ملايمت سخن مي‌گويند ولي پس از فراچنگ‌آوردن حکومت از کُشته، پُشته مي‌سازند! آيا پيامبرِ ارجمندي که در مرحلة عمل نيز بدانگونه کرامت و ملايمت نشان داد، در خور سرزنش و ملامت است؟!

شگفتا! سناتور بدفرجامي که خود شاهد بسياري از جنايتها در دوران تاريک گذشته بود و همواره با تقويت رژيم، به ستمگريهاي آن مشروعيت مي‌داده، اينک از خشونت و قساوت پيامبر سخن مي‌گويد:
قُلوبُنَا اشمَأَزَّت أَلا بِرِجسِکُمُ
 ماذا طَعَنتُم عَلي أَطيبِ النّاسِ؟!
باده‌هاي خون به ساغر سرکشند
 جامة نازکدلان بر سر کشند
آتش بيداد بر هر در زنند
 طعنه‌ها بر دادِ پيغمبر زنند!
با پليدي عمرخود را سرکنند
 عيب‌ها بر احمدِ أطهَر کنند![18]در انتظار پيامبر موعود!

امّا اين سخن که گويد:
[نه آوازه‌اي درمکّه (از ظهور پيامبر) بوده و نه کمترين اثري از رسالت مردي بنام محمّد].

گفتاري است که از بي‌خبري نويسندة بيست و سه سال دربارة تاريخ قديم عرب حکايت مي‌کند، بلکه بر ناآگاهي او از کتب آسماني گذشته دلالت دارد.

پيش از اسلام در ميان مردم مدينه (يثرب) اين خبر پراکنده شده بود که در آينده، پيامبري از ميان عرب برانگيخته خواهد شد که کارش با بُت‌پرستان به پيکار مي‌کشد و بر آنان پيروز مي‌گردد و قدرت و شکوه بسيار مي‌يابد. اين خبر را يهوديان مهاجر، که قبلاً به عربستان هجرت کرده بودند و در قلعه‌ها بسر مي‌بردند، در ميان عرب انتشار دادند. منشأ اين پيشگويي وعده‌اي بود که در کتاب «اشعياء نبي» از کتب مقدّسة يهود آمده است. بر طبق اين وعده، «اشعياء» با الهام از خداوند نويد داده بود که در «جزيره العرب» از نژاد «اسماعيل» از شاخة «قيدار» (که قريش از اين شاخه بودند) پيامبري ظهور مي‌کند و او گمراهان را به راه خدا فرا مي‌خواند و ديدگان نابينا را با آيات خدا مي‌گشايد و گوشهاي ناشنوا را باز مي‌کند و ظلمت را به نور و کژي را به راستي مبدّل مي‌سازد و تلاش بُت‌پرستان در برابر دعوت او به جايي نمي‌رسد و سرانجام بر دشمنان خويش غلبه خواهد کرد و تأکيد شده بود که او «بنده» و «مسلم» و «رسول خدا» و «بزرگ دارندة شريعت» است. اين پيشگويي از روزگار کهن تاکنون محفوظ مانده و اينک نيز به همراه تورات چاپ شده و در دسترس است.

در اينجا مناسب مي‌دانم عبارات کتاب «اشعياء» را از نسخه‌اي که به زبان عبراني در اسرائيل به طبع رسيده و در همانجا به انگليسي ترجمه شده بياورم و سپس ترجمة ديگري را که به مسيحيان لبنان از زبان اصلي به عربي آورده‌اند نيز نقل کنم و پس ازآن، ترجمه‌اي ديگر راکه به دست مترجمان مسيحي انگليس از عبري به پارسي برگردانده شده و در لندن به چاپ رسيده بازگو کنم تا از مقابلة ترجمه‌هاي گوناگون اطمينان بيشتري حاصل شود.

و اينک ترجمة عبارات کتاب «اشعياء» به زبان انگليسي به نقل از نسخة مطبوع در «اسرائيل»:

9- Behold, the former things are come to pass, and new things do I declare: before they spring forth itell you of them.

10- Sing unto the lord a new song, and his praise from end of the earth, ye that go down to the sea, and all that is therein; theisles, and the inhabitants thereof.

11- Let the wildereness and the cities there of lift up their voice, the villages that KEDAR doth inhabit: let the inhabitants of Sela sing, let them shout from the top of the mountains.

12- Let them give glory unto the lord, and declare his praise in the islands.

13- The lord shall go forth as a mighty man, he shall stir up jealousy like a man of war: he shall cry, yea, roar; he shall prevail against his enemies.

14- I have long time holden my peace; I have been still, and refrained myself… .

16- And I will bring the blind by a way that they knew not, I will lead them in pats that they have not Known ; I well make darkness light before them, and crooked things straight.

These are the things which I have done, and I have not forsaken them.

17- They shall be turned back, they shall be greatly ashamed, that trust in graven images, that say to the moltem images Ye are our gods.

18- Hear, ye deaf; and look, ye blind, that ye may see.

19- Who is blind, but my servant? or deaf, as my messenger that I sent? Who is blind as he that is recompensed, and blind as the lord’s servant?

20- Seeing many things, but thou observest not: opening the ears, but none heareth.

21- The lord was well I plesed forhis righteousness; sake, to magnify the law, and to make it honourable [1] *

و اينست ترجمة عبارات کتاب «اشعياء» به عربي به نقل از نسخة مطبوع در «لُبنان»: 

9- هوذا الأوليات قد أتت، والحديثات أ مخبر بها قبل أن تنبت اُعلِمُکُم بها.

10- غنوا للرب أغنية جديدة تسبيحه من أقصي الأرض أيها المنحدرون في البحر وملؤه والجزائر وسکانها.

11- لترفع البرية ومدنها صوتها، الديار التي سکنها قيدار، لتترنم سکان سالع من رؤوس الجبال ليهتفوا.

12- ليعصوا الرب مجدا ويخبروا بتسبيحه في الجزائر.

13- الرب کالجبار يخرج کرجل حرب ينهض غيرته، يهتف ويصرخ ويقوي علي أعدائه.

14- قدصمت منذ الدهر سکتت... .

16- وأسير العمي في طريق لم يعرفوها في مسالک لم يدروها أمشّيهم، أجعل الظلمة أمامهم نورا والمعوجات مستقيمة، هذه الأمور أفعلها ولا أترکهم.

17- قد أرتدوا إلي الوراء يخزي خزيا المتکلّمون علي المنحوتات القاتلون للمسبوکات أنتن آلهتنا.

18- أيها الصم اسمعوا أيها العمي أنظروا لتبصروا.

19- من هو أعمي إلاعبدي وأصم کرسولي الذي أرسله، من هو أعمي کالکامل وأعمي کعبد الرب.

20- ناظر کثيرا ولا تلاحظ، مفتوح الأذنين ولا يسمع.

21- الرب قد سر من أجل بره يعظم الشريعة ويکرمها.

(الکتاب المقدّس، الأشعياء، الاصحاح الثّاني و الأربعون، چاپ بيروت 1952).

و اين نيز ترجمة عبارات کتاب اشعياء است به زبان پارسي، به نقل از نسخة مطبوع در «لندن»:

9- اينک وقايع نخستين واقع شد و من از چيزهاي نو إعلام مي‌کنم و قبل از آنکه به وجود آيد شما را از آنها خبر مي‌دهم.

10- اي شما که به دريا فرو مي‌رويد و اي آنچه در آن است، اي جزيره‌ها و ساکنان آنها سرودِ نو، را بخداوند و ستايش وي را از أقصاي زمين بسراييد.

11- صحرا و شهرهايش و قريه‌هايي که أهل قيدار در آنها ساکن باشند آواز خود را بلند نمايند و ساکنان سالع ترنم نموده از قلّة کوهها نعره زنند.

12- براي خداوند جلال را توصيف نمايند و تسبيح او را در جزيره‌ها بخوانند.

13- خداوند مثل جبّار بيرو‌ن مي‌آيد و مانند مرد جنگي غيرت خويش را برمي‌انگيزد، فرياد کرده نعره خواهد زد و با دشمنان خويش غلبه خواهد نمود.

14- از زمان قديم خاموش و ساکت مانده خودداري نمودم... اينک نعره خواهم زد... 

16- و کوران را به راهي که ندانسته‌اند، رهبري نموده، ايشان را به طريقهايي که عارف نيستند هدايت خواهم نمود، ظلمت را پيش ايشان منوّر و کجي را به راستي مبدّل خواهم ساخت. اين کارها را به جا آورده ايشان را رها نخواهم نمود.

18- اي کران بشنويد و اي کوران نظر کنيد تا ببينيد.

19- کيست که مثل بندة من کور باشد و کيست که کَرْ باشد مثل رسول من که مي‌فرستم، کيست که کور باشد مثل مُسْلِم من و کور، مانند بندة خداوند.

20- چيزهاي بسيار مي‌بيني امّا نگاه نمي‌داري، گوشها را مي‌گشايد، ليکن خود نمي‌شنود.

21- خداوند را به خاطر عدل خود پسند آمد که شريعت خويش را تعظيم و تکريم نمايد. (کتاب أشعياء نبي، باب 32، چاپ لندن، 1954).

اين پيشگويي در هشت موضع با پيامبر اسلام و نهضت مبارک او انطباق دارد: 

نخست آنکه گويد: جزيره‌ها و ساکنان 