 به موافقت شما من نیز گریه کنم. رسول(ص) فرمود: «لَو نَزَلَ فینا العذابُ لَما نَجى إلاّ أنْتَ»(11) .
پس رسول(ص) در این حکم فضیلت عُمَر را اثبات کرد، با آنکه سیّد اوّلین و آخرین است»(12) .
3- خداوند، ذات بی‎چون و مانند
خداوند، ذات بی‎چون و بی‎مانند و دارای تمام صفات جمالیّه و جلالیّه است و انسان بر حسب مشیّت الهی و قوانین هستی به تناسب معیّنی از این صفات بهره‎مند می‎شود. «هرچه تعلّق به لطف و رحمت دارد جمالی است و آنچه تعلّق به قهر و نِقمت(13)  دارد جلالی است و هر جمالی را جلالی و هر جلالی را جمالی چنانکه امیرالمؤمنین علی کَرَّمَ اللهُ وَجهَهُ می‌فرماید:
«سُبحانَ مَن اتَّسَعَت رَحمَتُهَ لأولِیائهِ فی شِدَّةِ نِقمَتِه واشتَدَّت نِقمَتُهُ لِآعدائهِ فی سِعَةِ رَحمَتِهِ»(14) .
مثنوی:
پاره کردۀ وسوسه باشی دلا                          گر بلا را باز دانی از ولا
گر مرادت را مذاق شکّرست                        نامرادی نی مراد دلبرست
ناخوش او خوش بُوَد بر جان من               جان فدای یارِ دل رنجان من
عاشقم بر قهر و بر لطفش به جدّ         ای عجب من عاشق این هر دو ضدّ
عاشقم بر رنج خویش و دردِ خویش             بهر خشنودی یارِ فردِ خویش
4- عالم و انسان دو موجود شگفت انگیز آفرینش
عالم و انسان دو موجود شگفت انگیز آفرینش خداوندند! انسان از نظر خلقت و صورت، عالَم صغیر و جهان، عالم کبیر است؛ صوفیان انسان را از جهت مقام و معنویت، عالم کبیر و جهان را با آن همه وسعت و گسترش، عالم صغیر می‎دانند:
«پس انسان، عالَم صغیر مُجمَل است از روی صورت، و عالَم، انسان کبیر مفصّل از روی معنی. اما از روی مرتبه، انسان عالم کبیر است، از روی درجه، عالم، انسان صغیر. از آنکه خلیفه را استعلاست بر مستخلف علیه. بیت:
ای آنکه تراست ملک اسکندر وجم            از حرص مباش در پی نیم دِرَم
عالم همه در تست و لیکن از جهل             پنداشته تو خویش را در عالم
قالَ أمیرُ المؤمنین کَرَّمَ اللهُ وَجهَهُ و رضِیَ‎عَنهُ:
دواءُکَ فیکَ وَما تَشعُرُ                وَداءُکَ مِنکَ وَما تُبصِر(15)ُ 
وَتَزعَمُ أَنَّکَ جِرمٌ صَغیرٌ             وفیک انطَوی العالمُ الأَکبَرُ(16) 
وَأَنْتَ کِتابُ المُبینُ الّذِی                 بِأحرُفِهِ یَظهَرُ المُضمَرُ(17) .
در اندیشه علی، جهان برتر و عالَم معنی در قلب آدمی است. این نوع تفکّر در عرفا فراوان به نظر می‌رسد، چنانکه مولانای بلخ نیز می‎گوید:
جوهر است انسان و چرخ او را عَرَض            جمله فرع و سایه‎اند و تو غرَض
(مثنوی).
حرکت قطره بسوی دریا، باز یافتن هویّت اصلی و اتّصال به امواج عالم معناست.
5- علم تعبیرخواب، آگاهی از مناسبات میان صُوَر و معانی
علم تعبیرخواب، آگاهی از مناسبات میان صُوَر و معانی آنها، و تشخیص مراتب نفوس و صورتهای خیالی است. و از این نظر قوّه خیال در رویا نقشی اساسی دارد! و احکام صورت واحده در اشخاص مختلف یکسان نیست بلکه مراتبی متناسب با حالات نفوس دارند و کشف آنها جز به عنایت و تفضل و تجلی الهی امکان نخواهد داشت.
چنانکه: «صاحب شرح السُنّة از ابن عباس(رض) نقل می‎کند که می‎گفت:
ابوهُرَیرَه(رض) تَحدّث می‎کرد که مردی آمد و رسول (ص)را گفت که: من شب ظلّه(18)  یعنی سحابه‎ای(19)  دیدم که از او روغن و عسل می‎بارید و خلق را می‎دیدم که به کفها از او می‎ستاندند. بعضی بیش و بعضی کم، و ریسمانی را دیدم از آسمان تا زمین آویخته، و چنان مشاهده کردم یا رسول‎الله که تو دست در آن ریسمان زدی و به سوی آسمان برآمدی، و بعد از تو دیگری بگرفت و برآمد، و بعد از او دیگری بگرفت و بر آمد، و بعد از او دیگری بگرفت و ریسمان منقطع شد و از برای او وصل کردند، پس نیز برآمد، ابوبکر(رض) گفت: یا رسول‎الله پدر و مادر من فدای تو باد، رخصت می‌دهی که تعبیر این رؤیا من بکنم؟ رسول(ص) اجازت داد، صدّیق گفت: امّا آن ظُلّه، ظُلّه اسلام است و روغن و عسل، دین، و حلاوت، قرآن و خلق در اخذ حقایق و عرفان دقایق آن متفاوت الدرجات. اما سبب واصل آسمان تا زمین حق است که بر آنی یا رسول‎الله. لاجرم تو آن را برگیری و خدای ترا عالی گرداند و بعد از تو دیگری و دیگری و دیگری بگیرد و برآید و بر ثالث منقطع شود. اما وصل کنند و او نیز برآید و گفت: بگوی یا رسول‎الله که در این تعبیر صواب را دریافتم یا خطا کردم. رسول(ص) گفت: «أَصَبْتَ بَعضاً وأَخطأتَ بَعضاًَ»(20) .
و ابوبکر سوگند داد که یا رسول‎الله مرا خبردار ساز که خطای من در این تعبیر کدام است. رسول(ص) گفت: لا تُقسِم(21)  و اشتغال به بیان نکرد و بر صحت این حدیث اتّفاق هست(22) .
در زمینه رؤیا و اقسام آن از نظر اسلام و روانشناسی، تحقیقات مفصلی انجام گرفته که نگارنده در کتاب «پژوهشی دربارۀ روح و شبح» در بارۀ آن توضیح کافی داده است(23) .
6- رؤیای صادقانه، انعکاسی واقعی یا تمثیلی از آئینه قلب
رؤیای صادقانه، انعکاسی واقعی یا تمثیلی از آئینه قلب است و ظرف پیکر به تناسب استعداد و شفافیّت روح، حقایقی را در قالب خواب دریافت می‎کند. پیامبران الهی با توجه به شرایط خاص معنوی خویش بسیاری از وقایعی را که بعداً اتفاق افتاده در رؤیا، دیده‎اند چنانکه: رسول(ص) را در خواب قدحی شیر آوردند، گفت: خوردم و آنچه باقی ماند به عُمَر(رض) دادم. گفتند: چه تأویل کردی یا رسول‎الله؟ گفت: علم، تأویل کردم»(24) .
7- قرآن مجید و تسبیح کردن همه اشیاء
قرآن مجید همه اشیاء جهان را تسبیح کننده ذات حق می‌داند. و می‌گوید: ﴿وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَکِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ ﴾ (إسراء: 44). و در پهنه جهان، هر شیئی، به نیایش الهی مشغول است و ما انسانها از چگونگی آن آگاهی نداریم. همچنانکه در درون اتم الکترون حرکت می‌کند و گلبولها در خون به وظایف خود عمل می‌نمایند، هر ذرّه نیز زبان مخصوص تکوینی دارد که با آن خالقش را می‎ستاید و شاید خش خش برگها، شُرشُر آبها، صدای رعد و نغمۀ پرندگان، گونه‎هایی از این ستایشند. و حضرت امیرالمؤمنین – کَرَّمَ اللهُ وَجهَهُ – می‎گوید: «با رسول(ص) به بعضی نواحی مکه بیرون آمدیم، به هیچ شجری و حَجَری پیش نیامد که، السّلامُ عَلَیکَ یا رسولَ اللهِ نگفته باشد». و امثال این در احادیث صحیحه بسیار است»(25) .
مولانای بلخ می‌گوید:
اندکی جنبش بکن همچون جنین            تا ببخشندت حواس نور بین
نشنود این نغمه‎ها را گوش حس          کز سخنها گوشها گردد نجس
(مثنوی).
------------------------------------------------------------------
1) آقای نجیب مایل هروی می گوید: شرح فصوص الحِکَم حسین بن حسن خوارزمی که اینک در دست دارید، شوشتری به شیخ کمال الدین حسین خوارزمی – بانی سلسله حسینیه همدانیه کَرَّمَ اللهُ وَجهَهُ نگارنده ارشاد المریدین نسبت داده است درست نیست. شرح فصوص الحکم -15 یاد داشت مصحح. 
2) شرح فصوص الحکم- محی الدین بن عربی- نگاشته تاج الدین حسین بن حسن خوارزمی بین سالهای 835 -838 هجری – جلد اول و دوم – به اهتمام نجیب مایل هروی تهران 1364 – انتشارات مولی. 
3) آنگونه که حق شناختن تو است تو را 