 شکنجه داده بود، بجنگند اما کساني که با عقايد و آرمانهاي مسلمين همراه نبودند ولي ظلم و تجاوزي نيز بر آنها روا نمي‌داشتند، البتّه از تعرض مسلمين در امان بودند چنانکه قرآن مجيد مي‌فرمايد: 

)لا يَنْهَاكُمْ اللَّهُ عَنْ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا يَنْهَاكُمْ اللَّهُ عَنْ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِكَ هُمْ الظَّالِمُونَ( (ممتحنه: 8-9).

«خدا بازتان نمي‌دارد، دربارة کسانيکه با شما بر سَرِ دين نجنگيدند و شما را از ديارتان بيرون نراندند که بدانها نيکي و عدالت کنيد، البتّه خداوند دادگران را دوست مي‌دارد. خدا شما را از دوستي با کساني نهي مي‌کند که در امر دين با شما کارزار کردند و از ديارتان بيرونتان راندند و بر اخراج شما با ديگران همکاري کردند، و کسانيکه با آنها دوستي ورزند، پس ايشان ستمگرند».

و نيز از پيامبر اسلام -صلى الله عليه وآله وسلم- مأثور است که فرمود: 

«مَن أَجابَ إِلَي الإِسلامِ فَلَهُ مالَنا وعَلَيهِ ما عَلَينا، وَمَن ثَبَتَ عَلي دينِهِ مِن أَهلِ الأَديانِ فَإِنَّهُ لايضَيقُ عَلَيه»[5].

يعني: «هرکس دعوت اسلام را بپذيرد در سود و زيان ما شريک خواهد بود، و از اهل اديان کسي که بر آئين خود پايدار مانَد، سختگيري بر او نمي‌شود».

پس جنگ پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- با مشرکان، نبرد ظالمانه‌اي نبود تا کسي اعتراض نمايد که چرا پيامبر در مدينه تغيير روحيه داد؟! اگر پيامبر اسلام -صلى الله عليه وآله وسلم- جنگ‌طلب و سُلطه‌جو بود، هرگز به «صلح حديبيه» با مشرکان تن در نمي‌داد بويژه که اين صلح در دوران قدرت وي رخداد واز همين رو مورد اعتراض برخي از يارانش نيز قرار گرفت!

آري، هر انسان غيور و شرافتمندي چنانچه در شرائط پيامبر اسلام قرار داشت، البتّه از دين و جان و مال خود و همراهانش دفاع مي‌کرد و اجازه نمي‌داد مورد تجاوز و تعرّض ستمگران قرار گيرد. اين، ماية مباهات و افتخار ما مسلمانان است که پيامبر ارجمند ما نه بر کسي ستم روا داشته و نه اجازه داده تا بر او و پيروانش ستم کنند. اگر اين همّت و غيرت و حمايت نبود جاي تعجّب و پرسش بود!

مهمتر از اين، پيامبر اسلام -صلى الله عليه وآله وسلم- چنانکه گفتيم کمال رحمت و رأفت خود را در خلال جنگها به دشمنان نشان داده است.او بود که پيش از جنگ به ياران خود سفارش مي‌کرد: 

«لاتَغُلّوا ولا تَغدِروُا ولا تُمَثِّلوا ولا تَقتُلوا وَليداً واتَّقُوا اللهَ فِي الفَلاّحينَ الَّذينَ لا ينصِبونَ لَکُمُ الحَربَ»[6].

يعني: «خيانت نکنيد، حيله‌گري مکنيد، اجساد کشتگان را قطعه‌قطعه مکنيد، هيچ کودکي را نکشيد، دربارة کشاورزاني که بر ضدّ شما جنگ بپا نکرده‌اند از خدا بترسيد».

او بود که کشتار زنان مشرکين را حتي بهنگام جنگ با آنها روا نمي‌شمرد چنانکه در «الموَطَّأ» و ديگر کتب معتبر و قديمي مي‌خوانيم: 

«أَنَّ رَسولَ الله صلى الله عليه وسلم رَأَي في بَعضِ مَغازيهِ امرَأَةً مَقتولَةً فَأَنکَرَ ذلِکَ ونَهي عَن قَتلِ النِّساءِ والصِّيبان». (الموطّأ، الجزء الأوّل، صفحة 297)

يعني: «رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- در يکي از جنگهاي خود جسد زني را ديد که کشته شده، پس اينکار را زشت شمرد واز کشتن زنان و کودکان نهي نمود».

او بود که در «جنگ اُحُد» چون دندانهايش شکست و چهره‌اش زخم برداشت و خونين شد، در پاسخ يکي از يارانش که گفت: اي رسول خدا چه شود تا بر دشمنان نفرين کني؟ فرمود:

«إِنّي لَم أُبعَث لَعّاناً وَلکِنّي بُعِثتُ داعِياً وَرَحمَةً، اللّهُمَّ اهدِ قَومي فَإِنَّهُم لايعلَمون»[7].

يني: «ما به لعن ونفرين مبعوث نشده‌ام بلکه براي دعوت و رحمت برانگيخته‌ شده‌ام، بار خدايا قوم مرا هدايت کن که ايشان (صلاح و خير خود را) نمي‌دانند». 

او بود که در «فتح مکّه» دشمنان ديرينه را پس از آن همه جنايت و خونريزي، بگزارش عموم مورّخان مشمول بخشش قرار داد.

او بود که در «جنگ حُنَين» بگزارش ابن هشام و طبري و ديگران، شش هزار اسير جنگي را بخشود و از يارانش خواست تا همه را آزاد کنند با اينکه آتش جنگ را ايشان بر ضدّ پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- برافروخته و براي پيکار با او گرد آمده بودند[8]. ابن هشام مي‌نويسد: پيامبر، خودش به اسيران ياد داد که پس از نماز ظهر برخيزند و او را واسطه قرار دهند تا از يارانش بخواهد که اسيران را آزاد کنند: «فَقالَ: إِذا ما أَنَا صَلَّيتُ الظُّهرَ بِالنّاسِ فَقُومُوا فَقُولُوا إِنّا نَستَشفِعُ بِرَسولِ اللهِ إِلَي المُسلِمين»[9].

او بود که «وحشي» قاتل عمويش حمزه را مورد عفو قرار داد و از «هِندَة» زني که جگر عمويش را بدندان گرفته بود درگذشت و «ابوسفيان» رهبر مشرکان قريش را ببخشود و جرم «عِکرِمَة بن أبي جهل» را – که خود و پدرش شرارتها کرده بودند – ناديده گرفت و سُهَيل بن عَمرو و صَفوان بن أمَية و أبوسفيان بن حارث بن عبدالمطّلب و بسياري ديگر را بهنگام قدرت عفو کرد و با رفتار کريمانة خود همه را به شگفتي برد[10]. سُهَيل بن عَمرو در حقيقت دوبار مورد عفو پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- قرار گرفت، او مردي جسور و بسيار بدزبان بود. بگفتة «ابن هشام» يکبار در جنگ «بدر» به اسارت مسلمانان افتاد، عمر بن خطّاب به پيامبر گرفت اجازه ده من دندانهاي پيشين او را بکنم تا زبانش بدر آيد و از زشت‌گفتن به تو بازماند! رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- فرمود: 

«لاأُمَثِّل بِهِ فَيمَثِّلُ اللهُ بِي وَإِن کُنتُ نَبِياً». (سيره ابن هشام، القسم الأول، صفحة 649) يعني: «من او را مُثْله نخواهم کرد که خدا مرا – هر چند پيامبرم – مُثْله خواهد کرد»!.

پيامبر اسلام -صلى الله عليه وآله وسلم- باندازه‌اي از مثله‌کردن که نمايشگر قساوت و سنگدلي است بيزار بود که از مثلة حيوانات پيش از ذبح آنها نيز بسختي منع نمود. در صحيح بخاري (کتاب الذبائح و الصيد، ص 122) آمده: لَعَنَ النَّبِي -صلى الله عليه وآله وسلم- مَن مَثَّلَ بِالحَيوان. يعني: پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- کسي را که حيوانات را مثله نمايد نفرين کرد (تا کسي جرأت نکند دست بدينکار زند)».

تاريخ گواه است کساني که قصد کشتن پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- را داشتند و مقدمات آنرا فراهم آوردند از سوي آن حضرت با کمال بزرگواري مورد بخشش قرار گرفتند.

طبري از أَنَسِ بنِ مالِک و ابن عبّاس و ديگران گزارش نموده که: 

«أَنَّ ثَمانينَ رَجُلاً مِن أَهلِ مَکَّةَ هَبَطُوا عَلي رَسولِ اللهِ -صلى الله عليه وآله وسلم-ِ وأَصحابِهِ مِن جَبَل التَّنعيمِ عِندَ صَلاةِ الفَجرِ لِيقتُلُوهُم فَأَخَذَهُم رَسولُ اللهِ -صلى الله عليه وآله وس