لُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا﴾.(5)
------------------------------------------------------------
1) به نظر نویسنده شریعت و طریقت و حقیقت هر سه یکی است: سه نگردد بریشم ار او را =  پرنیان خوانی و حریر و پرند.   (هاتف اصفهانی).
2) در رسم الخطّ قرون اولیه بود را «بوذ» می نوشتند و می‌خواندند: آنانکه به فارسی سخن می رانند  =  در معرفی دال، ذال را نشناسند
ما قبل وی ار ساکن و جز «وای» بُوَد  =  دال است و گرنه ذال معجم خوانند. 
3) ای هدایت کننده راه حیران شدم. 
4) أسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابن سعید / تأ لیف محمد بن منوّر بن ابی سعید بن ابی طاهر بن ابی سعید مَیهنی / به اهتمام دکتر ذبیح الله صفا. چاپ چهارم/ 326.
5) (سوره فتح/29) « محمد فرستاده خدا است ، و كساني كه با او هستند در برابر كافران تند و سرسخت ، و نسبت به يكديگر مهربان و دلسوزند. ايشان را در حال ركوع و سجود مي‌بيني . آنان همواره فضل خداي را مي‌جويند و رضاي او را مي‌طلبند . نشانه ايشان بر اثر سجده در پيشانيهايشان نمايان است. اين ، توصيف آنان در تورات است ، و اما توصيف ايشان در انجيل چنين است كه همانند كشتزاري هستند كه جوانه‌هاي ( خوشه‌هاي ) خود را بيرون زده ، و آنها را نيرو داده و سخت نموده و بر ساقه‌هاي خويش راست ايستاده باشد ، بگونه‌اي كه برزگران را به شگفت مي‌آورد .  ( مؤمنان نيز همين گونه‌اند . آني از حركت بازنمي‌ايستند ، و همواره جوانه مي‌زنند ، و جوانه‌ها پرورش مي‌يابند و بارور مي‌شوند ، و باغبانانِ بشريت را بشگفت مي‌آورند . اين پيشرفت و قوّت و قدرت را خدا نصيب مؤمنان مي‌كند ) تا كافران را به سبب آنان خشمگين كند . خداوند به كساني از ايشان كه ايمان بياورند و كارهاي شايسته بكنند آمرزش و پاداش بزرگي را وعده مي‌دهد». در سال 1380 بود که در کلاسهای نثر و شعر کلاسیک فارسی مرتب با پرسشی گنگ در اذهان دانشجویان مواجه می‫شدم که آیا همه‫ی دانشمندان و ادیبان و صاحب قلمان ایران زمین از اهل سنت بوده‫اند؟ و چرا با آمدن صفویت در ایران خشکسالی فرهنگی صورت گرفته؟!
البته بنا به روش تدریسی که برای خود اختیار کرده بودم دانشجویان را مکلف می‫نمودم تا خود پس از بحث و بررسی جواب را دریابند. این پژوهشهای دانشجویان باعث شد پرده از خیانتهای بسیار ننگی برداشته شود؛ چه بسا برخی در پاورقیهای تحقیقاتشان بر کتابهای قدیم سعی کرده بودند بسیاری از شاعران و ادیبان و علما و دانشوران فارسی زبان را شیعه جلوه دهند. و چه بسا برخی ابیاتی و یا متونی از کتابها را که با طبع آنها سازگاری نداشته از باب تعصب و تنگ نظری حذف نموده بودند. و چه بسا برخی ابیاتی رکیک و زشت و یا جملاتی در نهایت فقر و افلاس بلاغت به کتابهایی که آیت ادب و بلاغتند افزوده بودند تا نشان دهند که این شاعر، یا آن نویسنده و دانشمند شیعه مذهب بوده است!!.. و چه بسا محققانی که کلمه "رافضی" ـ شیعه ـ را در پاورقی به زیدیان یمن (!) شرح داده‫اند.
از آن روز جمع آوری کتابی در این باب ذهن مرا بخود مشغول داشته بود. ولی از آنجا که می‫دانستم چنین مولودی اگر چه بدنیا آید نمی‫تواند در سایه نظام چاپ و نشر کتاب در کشور عزیزمان چهره‫ی تابان خورشید را ببیند این شور و حماس من گل نمی‫انداخت!
تا اینکه نام کتاب "خلفای راشدین در نظم و نثر فارسی" گوشهایم را نوازش داد. و هنگامی که فهمیدم کتاب در یک جلد متوسط است دهانم از حیرت واماند که چگونه گردآورنده‫ی کتاب توانسته بحری بی ساحل را در کوزه‫ای ناچیز جای دهد؟!
کتاب در حقیقت زحمتی است قابل ارج ولی نه برای همیشه. بلکه تنها پله یا پیکانی است که اول راه را نشانه می‫رود. 
امیدوارم دانش پژوهان وعاشقان علم و ادب بام این ساختمانی که استاد "فریدون سپر" زیر بنایش را نهاده، به سقف آسمان برسانند.
البته شایسته است پژوهشگران عزیز به اسباب و علل این خیانتهای علمی اشاره کرده بر فقر و فلاکت فرهنگی تشیع صفوی نیز انگشت گذارند. 
تشیع صفوی مذهبی تنگ نظر و تکفیری و خونین بود که چون قارچ سمی در قرن دهم ایران زمین را بلعید، و کمر شکوه و عظمت ایران را از عرش ثریا به فرش خاک زد. و نام نامین ایران را از تاریخ جهان حذف نمود. و فارسی و ادبیات آنرا زنده بگور کرد. و در سایه فقر و تنگدستی مجبور شد با تقلب در همه چیز سعی کند نام و نشان دیگران را بر شانه‫ی خالی خود بچسپاند!..
حقد و کینه، مکر و دروغ، نیرنگ و تکفیر، دشنام و ناسزا گفتن از صفات و ویژگیهای این مذهب خرافاتی است.
لحظاتی پیش از نگاشتن این سطور در ترجمه‫ی عربی کتاب "مثنوی معنوی" مولانای روم به عنوان: "جواهر الآثار فی ترجمة مثنوی خداوندگار " اثر شاعر عراقی عبدالعزیز صاحب الجواهر ورق می‫زدم که بناگاه چشمم به این بیت سرشار از حقد و کینه افتاد:
فی الحدیث جاء خال المؤمنین			من هو الکافر حقا و الیقین!!
دست دراز کرده مثنوی را از کتابخانه‫ام برگرفتم تا بیت مولانا را توتیای چشمانم کنم. مولانا می‫فرمایند:
در خبر آمد که خال مؤمنان		بود اندر قصر خود خفته شبان
و این شاعر صفوی کینه‫توز تکفیری دایی و خال مؤمنان در تعبیر مولانا را به "کافر حقا و یقینا" تفسیر کرده است!!..
متأسفانه اینگونه تحریفات و تجاوزها پس از قرن دهم در کتابهای فارسی به کثرت صورت گرفته است.
چون کتاب استاد سپری جایگاه خود را در کتابخانه‫ی فارسی نوین آنچنان که شایسته آن است نیافته، خواستم با عرضه‫ی مجدد کتاب در زنده نگه داشتن کتاب و پیام آن سهیم باشم. احیانا در ثنایای کتاب اشتباهاتی املائی یا تایپی مشاهده شد که آنها را تصحیح نمودم. شاید برخی از روایات و احادیث وارده در کتاب از نظر معیارهای علم حدیث ضعیف و یا احیانا نادرست هم باشند، ولی در حقیقت آنها بیانگر محبت و عشق و علاقه‫ی نویسندگان به بزرگان دین و تربیت یافتگان مدرسه‫ی خاتم المرسلین و رسول هدایت‫اند، و وجود آنها نمادی است از رواج این روایات در جامعه‫ی آنروز ایران زمین که چون سایر جهان اسلام بر مذهب اهل سنت بوده است، و همانطور که می دانید احادیثی که صحیح نیست و ضعیف می باشد نسبت آن به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم جایز نمی باشد و استدلال به آن اعتباری ندارد و ما تا جایی که امکان داشت احکام آن احادیث را بیان کرده ایم.
در مواردی که احیانا با گرداورنده‫ی کتاب اختلاف سلیقه‫ای پیش آمده، یا دیده‫ام که نقطه‫ای را روشنتر کنم در پاورقی بدان اشاره کرده با (ب) که رمز "بازخوان" باشد بدان اشاره کرده‫ام.
این گوهر کمیاب و این « بحر در کوزه» را از جانب گرداورنده‫ی آن به اهل علم و ادب تقدیم می‫دارم تا شاید عقلها را به اندیشیدن وادارد، و عظمت و شکوه نیاکان موحد و خداپرستمان را بار دگر در ایران 