ا محمد بن مسلم، روايت كرده‌اند كه او و سليمان بن خالد به صادق (ع) وارد شده و از قبر اميرالمؤمنين (ع) سؤال كرده‌اند؟ حضرت نيز به آنها نشاني‌ها داده و آنان با آن نشاني‌ها رفته و اثري نيافته‌اند.
پس فقرات اين زيارتنامه‌ها همه جعلي است و هرگز امامي امير المؤمنين (ع) را «عين الله الناظرة» نخوانده است تا مورد استناد غاليان قرار گيرد.
علاوه بر آن در اين زيارتنامه‌ها فقراتي است كه عقل و وجدان و تاريخ آن را نميپذيرد مثل: «يا من خاطب الثعبان وذئب الفلاه، يعني: سلام بر تو اي كسي كه با اژدها و گرگ سخن گفتي!» و باز در همين زيارت است: «السلام عليك يا من ردت له الشمس حامي شمعون الضعفاء». 
در اين عبارت، ‌اشارت است به داستاني كه دركتاب «مدينة المعاجز» آمده است كه: اژدهايي در زمان خلافت اميرالمؤمنين (ع) به كوفه آمده و بيش از پنج بار آمد و شد، در حضور اميرالمؤمنين و مردم كوفه به كرات سخن گفته است!!، كه بايد شرح و تفصيل اين گونه دروغهاي شاخدار را از اين گونه كتابها خواست(6) !!.
عجب است كه ثُعبان (اژدهای) موسي (ع) كه به نص صريح قرآن كريم، بيش از دو مرتبه{يك بار فقط براي حضرت موسي و بار ديگر در برابر فرعون و مردم} ظاهر نشد آن همه غوغا و سر و صدا در دنيا انداخت، اما ثعبان علي (ع) كه علاوه بر پنچ بار ظهور در حضور مردم، آن همه سخن سرايي كرد! با اين حال هيچ كس آن را جز فردي كذاب نقل نكرد، چه معجزه‌ي بي مزه‌اي!! 
يكي از فقرات اين زيارتنامه «السلام عيك يا من ردت له الشمس» سلام بر تو اي كسي كه خورشيد براي او باز گردانده شد!! است كه غلوكنندگان، آن را يكي از دلايل تصرف اميرالمؤمنين در كون و مكان گرفته اند و آن را با آب و تاب در هر مجلس ومحفلي ذكر مي كنند، يا اينكه علم و حسن و عقل و تاريخ بر محال و كذب بودن آن گواهي مي دهند(7) .
قبول اين قبيل افسانه ها در اين زمان موجب مسخره و استهزاء به دين مبين است و بسا كه در نزد بعضي باعث انكار ساير فضايل واقعي اميرالمؤمنين (ع) شود، با اين حال دركمتر شعر و دفتري است كه مداحان و فضايل تراشان جاهل آن را نياورند!.
اينك ما آن داستان را از بهترين و موثق ترين صحاح شيعه آورده و آن را مورد بررسي و تحقيق قرار مي دهيم.
كافي، ‌آن را چنين روايت مى‌كند: «عده أصحابنا عن سهل بن زياد عن موسى بن جعفر عن عمرو بن سعيد عن الحسن بن صدقه عن عماربن موسى، قال: دخلت أنا وأبو عبدالله (ع) مسجد الفضيح، فقال يا عمار ترى هذه الوهدة؟ قلت: نعم ... الخ».(8) .
مضمون حديث آن است كه عمار بن موسي گفته است كه من و صادق (ع) داخل مسجد فضيح در مدينه شديم، حضرت فرمود: اي عمار اين شكاف را ميبيني گفتم: آري، آنگاه حضرت داستان رد شمس را از زبان اسماء بنت عميس كه قبلا زن حضرت جعفر طيار و بعد از شهادت آن بزرگوار، همسر ابوبكر و سر انجام همسر اميرالمؤمنين (ع) شد از قول آن حضرت نقل كرد! ما اينك روات اين حديث مجعول غير معقول نامقبول را معرفي مي‌كنيم: 
راوي اول آن، سهل بن زياد است كه طوسي او را دركتاب الفهرست ضعيف و در استبصار، «ضعيف جداً عند نقاد الأخبار, نزد ناقدان اخبار بسيار ضعيف است». خوانده و نجاشي او را ضعيف و غير معتمد شمرده و گفته محمد بن عيسي شهادت به غلو او داده و او را دروغگو خوانده و از قم اخراجش كرده است و اظهار برائت و بيزاري از او نموده است، ‌ونهي كرده است كه كسي از او حديث استماع كند، يا از وي روايتي نقل نمايد.
ابن الغضائري فرموده است: «سهل بن زياد أبو سعيد الآدمي الرازي كان ضعيفاً جداً فاسد الرواية والدين». و نيز فرموده است: «يروي المراسيل ويعتمد المجاهيل». يعني او بسيار ضعيف و دين و روايت او فاسد بوده و احاديث مرسل نقل كرده و به روايت مجهول اعتماد مى‌كند.
فضل بن شاذان, او را احمق خوانده است.
علماي رجال كه به شرح حال او پرداخته‌اند همگي او را به اين صفات زشت معرفي كرده‌اند.
با شناختن اولين راوي اين حديث نيازي به معرفي روات ديگر نيست. اما كساني كه مصداق آيه: ﴿وَأُشْرِبُواْ فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ﴾. (البقره:93).
-دلهايشان به (محبت) گوساله آميخته و اشراب شده است. 
هستند و به سادگي دست از گوسالة خرافات بر نميدارند ناچار ساير رفيقان يا اساتيد او را معرفي مي‌كنيم تا بدانيد كه: ﴿وإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ﴾. (الجاثـيه: 19).
 - ستمگران دوستان يكديگرند. 
و: ﴿الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ﴾. (التوبه: 67).
 - زنان ومردان منافق از يكديگرند. 
سهل بن زياد از موسي بن جعفر بغدادي روايت مى‌كند, موسي بن جعفر بغدادي در تنقيح المقال (3/254) مجهول و ضعيف است. او از عمرو بن سعيد نقل مي‌كند و عمرو بن سعيد متهم به فطحي بودن است (تنقيح المقال، ج2 ش. ص 321). ابن داوود نيز در رجال خود (ص489) او را در قسم ضعفاء ومجروحين آورده است. و در نهج المقال استرابادي(ص 247) نصربن الصباح گفته است: «لا أعتمد على قوله» به سخن او اعتماد نمي كنم.
عمرو بن سعيد از عمار بن موسي الساباطي روايت كرده است، او نيز فطحي مذهب است( تنقيح المقال 2/318) و كاشف الرموز گفته است: « عمار فطحي لا أعمل علي روايته وشيخ طوسي درباه‌ي او فرموده است: «أن عمار الساباطي ضعيف فاسد المذهب لايعمل على ما يختص بروايته». همانا عمار ساباطي ضعيف و فاسد المذهب است و به روايتي كه فقط او روايت كرده باشد عمل نمي‌شود.
و صاحب تكمله او را، فطحي ملعون و از كلاب ممطوره (سگان باران خورده) خوانده است.
اينان راويان حديث رد الشمس هستند!!.
حال چه سياستي بوده كه اين فقرات را ساخته و در زيارتنا مه، آن را به صادق (ع) نسبت داده اند؟ و مردم را وادار كرده‌اند كه هر صبح و شام آنها را در مقابل قبور مطهرهأئمه سلام الله عليهم بخوانند، خدا داناست.
آنچه ما مي‌دانيم نتيجة اينگونه موهومات و خرافات و جعليات كه شايع شده، توجه دادن مردم ازخالق به خلق و از توحيد به شرك است، ونيز موجب اهانت و استخفاف به دين مبين اسلام واحكام آن و بالأخره سستي اعتقاد عقلا، در ميان اذكياء و غرور احمقان و ساير مفاسد است.
و جاي هيچ شك نيست كه اگر هم دشمنان اسلام درجعل اينگونه خرافات دست نداشته باشند، ‌به انتشار آن ها علاقه دارند، زيرا اكثر مقاصد آنان با انتشار اين موهومات برآورده است، زيرا هم دين اسلام را در ديدگاه عقلا موهون و سست وغير قابل پذيرش، جلوه مي دهند، وهم توده ي جاهل را با ايجاد غرور از تمكين مقررات شرع نامتقاعد كرده و به فساد سوق مي دهند، آنگاه آن مى‌كنند كه دشمني با دشمن كند, چنانكه هم اكنون ميكنند!!.
------------------------------------------------------------------------------
1) نام اين كتاب «إكمال الدين و تمام النعمة» است كه ما در متن، نام مشهورتر اين كتاب را ذكر كرديم.
2) اين جانب در كتاب «عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول» اكثر احاديث جلد اول «كافي» را سنداً و متناً مورد تحقيق قرار داده ام. (برقعي) 
3) معرفي «معلي بن خنيس» از قلم افتاده است، «نجاشي» در باره «معلي» فرموده وي جداً ضعيف است و به او اعتمادي ني