کنیم و بهتر از آنچه کرده‌اند پاداششان دهیم(7) و انسان را به نیکی کردن به پدر و مادرش سفارش کرده‌ایم و اگر والدین بکوشند تا چیزی را که به آن علم نداری با من شریک کنی، اطاعتشان مکن، بازگشت شما به سوی من است، پس از اعمالی که می‌کرده‌اید آگاهتان کنم(8) و آنان که ایمان آورده و عمل‌های شایسته را کرده‌اند، البته آنان را در صف شایستگان وارد می‌کنیم(9) و بعضی از مردم می‌گویند به خدا ایمان داریم پس چون در راه خدا اذیت شوند اذیت مردم را چون عذاب خدا قرار دهند و اگر از جانب پروردگارت نصرت برسد بگویند ما با شما بودیم مگر خدا به آنچه در سینة جهانیانست داناتر نیست؟(10). 
نکات: مقصود از لِقَاءَ اللَّهِ دیدن خدا نیست زیرا خدا مرئی نیست مثلا اگر کوری به ملاقات کسی رفت لازم نیست او را به بیند، پس مقصود از لِقَاءَ اللَّهِ  حضور در پیشگاه عدل إلهی در روز قیامت است. و مقصود از وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يقُولُ .... کسانی بودند که مسلمان می‌شدند، سپس گرفتار اذیت و آزار مشرکین می‌شدند و گاهی از کثرت آزار از دیدن بر می‌گشتند مانند عیاش بن أبی ربیعة المخزومی که اسلام آورده در مکه ولی چون از خانوادة خود می‌ترسید هجرت کرد به سوی مدینه قبل از هجرت رسول خدا(ص)، پس مادرش اسماء بنت مخزمة قسم خورد که نخورد و نیاشامد و سرش را نشوید و زیر سایه نرود تا فرزندش برگردد. چون فرزندان شوهر دیگرش ابو جهل و حارث بن هشام برادران عیاش چنین دیدند به مدینه رفتند و او را ملاقات و قصه را برایش گفتند و آنقدر او را وسوسه کردند و برای او عهد و پیمان و قسم آوردند تا او را برگردانیدند، ولی چون از مدینه او را خارج نمودند او را گرفتند و بستند و هر کدام صد تازیانه به او زدند تا از دین اسلام برائت جست، پس چون رها شد قسم خورد که اگر بر حارث قدرتی پیدا کند گردن او را بزند، اتفاقا چون رسول خدا(ص) به مدینه هجرت کرد عیاش نیز هجرت کرد و اسلامش نیکو شد و برادر او حارث بن هشام نیز هجرت کرد و مسلمان شد، ولی عیاش نمی‌دانست، روزی در اطراف قبا او را دید و گردنش را زد به او گفتند حارث مسلمان شده بود، چون فهمید گریه کرد و توبه نمود و خدمت رسول خدا(ص) قصه را عرض کرد. آیه 11 الی 13
متن آیه:
وَلَيعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيعْلَمَنَّ الْمُنَافِقِينَ(العنکبوت/11) وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا وَلْنَحْمِلْ خَطَاياكُمْ وَمَا هُمْ بِحَامِلِينَ مِنْ خَطَاياهُمْ مِنْ شَيءٍ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ(العنکبوت/12) وَلَيحْمِلُنَّ أَثْقَالَهُمْ وَأَثْقَالًا مَعَ أَثْقَالِهِمْ وَلَيسْأَلُنَّ يوْمَ الْقِيامَةِ عَمَّا كَانُوا يفْتَرُونَ(العنکبوت/13)
ترجمه: و البته باید خدا آنان را که ایمان آورده معلوم بدارد و البته باید منافقان را معلوم بدارد(11) و آنان که کافرند به کسانی که مؤمن شده گفتند راه ما را پیروی کنید و ما گناهان شما را بعهده می‌گیریم ولی چیزی از گناهانشان را عهده بگیر نیستند زیرا ایشان دروغگویند(12) و البته بارهای سنگین خودشان را با بارهای سنگین ایشان بدوش می‌کشند و روز قیامت البته از این دروغ‌ها که می‌ساخته‌اند باز خواست شوند(13). 
نکات: این آیات در دفع شبهات مشرکین و منافقین است که به تازه مسلمان‌ها می‌گفتند شما به کفر برگردید گناه شما بر گردن ما. خدای تعالی در جواب ایشان فرموده خیر آنان وزر و وبال شما را بدوش می‌کشند ولی چیزی از بارهای شما کم نمی‌شود، بلکه هر کس وزر و وبال خود را بر دوش می‌کشد. و از رسول خدا(ص) نیز نقل شده که فرمود: «من سن سنة سیئة فعلیه وزرها و وزر من عمل بها من غیر أن ینقص من وزره شئ». آیه 14 الی 17
متن آیه:
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ(العنکبوت/14) فَأَنْجَينَاهُ وَأَصْحَابَ السَّفِينَةِ وَجَعَلْنَاهَا آيةً لِلْعَالَمِينَ(العنکبوت/15) وَإِبْرَاهِيمَ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ ذَلِكُمْ خَيرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ(العنکبوت/16) إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَتَخْلُقُونَ إِفْكًا إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ إِلَيهِ تُرْجَعُونَ(العنکبوت/17)
ترجمه: و بتحقیق نوح را به سوی قومش فرستادیم و هزار سال پنجاه سال کم میانشان بماند، پس طوفان ایشان را بگرفت در حالی که ستمگر بودند(14) پس او را با کشتی‌نشینان نجات دادیم و آن را عبرتی برای جهانیان گردانیدیم(15) و ابراهیم را فرستادیم هنگامی که به قوم خود گفت خدا را بپرستید و از او بترسید این برای شما بهتر است اگر بدانید(16) همانا غیر از خدا بتانی را می‌پرستید و دروغ می‌سازید براستی آنان را که غیر خدا می‌پرستید مالک رزقی برای شما نیستند پس رزق را نزد خدا بجوئید و او را بندگی کنید و برای او شاکر باشید، به سوی او بازگشت داده می‌شوید(17). 
نکات: حق تعالی فموده أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا، و نفرموده تسع ماه و خمسین برای اینکه خواسته عدد تحقیقی را بیان کند و عدد تحقیقی باستثناء معین می‌شود، و دیگر اینکه به رسول خود بگوید نوح این مدت زیاد صبر کرد پس تو هم باید صبر کنی. و در جملة: إِنَّمَا تَعْبُدُونَ... استدلال است بر رد پرستیدن غیر خدا بچند وجه: 1- معبود شما بتانی است. 2- شما خالق آنهائید و کسی مخلوق خود را نمی‌پرستد. 3- برای شما نفعی ندارند و رزق شما را نمی‌دهند. 4- خدائی که رزاق شما است باید تشکر کنید. 5- ارجاع أمر شما به سوی اوست. آيه
متن آيه:
وَقَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ(البقرة/116) بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يقُولُ لَهُ كُنْ فَيكُونُ(البقرة/117)
ترجمه: و گفتند خدا فرزند گرفته، او منزه است، بلکه ملک اوست آنچه در آسمانها و زمین است، همه برای او خاضع و فرمانبردارند(116) او بدون سابقه و بدون نقشة قبلی ایجاد کرده آسمانها و زمین را و چون بخواهد چیزی ایجاد کند همانا می‌گوید باش آن چیز می‌شود.(117)
نکات: فاعل قالوا یهود و نصاری می‌باشند که یهود گفت عزير ابن الله، ونصاری گفت مسیح إبن الله. ولی خدا منزه است زیرا از ذات خدا چیزی صادر و تولید نمی‌شود، بلکه تمام موجودات به اراده و به أمر«کن» ایجاد شده، و فرقی بین پیغمبر و غیر او در این جهت نیست. به اضافه کسی که فرزند دارد باید خود فرزند دیگری باشد و وجود فرزند دلیل بر تجسم و ترکیب است که حق‌تعالی منزه است. و کلمة بدیع دلالت دارد که خلقت آسمان و زمین تازه و بدون نقشة قبلی بوده. وجملة: «وَإِذَا قَضَى أَمْرًا...» دلالت دارد که خلقت إلهی به زحم