بود پس هر چه خواست آتش روشن کند نگرفت، در این وقت آتشی را از دور دید به زن خود گفت: درنگ کنید بجملة: امْكُثُوا که جمع است برای احترام و تفخیم عیال خود. و گفت: شاید برای شما شعله‌ای از آن بیاورم (لَعَلِّي) زیرا؛ از دروغ احتراز می‌کرد و چیزی را که یقین به وفای آن نداشت اظهار نمی‌کرد. و مراد از خلع نعلین، نعلین است و یا تطهیر باطن و یا قطع علاقة از زن و فرزند و یا ترک دنیا، باختلاف گفته‌اند، ولی بظاهر نعلین است. آیه 13 الی 16
متن آیه:
وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يوحَى(طه/13) إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي(طه/14) إِنَّ السَّاعَةَ آتِيةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى(طه/15) فَلَا يصُدَّنَّكَ عَنْهَا مَنْ لَا يؤْمِنُ بِهَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَى(طه/16)
ترجمه: و من تو را انتخاب کرده‌ام پس به آنچه وحی می‌شود گوش فرا ده(13) بدرستی که منم خدائی که جز من إلهی نیست، پس مرا پرستش کن و برای یاد من نماز را بپادار(14) محققا ساعت قیامت آمدنی است آن را پنهان می‌دارمش تا جزا داده شود هر کس بمقابل کوشش او(15) پس تو را از آن باز ندارد کسی که به آن ایمان نیاورده و خواهش وهوای(نفس) خود را پیروی کرده، که هلاک می‌شوی(16). 
نکات:اخْتَرْتُكَ دلالت دارد که مقام نبوت بانتخاب خداست نه به ریاضت و عبادت نبی، و جملة اخْتَرْتُكَ.... دلیل بر کمال لطف است. و جملة فَاسْتَمِعْ لِمَا يوحَى دلیل بر نهایت هیبت و عظمت است یعنی من به تو لطف دارم، امیدوار باش و مهیا باش برای امر بزرگ مهمی و حواست را جمع کن. و جملة إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ .... دلالت دارد بر تقدم توحید بر عبادت و تقدم اصل بر فرع و دلالت دارد بر استحقاق او به عبودیت بدلیل ألوهیت. و جملة لِذِكْرِي، دلالت دارد که نماز برای یاد خدا کردن است و نماز مشتمل بر ذکر، و بلکه؛ خود صلاه ذکر است لإطلاق الکل علی أجزائه. و ممکن است معنی چنین باشد: «أقم الصلاه لذکری إیاک»، یعنی؛ اذکرنی اذکرك. یعنی؛ کن ذاکرا لی غیر ناس، و یا: «أقم الصلاة في أوقات الصلاة» یعنی؛ لوقت ذکري. «و أقم الصلاة حین تذکرها»، یعنی؛ «إذا نسیت الصلاة فاقضها إذا ذکرتها». 
و مخفی نماند «کاد» من الله واجب است، پس معنی أَكَادُ أُخْفِيهَا یعنی؛ «أنا أخفیها». و جملة وَاتَّبَعَ هَوَاهُ ... دلالت بر مذمت تقلید دارد، «من اتبع هواه فهو مذموم و من اتبع هوی غیره بطریق أولی!». آيه 75 الي 77
متن آيه:
أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُواْ لَکُمْ وَقَدْ کَانَ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ کَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ(75)
وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُ