 شود که سنگ سیاه          زّر صامت کنی به قُلّابی
ملک الموت را به حیله و فن          نتوانی که دست برتابی(34).
سعدی ماهرانه نقطه‎های حیات تاریک و روشن را رنگ آمیزی می‌کند و با فصاحت و بلاغتی شگفت انگیز پرده‎های اوهام و تخیلات را بالا می‎زند و حقایق را در تجسم شخصیت عثمان و نیروی عدالت عمر و ثروت قارون و قدرت و توان سهراب یل، آشکار می‌نماید و سرانجام همه را اسارت در برابر مرگ می‎شمارد، مرگی که گروهی در کامش ناتوان و ذلیلند و جماعتی بر فراز جهان‎های مادی به سوی عالم معنا پرواز می‌کنند و از زنجیرهای تعلقات دنیا آزاد می‌گردند.
عطار نیشاوری، پیکار با نفس و رسیدن به مدارج معنوی را وهبی و فیضی می‎داند نه طلبی و کسبی گرچه کسب در افاضۀ معنا، بی اثر نیست و در منطق الطیر، ابوبکر صدّیق را اینگونه می ستاید:
هرچِ حق از بارگاه کبریا                 ریخت در صدر شریف مصطفی
آن همه در سینه صدیق ریخت         لا جرم تا بود ازو تحقیق ریخت (35)
آنچه که در صفحات قبل آمده، نتیجه عاقلانه و میل شدیدی است که نویسنده با خلوص نیت و تمایل قلبی به مطالعۀ آثار و کتابها و دیوانهای شاعران، نویسندگان، مؤرّخان، عارفان و دانشمندان مسلمان دارد و کوشیده است که در این منابع و مآخذ گرانبها مطالب و اشعاری را که دربارۀ خلفای راشدین(رض) آمده است گردآوری و با شرح و توضیح در اختیار مشتاقان و فرهیختگان قرار دهد. البته پیدا کردن منابع و آثار دست اول کار آسانی نبود ولی با عنایت الهی این خواسته انجام شد و اینک نظر خوانندگان گرامی را به نکات زیر معطوف می‎دارد:
1- هدف نویسنده از انتخاب موضوع کتاب علاقۀ شدیدی است که نسبت به بسط عدالت و نصفت و بیان خصلتهای ویژۀ اخلاقی و ملکات فاضلۀ انسانی وارستگان جهان معرفت و پیش کسوتان تاریخ اسلام و بشریت دارد، و در نقل اشعار و عبارات هیچگونه دخل و تصرفی صورت نگرفته است تا تعهد و رسالت نویسندگی محفوظ گردد.
2- سخن دربارۀ خلفاء و توضیح خصلتهای آنها، سبب برتری هیچکدام بر دیگری نیست زیرا نویسنده در این اثر خواسته است که آثار مربوطه را گردآوری کند و مطالب در خور توجه و دقت نظر را توضیح دهد، و تعصب و جانبداری را نسبت به شخصیت خاصی رها کند و خلفاء را چهار نور در چهار جهت و چهار گوهر در یک دریا می‌داند.
3- نویسنده با تمام وجود به وحدت اسلامی و رفع اختلاف گروهها و دسته‌های مختلف مذهبی اعتقاد دارد و تشتّت و چند دستگی و تفرقه را بر خلاف مسیر دینی و معرفت الهی می‌شمارد و قلم و بیان هر اندیشمندی را که از یکپارچگی امت اسلامی دفاع کند عزیز و گرامی می‌دارد.
4- آنچه در کتاب آمده است نقل و گلچینی از آثار و مآخذ زبان فارسی ادباء، شعراء، نویسندگان و عارفان ایرانی و اسلام است. و اگر از منابع عربی و زبانهای دیگری استفاده می‌شد مثنوی هفتاد من کاغذ می‌گردید. و در میان آثار فارسی نیز به منظورجلوگیری از اطالۀ کلام و خسته نکردن خوانندگان مقدار اندکی از ابیات و نوشته‎ ها انتخاب گردیده است.
5- در انتخاب کتابها سعی شده است که آثاری از مؤرخان و نویسندگان و شاعران و عارفان طراز اول و صاحب نظر مانند: تاریخ طبری، کشف المحجوب هجویری، کیمیای سعادت غزالی، رساله قشیریه، اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید، عوارف المعارف ترجمه ابو منصور عبدالمؤمن اصفهانی، مناقب الصوفیة، فیه ما فیه، منطق الطیر، تذکرة الأولیاء، مفتاح النجاة، انيس التائبین، رَوحُ الأرواح و کلیات و دواوین شاعرانی مانند، فردوسی طوسی، سنایی غزنوی، عطار نیشابوری، خاقانی شروانی، مسعود سعد سلمان، جلال الدین مولوی، رشید الدین وطواط، شاه نعمت الله ولی و عبدالرحمن جامی و غیره، استفاده شود.
در خاتمه از عنایت‎ها و محبت‎های بی دریغ دوستان فاضل و ارجمندم آقایان هادی طبیبی و غلام رضا ابکایی که صادقانه کتابخانه شخصی خود را در اختیار اینجانب گذاشتند تا از کتابهای کمیاب و مآخذ استفاده نمایم کمال سپاسگذاری و امتنان را دارم.
و آخر دعوانا أن الحمدُ لله ربّ العالمین.
 26 /10/ 1376
فریدون سپری
--------------------------------------------------------------
1) عقد: گردنبند.
2) دیوان نظامی گنجه‎ای.  چون علی رمزی است از مردانگی و شجاعت. و عمر شخصیتی است که در احادیث متعدد پیامبر از او به فاروق ـ جدا سازنده حق از باطل ـ نامبرده است. و در گفتار پیامبر اکرم (ص) است که شیطان را جرأت قدم نهادن در راهی که عمر می‫پیماید نیست! و نظامی بانگ بر می‫آورد که عمری در ره شیطان فرست تا آنها را تار و مار کند. (ب)
3) دیوان خاقانی شروانی.
4) مثنوی معنوی- دفتر ششم.
5) دیوان رشید الدین وطواط.
6) دیوان رشید الدین وطواط.
7) دیوان سنایی غزنوی.
8) دیوان شاه نعمت الله ولی
9) دیوان شاه نعمت الله ولی
10) مثنوی معنوی.
11) مثنوی معنوی- دفتر دوم.
12) مثنوی معنوی – دفتر اول.
13) دیوان کبیر – غزلیات شمس. 
14) دیوان کبیر – غزلیات شمس مولوی.
15) عوارف المعارف شیخ شهاب الدین سهروردی- ترجمه ابومنصور عبدالمؤمن اصفهانی.
16) دیوان سنایی غزنوی.
17) دیوان سنایی غزنوی. دوال: تازیانه از چرم حیوانات. (ب)
18) دیوان شیخ فریدالدین عطار- قصاید. 
19) دیوان شیخ فرید الدین عطار- قصاید. 
20) دیوان شیخ فرید الدین عطار- قصاید. 
21) کیمیای سعادت امام محمد غزالی. 
22) کیمیای سعادت امام محمد غزالی. یعنی: چون کمترین مردمان بود. (ب)
23) سلک السلوک ضیاء الدین نخشبی.
24) اسرار التوحید محمد منور در شرح کرامات شیخ ابوسعید ابو الخیر. 
25) مثنوی معنوی – دفتر اول. 
26) مثنوی معنوی – دفتر اول. 
27) دیوان مسعود سعد سلمان. 
28) کلیات شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی – قصاید. 
29) تاریخ نامه طبری: محمد بن جریر طبری به تصحیح محمد روشن.
30) تاریخ نامه طبری: محمد بن جریر طبری به تصحیح محمد روشن.
31) کیمیای سعادت امام محمد غزالی.
32) کیمیای سعادت امام محمد غزالي.
33) دیوان سنایی غزنوی – قصاید.
34) کلیات – بوستان.
35) منطق الطیر/23- 24.1- سادات مردمان اندر دنیا جوانمردانند
امیرالمؤمنین علی کَرَّمَ اللهُ وَجهَهُ گوید: «سادات مردمان اندر دنیا جوانمردانند، و سادات مردمان اندر آخرت پرهیزگارانند»(1). آری تنها ملاک رستگاری در قیامت پرهیزگاری و تقوا است.
2- شکر و صبر علی
آدمی باید در تمام لحظات زندگی سپاسگذار نعمت‎های الهی باشد و در برابر ناملایمات و سختی‎های روزگار صبر پیش گیرد:
گویند علیّ مرتضی کَرَّمَ اللهُ وَجهَهُ گفت: «الهی مرا نعمت دادی شکر تو نکردم و بلا بر من نهادی صبر نکردم، بلا دائم نکردی، الهی از کریم چه آید مگر کرم»(2).
علی بن ابی طالب(رض) گفت: «صبر از ایمان به جای سرشت از تن»(3).
3- بخشش و جوانمردی علی
روایت کنند که امیرالمومنین علی کَرَّمَ اللهُ وَجهَهُ غلامی را بخواند نیامد، دیگر بار بخواند، هم نیامد دیگر را بخواند، نیامد، علی بر پای خاست آمد او را دید، پشت باز گذاشته گفت: «ای غلام آواز من نشنیدی که چندین بار ترا خواندم؟ گفت: شنیدم، گفت: پس چرا نیامدی؟ گفت: کریمی تو دانستم، ایمن بودم از عقوبت تو، کاهلی کردم نیامدم