ست باشد كه ثواب زيارت رضا (ع) برابر با ثواب هزار حج باشد تا چه رسد به اينكه برابر با ثواب هزارهزار حج باشد، و ثواب حج مستحبي طبق احاديثي كه از همين بزرگواران رسيده افضل است از نماز و روزه و حتي بالاتر است از آزادكردن برده و حتي طبق روايتي از صادق (ع) پيغمبر خدا (ص) به مردي كه از فوت حج متأسف بود و از رسول خدا (ص) خواست كه او را به عملي هدايت كند كه اجر حاجي را داشته باشد، رسول خدا (ص) فرمود: به اين كوه ابو قبيس نگاه كن! اگر همه كوه ابوقبيس براي تو طلا باشد و تو آن را در راه خدا انفاق كني به ثوابي كه حاجي بدان دست مي يابد نخواهي رسيد! يا ثوابهاي بسياري كه در تهذيب شيخ طوسي آمده است.
هرگاه مطلب چنين باشد حضرت امام محمد تقي (ع) كه نزديك هيجده سال در دربار مأمون به عنوان داماد وي محترم مي زيست و زيارت دامادش از قبر پدرش كه در آن قبر هارون هم بود هيچ مانعي نداشت، بلكه موجب خوشحالي او هم مي‌شد! چرا از درك ثواب يك ميليون حجي كه خود قائل بود، ولاأقل ثواب هزار حجي كه در كتاب خود حضرت رضا (ع) آمده بود، چند فائده فوق العاده ديگر هم داشت.
أ: حضرت رضا (ع) پدر امام محمد تقي (ع) بود. علاوه بر درك زيارت، ثواب بر والد هم مي برد!.
ب: اين عمل او حجت و سند بود براي كساني كه زيارت را امري مشروع و مستحب مي دانستند.
ج: زيارت او موجب مي‌شد كه ديگران هم با كمال اطمينان بدين عمل اقدام كنند.
نه تنها امام محمد تقي (ع) به اين عمل كه تا حدي مشقت مسافرت داشت زيرا از بغداد كه مدتها در آن بود تا خراسان مسافتي طولاني بود هر چند با رفاهيت و وسائلي كه مامون خليفه دراختيارش مي گذاشت، چندان مشكل نبود، عمل نكرد، بلكه حتي به زيارت جد بزرگوارش موسي بن جعفر (ع) كه در همان نزديكي بغداد در مقابل قريش آن روز و كاظمين امروز واقع است نرفت! درحالي كه طبق اخبار بسياري كه از پدر بزرگوارش رضا (ع) دركتب احاديث آورده‌اند اين عمل آن حضرت نيز فوائد بسيار داشت كه علاوه بر درك ثواب بسيار زيارت و درك ثواب بر والدين، شهرت زنده بودن كاظم (ع) كه طائفه واقفيه قائل بودند وآن حضرت را قائم آل محمد و آخرين امام دانسته و ائمه بعد از وي را قبول نداشتند عملا انكار و به هر صورت از كثرت و شدت واقفيه با اين عمل، ‌تا حد بسياري مي كاست و موجب تصديق رواياتي كه از پدرش در ثواب زيارت جدش آمده بود مي گشت!.
به موجب اين روايات و ملاحظه آن رفاهيات كه براي حضرت جواد الأئمه (ع) حاصل بود جنابش را - العياذ بالله- ميتوانيم از چند جهت مقصر بدانيم! زيرا آن حضرت علاوه بر آنكه از زيارت پدر و جدش (ع) با همه امكاناتي كه در اختيار داشت از زيارت بزرگترين كسي كه همه كس نه تنها بر حضرت جواد بلكه بر تمام مسلمانان حقوق بسيار داشت يعني حضرت مولي الموحدين اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب (ع) كه قبر مباركش بنابر مشهور در نجف يعني نزديك بغداد است كه آن روز مقر و مسكن داماد خليفه بود خود داري كرد!!!.
درحالي كه زيارت حضرت امير المؤمنين (ع) از چند جهت بر حضرت امام محمد تقي (ع) واجب مي نمود!.
أ: در احاديث بسياري از ائمه (ع)  ثواب بي شماري براي زائر قبر اميرالمؤمنين (ع) وارد شده حتي تهديداتي وحشت زا ! چون روايتي كه از حضرت صادق (ع) آورده‌اند كه فرمود: «من ترك زيارة أميرالمؤمينين لم ينظرالله إليه».
-كسي كه زيارت اميرالمؤمينين را ترك كند، خدا به نظر رحمت بر او نمي‌نگرد!.
و اين تهديدي نيست كه اگر روايت صحيح باشد بتوان آن را آسان گرفت.
ب: در زيارت امير المؤمنين علاوه بر آن ثوابها، ثواب برّ به والدين نيز وجود داشت زيرا آن حضرت ابوالأئمه است.
ج: عمل آن حضرت مسأله زيارت قبور را كه در كراهت مشهور است تخفيف می‌داد! اما همين خودداري حضرت جواد و ائمه ما قبل و ما بعد او (ع) دليل بزرگي است برصحت كراهت زيارت! .
د: زيارت آن حضرت،‌ اميرالمومنين (ع) را در نجف، تصديق او از مزاري است كه هارون الرشيد به حدس وگمان و گفته يك دهقان از قبر مولاي متقيان، در آن بيابان بنياد نهاد، كه اكثر مورخان از قبول آن اباء دارند!!.
اگر يك زيارت از طرف حضرت جواد (ع) در آن مزار صورت مي گرفت بيش از همه مأمون از آن جناب ممنون مي‌شد زيرا پدر مأمون اساس بارگاه نجف را بنا نهاد، و ضمنا دليلي بزرگ بر صحت روايات زيارت مي‌شد.
پس وقتي مي بينيم حضرت جواد (ع) كه بيش از ائمه ما قبل خود امكان عمل كثيرالثواب زيارت قبور پدران بزرگوار خود را دارد و بنا به نقل روايات منتسبه به آن جناب از همه ائمه بيشتر براي زيارت ثواب قائل است، چنانكه ثواب يك زيارت حضرت رضا (ع) را كه خود حضرت برابر هزار حج ميگيرد، حضرت جواد (ع) ميفرمايد: هزار هزار حج است(3)  و با اين حال بدان مبادرت نمى‌كند، مي‌دانيم كه مطلب چنين نيست و اين گفته، فرمايش آن حضرت نيست.
و رواياتي از حضرت جواد و ساير ائمه (ع) نقل شده كه دراين روايات ثواب زيارتها را به ايشان نسبت داده اند، صحيح نيست، زيرا در آن صورت ناچار مشمول همان آية ﴿لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ﴾. (الصف:2) يعني چرا كاري را كه خود انجام نمي‌دهيد بدان قائل مي‌شويد. 
مي‌شوند! و ما هرگز چنين اعتقادي در باره آن بزرگواران نداريم.
نكته قابل توجه و مهم اين است كه اگر تتبع شود زيارت قبر هيچ امامي را از طرف هيچ امامي در هيچ تاريخ معتبري نمي‌توان يافت! و اما آنچه در خصوص زيارت حضرت صادق (ع) از قبر اميرالمؤمنين آمده است در صفحات بعدي همين كتاب از ضعف و سستي آن مطلع خواهيد شد.
--------------------------------------------------------------------------------------
1) وفاءالوفاء سمهودي ص 546.
2) مستدرك الوسائل 2/225.
3) در بطلان اينگونه روايات ترديد نيست هر عاقل منصفي مي داند كه اگر زيارت مرقد انبياء و ائمه (ع) واجب بود در قران كريم كه تبيانا لكل شئ بوده و به صفت يهدي للتي هي أقوم ممتاز است،‌ به چنين ثوابي امر شود، نه اينكه در آن به حج و حتي امور جزئي و كم ثوابتر امر شود، اما در بارة عملي كه از حيث اجر و ثواب هزار بلكه هزاران برابر آن است كمترين سخني به ميان نيايد !!!.پس با بياني كه گذشت و دلايل عقلي و نقلي كه آورديم معلوم شد مسأله‌ي زيارت كه در اين امت تا اين حد وسعت و گسترش يافته است و اكثر مردم مي پندارند كه يكي از فرائض مهم الهي و ركني از اركان عظيم اسلامي است، به هيچ اصلي از اصول دين متكي نيست، و اكثر تبعاتش از بدعت‌ها مايه ميگيرد!!
شايد خواننده بپرسد پس اين همه روايات و احاديثي كه در خصوص زيارت در كتب فريقين از شيعه و سني وجود دارد و اين همه مزارات و بقاع كه در كشورهاي اسلامي بر قبور اموات بنا شده است و اين قافله‌هاي بسيار زوار كه از راست و چپ شهرها و روستاها رهسپار به سوي هر مزار و فرقه‌اي مقيم و ثابت و گروهي متحرك و سيارند چيست؟ و اين همه كتب و رسائل زيارت و آداب آن را كه از جانب ارشاد منتشر مي‌شود، چه چيز باعث است؟!
شايد بتوان تنها از كتب شيعه چون كامل الزياره و تهذيب و استبصار و كافي و مصباح و ساير رسائل وصحايف نزديك به هزار حديث و روايت يافت كه در ثواب زيارت و آداب و رسوم دخو