ه است. 

 8- كتاب الجهاد- نوشته ي شاگرد مشهور امام ((ابوحنيفه))_ حضرت ((عبدالله بن مبارك)) (م 181 يا 182 هـ) – است، كه در آن احاديث مربوط به جهاد مرتب شده اند[8].

9- مصنف حماد- از ((حماد بن سلمه)) (م 167 هـ) مي باشد. اين كتاب نيز بر حسب ابواب فقهي ترتيب يافته است[9].

 10- تفسير سفيان بن عيينه (م 198 هـ)- احاديثي كه در اين كتاب وجود دارند، فقط در رابطه با تفسير ((قرآن)) هستند[10]. 
كتب ياد شده فقط چند عدد از كتابهاي بي شمار قرن دوم هستند. آنان كه در صدد اطلاع كاملتري از تاليفات اين دوره هستند، مي توان به منابع بزرگتر مراجعه نمايند. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ((حقائق السنن))، ج: 1، ص: 68.
[2] محمد تقي عثماني، ((درس ترمذي))، ج: 1، ص: 46.
[3] ((كتابت حديث))، ص: 179.
[4] ((كتابت حديث))، ص: 179.
[5] همان كتاب، ص: 179-178.
[6] ((كتابت حديث))، ص: 180.
[7] ((درس ترمذي))، ج: 1، ص: 46.
[8] ((كتابت حديث))، ص: 179
[9] ((كتابت حديث))، ص: 179.
[10] همان كتاب، ص: 181.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:72.txt">سرفصل</a><a class="text" href="w:text:73.txt">مرحله ي دوم و ويژگيهاي كتب اين دوره</a><a class="text" href="w:text:74.txt">مرحله ي سوم</a><a class="text" href="w:text:75.txt">صحاح ششگانه</a></body></html>تدوين حديث در قرن سوم هجري

در قرن سوم، كار تدوين حديث به جواني خود رسيد و در آن تغييرات شگرفي ايجاد گشت. اسانيد طويل گشتند، هر حديثي به چندين طريق روايت شد و به سبب گسترش چشمگير علم، كتابهاي رشته ي حديث با ترتيب جديد به منصه ي ظهور رسيدند. در همين قرن بود كه علم ((اسماء الرجال)) با قواعد پيچيده اش، به عنوان علمي منظم و با قاعده، در بازار پر رونق علم اظهار وجود كرده و در مورد آن كتابهاي متعددي نوشته شد[1]. شش كتاب مشهور از صحيح ترين كتابهاي حديثي، كه به ((صحاح سته)) يا ((صحاح ششگانه)) معروفيت دارند، نيز از رهآورده هاي مايه ي افتخار قرن سوم هستند. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ن، ك: ((درس ترمذي))، ج: 1، ص: 47.مرحله ي دوم و ويژگيهاي كتب اين دوره 

نيمه اول قرن سوم، دومين مرحله ي تدوين حديث به شمار مي رود. تا قبل از اين مرحله، تصانيف اغلب به دو نوعيت بودند: قسمتي از آنها تصانيفي بودند كه پايبندي در انتخاب اسناد صحيح، در آنها به چشم نمي خوردند، بلكه هر حديثي كه مي رسيد، بلافاصله آن را درج مي كردند. قسمت دوم، كتابهايي بودند كه در آنها التزام صحت اسناد شده بود و ليكن منحصر به مرفوع نبودند... بلكه در اين نوع كتابها، احاديث مرسل، منقطع، آثار صحابه و حتي احاديث مقطوع (اقوال تابعين) را با مرفوع، مخلوط و كنار هم مي نوشتند؛ به طوري كه از عملكرد ((امام مالك)) (در موطا) بخوبي ظاهرست[1]. 

محدثين در صدد ترميم اين نقص بر آمدند و با شروع قرن سوم كار تدوين را بر شالوده هاي مترقيانه تر و كاملتري آغاز نمودند، آن گونه كه تار اواخر نيمه ي قرن مذكور، توانستند تاليفات پيراسته تري از حديث به دنياي اسلام تقديم دارند. در تصانيف  اين مرجله احاديث مرفوع را از ساير انواع احاديث و آثار پاكسازي نمودند و افزون بر آن، ترتيب جديد ديگري براي نوشتن احاديث، ابتكار كردند كه به اين كتابها ((مسند)) مي گويند. 

مسانيد: به كتابهايي مي گويند كه در آنها احاديث، به ترتيب صحابه ي كرام -رضي الله عنهم- جمع شده اند. و اين ترتيب ممكن است به ترتيب حروف الفبا، منزلت، يا سبقت در اسلام و يا تقسيم بندي به گروه مهاجر و انصار باشد. 

مسند امام احمد: معروفترين و جامعترين كتاب ((مسند)) است كه از امام چهارم اهل سنت و جماعت – امام ((احمد بن حنبل)) (م 241 هـ) – مي باشد. از ((مسانيد)) متعدد اين دوره فقط ((مسند احمد)) شهرت و مقبوليتي به سزا يافته و از آن زمان تاكنون متداولترين ((مسند)) به حساب مي آيد. ((امام احمد)) در اين كتاب تقريباً 40000 حديث را با انتخاب از ميان هفتصد و پنجاه هزار احاديث نوشته است[2]. پس از وي، پسرش – عبدالله بن احمد – براي ترتيب آن همت گذاشت و حدود 10000 حديث به آن اضافه كرد. ((مسند امام اعظم))، ((مسند شافعي))، ((مسند ابوداود طياسي))، ((مسند حميدي))، ((مسند دارمي)) و ((مسند بزار)) نيز از مسانيد مهم و مشهور هستند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ((فضل الباري))، ج: 1، ص: 59.
[2] ((درس ترمذي))، ج: 1، ص: 47.مرحله ي سوم 

با اينكه تدوين حديث در مرحله ي دوم به رسمي ترين صورت ممكن سازمان يافت، اما هنوز يك عيب مشهود در اندام آن خودنمايي مي كرد كه عبارت بود از: عدم ارزيابي احاديث در صحت. 
در دوره ي قبل اگر چه در تصانيف، احاديث مرفوع را غير مرفوع جدا ساختند، اما در همين مرفوعات بسياري از احاديث ضعيف وجود داشت كه به تنهايي نقصي بزرگ در تاليفات حديثي به شمار مي رفت. با توجه به اين حالت، محدثين در سالهاي آغازين نيمه ي دوم  قرن سوم قدمي ديگر در تهذيب و پيرايش احاديث رسول الله -صلی الله عليه وسلم- برداشتند. 

محدثين در اين دوره، تصانيف را با دو حسن ديگر آراستند: اولاً؛ احاديثي را كه مستقيماً (مرفوعاً)  از آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- روايت نشده بود، كنار گذاشتند و بر خلاف دوره ي اول، فقط به درج احاديث مرفوع همت گماشتند. ثانياً؛ در ضبط و ثبت احاديث سعي در نوشتن احاديث كاملاً صحيح را، سرلوحه ي كارشان قرار داده و براي اينكار معيارهاي دقيقي وضع كردند. نه آن گونه كه در دوره ي دوم تدوين معمول بود. علماي حديث بدين ترتيب، ((تدوين حديث)) را وارد درخشانترين مرحله از مراحل پيشرفت و تكامل كردند.صحاح ششگانه 

در دوره ي سوم، با اينكه كتب زيادي با اسلوب مختلف پا به عرصه ي وجود نهاد، ليكن شش كتاب شهرت و قبوليتي جاودانه يافتند و به بركت تدوين اين شش كتاب بود كه مرحله ي سوم از مراحل تدوين حديث اهميت و برجستگي بيشتري يافته است. در اينجا هر يك از ((صحاح ششگانه)) را به اختصار معرفي مي نماييم.

 1- صحيح بخاري- تاليف امام محدثين – محمد بن اسماعيل بخاري (256-194 هـ) مي باشد. اسم كامل و اصلي كتاب، ((الجامع الصحيح المسند من حديث رسول الله و سننه و ايامه)) است كه در اصطلاح آن را منسوب به مولفش، به اختصار ((صحيح بخاري)) مي نامند. به آن ((جامع صحيح)) نيز مي گويند. 
به اتفاق تمام علماي ((صحيح بخاري))، صحيح ترين كتاب پس از قرآن است. اين كتاب از نظر صحت و اعتبار و مقبوليت به پايه اي است كه بالاتر از آن متصور نيست. التزام صحت اسناد احاديث، بهره برداري فقهي از احاديث و ارتباط حيرت آور ابواب با يكديگر از شاهكارهاي قابل تحسين امام ((بخاري)) و خصوصيات منحصر به فرد ((جامع صحيح)) مي باشد. 

امام ((بخاري))، چنان كه خودش مي گويد: اين كتاب را از بين 600000 حديث تدارك ديده است. مجموع احاديث انتخابي كه در اين كتاب گرد آورده است، با ملاحظه ي تكرار برخي احاديث، شمارشان به 7257 مي رسد. حال اگر از به حساب آوردن مكررات صرف نظر نماييم، تعدادشان عددي نزديك به 4000 را تشكيل مي دهد. علاوه بر احاديث رسول الله -صلی الله عليه وسلم-، آثار زيادي از صحابه -رضي الله عنهم- و كبار تابعين نيز در ((صحيح بخاري)) وجود دارد. 

2- صحيح مسلم- از امام ((مسلم بن حجاج 