رد ولي همان عقيده، ابوجهل را از پذيرش حقايق باز داشت؟

آري! عقايد پيشين همواره مانع درک صحيح و ايمان سليم نمي‌شود، آنچه مردم را از فهميدن حقايق و گرايش به آنها باز مي‌دارد نداشتن «دقّت و انصاف» است که خود علل گوناگون مي‌تواند داشت و از عوامل مختلف سرچشمه مي‌گيرد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- به «مغازي رسول الله» چاپ مصر، الطّبعة الأولي، رجوع شود.
[2]- چون بر سخن ياوه‌اي گذر مي‌کنند، بزرگوارانه مي‌گذرند.
[3]- اي آنکه در انديشه علم دگراني! = چونست که خود جاهل و از بي‌خبراني؟
با ما چه سخن‌ها که ز إرشاد نگويي= با اينهمه خود گمره و از خيره‌سراني!
آغاز ز خود کن بدر آي از دل ظلمت = گر خويش هدايت کني از راهبراني!
                                             (ترجمه اشعار از نويسنده اين کتاب است)
[4]- احياء علوم الدّين، چاپ لبنان، الجزء الأوّل، صفحه 36.
[5]- احياء علوم الدّين، چاپ لبنان، الجزء الأوّل، صفحه 36.
[6]- احياء علوم الدّين، الجزء الأول، صفحه 44.
[7]- اين آيه شريفه، بندگان خدا را هم به کسب معلومات و احاطه بر اقوال و آراء تشويق مي‌کند و هم به انصاف و تقواي علمي و عملي سفارش مي‌نمايد و ما در هر موضع به يکي از اين دو مفهوم و گاهي به هر دو، نظر داشته‌ايم.(مدارکي که در اين کتاب از آنها نام برده شده است)
قرآن کريم، کتاب الهي
1- کتاب مقدّس، منسوب به انبياء الهي
(در تفسير و علوم قرآن)
2- تفسير طبري (جامع‌البيان)، محمد بن جرير طبري
3- تفسير کشّاف، محمود بن عمر زمخشري
4- تفسير مجمع البيان، فضل بن حسن طبرسي
5- تفسير قرطبي (الجامع لأحکام القرآن)، قرطبي اندلسي
6- تفسير مفاتيح الغيب، فخر رازي
7- تفسير بيضاوي (أنوارالتنزيل)، قاضي بيضاوي
8- تفسير الجلالين، جلال‌الدّين محلّي و سيوطي
9- مفردات غريب القرآن، راغب اصفهاني
10- الإتقان في علوم القرآن، جلال‌الدّين سيوطي
11- أسباب النزول، واحدي نيشابوري
12- بازشناسي قرآن، دکتر روشنگر!
(در سيرة نبوي -صلى الله عليه وسلم-  و مغازي)
14- السيرة النبوية، ابن هشام
15- السيرة النبوية، ابن کثير
16- السيرة النبوية، زيني دحلان
17- السّيرة الحلبية، علي بن برهان الدّين حلبي
18- الطّبقات الکبري، ابن سعد
19- الوفا بأحوال المصطفي، ابن جوزي
20- الشّفا بتعريف حقوق المصطفي، قاضي عياض اندلسي
21- الصّارم المسلول علي شاتم الرّسول،     ابن تيميه
22- إمتاع الإسماع بما للرّسول من الأنباء والحفده والمتاع، مقريزي
23- عيون الأثر في فنون المغازي والشّمائل والسّير، ابن سيد النّاس
24- إعلام الوري بأعلام الهدي، طبرسي
25- المغازي، واقدي
26- فتوح‌البلدان، بلاذري
27- حياة محمّد، محمّد حسين هيکل
28- عذر تقصير به پيشگاه محمّد و قرآن، جان دنپورت
(در تاريخ)
29- تاريخ طبري (تاري الأمم والملوک)،  محمّد بن جرير
30- تاريخ يعقوبي، يعقوبي
31- تاريخ گسترش اسلام، توماس آرنولد
32- تاريخ انحطاط و انقراض امپراطوري روم،  ادوارد گيبون 
33- تاريخ تمدّن، ويل دورانت
34- تاريخ يهود ايران، حبيب لوي
35- تايخ اليهود في بلاد العرب، اسرائيل و لفنسون
36- تاريخ و فرهنگ، مجتبي مينوي
37- فارس‌نامه، ابن بلخي
38- مقدّمة ابن خلدون، عبدالرّحمن بن خلدون
39- وقعة صفين، نصربن مزاحم
40- اسلام در ايران، پطروشفسکي
(در فقه و حديث)
41- صحيح بخاري، محمّد بن اسماعيل
42- صحيح مسلم (الجامع الصحيح)، مسلم بن حجّاج
43- صحيح ابوداود، ابوداود
44- صحيح ترمذي، ترمذي
45- سنن ابن ماجه، ابن ماجهء قزويني
46- سنن الدارمي، دارمي
47- الموطّأ، مالک بن أنس
48- مسند احمد بن حنبل، احمد بن حنبل
49- مسند طيالسي، طيالسي
50- فتح الباري بشرح صحيح البخاري، ابن حجر عسقلاني
51- الخراج، قاضي ابويوسف
52- الأموال، قاسم بن سلّام
53- مجموعه الوثائق السّياسية للعهد النّبوي والخلافة الراشدة، محمّد حميدالله
54- جمهره رسائل العرب، احمد زکي صفوت
55- المعجم المفهرس لألفاظ الحديث النبوي، جمعي از خاورشناسان
56- فتح المبدي بشرح مختصر الزّبيدي،  شرقاوي
57- کنزالعمّال في سنن الأقوال و الأفعال، علاء‌الدين متّقي
58- الجامع الصّغير في أحاديث البشير النّذير، سيوطي
59- إحياء علوم‌الدين، غزالي
60- کيمياي سعادت، غزالي
61- التّاج الجامع للأصول في أحاديث الرّسول، منصور علي ناصف
62- المصنّف، عبدالرّزاق
63- نهج‌البلاغه، گردآورنده شريف رضي
64- تهذيب الأحکام، شيخ طوسي
65- وسائل الشيعه، حرّ عاملي
66- علل الشّرايع، ابن بابويه
67- من لايحضره الفقيه، ابن بابويه
68- جواهر الکلام، شيخ محمّد حسن
69- الأموال، ابن زنجويه
(در ديوان شاعران)
70- ديوان حسّان بن ثابت، حسّان بن ثابت
71- ديوان الحطيئه، حطيئه
72- ديوان ناصرخسرو، ناصرخسرو قبادياني
73- ديوان مثنوي، جلال‌الدّين مولوي
74- ديوان حافظ، حافظ شيرازي
(در کتب متفرقه)
75- أُسُد الغابة في معرفة أحوال الصحابة، ابن اثير جزري
76- الفهرست، ابن اسحق نديم
77- تلمود، جمعي از علماي يهود
78- العقيدة والشريعة، گلدزيهر – ترجمة چند تن از فضلاي مصر
79- روح‌القوانين، منتسکيو
80- لسان العرب، ابن منظورمسلمين و ماجراي معراج

نويسندة بيست و سه سال دنبالة سخن را بدينگونه ادامه مي‌دهد: 
[يک نمونه و شاهدروشن و غيرقابل انکار بما نشان مي‌دهد که چگونه بسياري از تصوّرات و پندارها جان مي‌گيرد و فرع زائد بر اصل مي‌شود. قرآن محکمترين سند مسلمين است. در آغاز سورة «الاسرا»[1] که از سوره‌هاي مکّي است و قضية معراج از آن سرچشمه مي‌گيرد آيه‌اي است ساده و قابل توجيه و تعقّل: 

]سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلا مِنْ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّه هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ[.

هيچگونه ابهامي در اين آية شريفه نيست. مي‌فرمايد: بزرگ و منزّه است خدايي که بندة خود را شبانه از مسجدالحرام به مسجد الأقصي که پيرامون آنرا مبارک ساخته‌ايم سير داد تا آيات خود را بدو نشان دهد[2]. اين آيه را مي‌توان بر يک سير معنوي حمل کرد، اين گونه سيرها براي اشخاصيکه در خويش فرو مي‌روند و سرگرم رؤياي روحي خويشند روي مي‌دهد ولي در ميان مسلمين پيرامون اين آيه ساده داستانهاي حيرت‌انگيز پيدا شده است که به هيچوجه با موازين عقلي سازگار نيست در اينجا فقط شکل ساده و روايت معقول‌تر را از تفسير جلالين مي‌آوريم: 

تفسير جلالين از معتبرترين و موجّه‌ترين تفسيرهاي قرآن است، زيرا نويسندگان آن از انتساب به فرقه‌هاي مختلف دور و کمتر آلوده به تعصّب و جانبداري از اين و آنند[3]. در هر صورت مطلبي را که از قول پيغمبر آورده‌اند بدون سند است و حتّي اشاره‌اي نمي‌کنند که اين مطلب را کدام راوي گفته است هرچند آن راوي معتبر و قابل وثوق نباشد و خود اين امر نشان‌دهندة اين معني است که دو مفسّر محترم به روايتي که نقل مي‌کنند اطمينان ندارند. باري مطلبي که از زبان پيغمبر نقل مي‌کنند چنين است:

آن شب جبرئيل آمد و چارپائي همراهش بود که از الاغ بزرگ‌تر و از استر 