ه کساني هستند؟ جواب دادند : مردان و زنان عرياني که در چاه تنور مانند بودند، زنان و مردان زناکار هستند».

از ابن عباس(رض) روايت است که پيامبر ص فرمود : (لايزني العبد حين يزني و هو مؤمن، ولايسرق حين يسرق و هو مؤمن، ولايشرب حين يشرب و هو مؤمن، ولايقتل و هو مؤمن، قال عکرمة : قلت لابن عباس، کيف ينزع الإيمان منه؟ قال هکذا – و شبک بين أصابعه ثم أخرجها – فإن تاب عاد إليه هکذا – و شبک بين أصابعه)[3] «بنده زناکار در حال زنا مؤمن نيست و دزد در حال دزدي مؤمن نيست و شرابخوار در حال نوشيدن شراب مؤمن نيست و (قاتل) در حال قتل مؤمن نيست. عکرمه گويد : به ابن عباس گفتم : چگونه ايمان از او سلب مي‌شود؟ گفت : اينطور : - وانگشتانش رادر هم فروکرد، سپس آنها را درآورد وگفت : اگر توبه کرد، ايمان اينطور به او برمي‌گردد – وانگشتانش را در هم فرو برد-».
........................
[1])متفق عليه : خ (6811/114/12)ف م (86/90/1)، د (2293/422/6)، ت (3232/17/5).
[2]) صحيح : [ص. ج 3462]، خ (7047/438/12).
[3]) صحيح : [ص. ج 7708]، خ (6809/114/12)، نس (63/8) در روايت نسائي قسمت موقوف حديث نيامده است.از جابرن سمره روايت است : (کان النبي ص يصلي الظهر إذا دحضت الشمس)[1] «پيامبر ص نماز ظهر را هنگامي که خورشيد در حال زوال بود مي‌خواند».

مستحب بودن تأخير نماز ظهر در گرماي شديد تا وقت خنک شدن هوا : 

از ابوهريره رض روايت است که پيامبر ص فرمود: 

(إذا أشتد الحر فأبردوا بالصلاة، فإن شدة الحر من فيح جهنم)[2] «هنگام شدت گرما نماز را تا وقت خنک شدن هوا به تأخير بياندازيد؛ چون شدت گرما از حرارت جهنم است».
.........................
[1]) صحيح : [الإرواء 254]، م (618/432/1).
[2]) متفق عليه : م (615/430/1) اين لفظ مسلم است، خ (533/15/2)، د (398/75/2)، ت (157/105/1)، نس (248/1)، جه (677/222/1).اقسام زناکاران

شخص زناکار محصن و يا غير محصن است :
اگر شخصي آزاد، محصن (ازدواج کرده) و مکلف[1] و مختار مرتکب زنا شد، بايد رجم شود تا بميرد :
از جابر بن عبدالله انصاري روايت است : (أن رجلا من أسلم، أتي رسول الله ص فحدثه أنه قد زني، فشهد علي نفسه أربع شهادات، فأمر به رسول الله ص فرجم، و کان قد أحصن)[2] «مردي از قبيله اسلم نزد پيامبر ص آمد و به او گفت : زنا کرده‌ام، چهار بار اقرار کرد و گفت : زنا کرده‌ام، پيامبر ص دستور داد تا رجم شود، آن مرد محصن (ازدواج کرده) بود».

از ابن عباس(رض) روايت است که روزي عمر بن خطاب رض براي مردم خطبه خواند و گفت : (إن الله بعث محمداً بالحق، و أنزل عليه الکاب، فکان مما أنزل الله آية الرجم، غقرأناها و عقلناها و وعيناها، رجم رسول الله ص و رجمنا بعده، فأخشي إن طال بالناس زمان أن يقول قائل : والله ما نجد آية الرجم في کتاب الله، فيضلوا بترک فريضة، أنزلها الله، والرجم في کتاب الله حق علي من زني إذا أحصن من الرجال و النساء، إذا قامت البينة أوکان الحبل أو الاعتراف)[3] «به راستي خداوند محمد ص را به حق مبعوث و قرآن را بر او نازل کرد. از جمله آياتي که خداوند نازل کرد آيه رجم است، که آنرا خوانديم و درک و حفظ نموديم. پيامبر ص (طبق آن زناکار محصن را) رجم کرد و ما هم بعد از او رجم کرديم. بيم دارم اگر زمان طولاني بر مردم بگذرد، کس بگويد : به خدا قسم ايه رجم را در کتاب خدا نيافتيم، در نتيجه با ترک واجبي که خداوند نازل کرده گمراه شوند، رجم در کتاب خداحق است و بايد بر هر زن و مرد محصني اجرا شود، واين زماني است که شهود گواهي دهند يا زن حامله گردد يا به آن اعتراف کنند».(*)
..........................
[1]) المحصن : کسي است که قبلاً با ازدواجي صحيح عمل آميزش را انجام داده باشد. المکلف:، کسي است که بالغ و عاقل باشد، پس بر کودک و ديوانه حد اجرا نمي‌شود به دليل فرموده پيامبر -صلى الله عليه وسلم- : (رفع القلم عن ثلاثة) «تکليف از سه دسته برداشته شده است» که بارها بيان شده است.
[2]) صحيح : [ص. د 3725]، ت (1454/441/2)، د (4407/112/12).
[3]) متفق عليه : خ (6830/144/12)، م (1691/1371/3)، د (4395/97/12)، ت (1456/442/2).
*) امام صنعاني در سبل السلام در شرح اين اثر مي‌گويد : اسماعيلي اين اثر را با افزوده‌اي به اين شرح روايت  کرده و آن هم قول عمر است که بعد از (أو الإعتراف) مي‌گويد : (وقد قرأناها : الشيخ و الشيخة فارجموهما البتة) «ما اين آيه را خوانده‌ايم که مي‌فرمايد : الشيخ و الشيخة فارجموهما البتة» يعني اگر مرد و زن محصن زنا کردند حتماً آنان را رجم کنيد».
و در روايتي از نسائي آمده که اين آيه در قرآن در سوره (الأحزاب) است.
همينطور امام مالک در الموطأ اين افزوده را از يحيي ابن سعيد از ابن مسيب روايت کرده است.
و در روايتي ديگر اين افزوده آمده که آيه مي‌فرمايد : ) و إذا زنيا فارجموهما البتة نکالا من الله و الله عزيز حکيم( «اگر مرد و زن محصن زنا کردند حتماً آنان را رجم کنيد تا پند و عبرتي از جانب خدا براي مردم باشد، و خداوند بلندمرتبه و حکيم است».
و در روايتي ديگر امده که عمر گفت : (لولا أن يقول الناس زاد عمر في کتاب الله لکتبتها بيدي) «اگر به اين خاطر نمي‌بود که مردم مي‌گويند : عمر به کتاب خدا اضافه کرده است با دست خودم اين آيه را مي‌نوشتم، و اين آيه از آياتي است که تلاوت آن نسخ شده است ولي حم آن باقي است و علماي اصول آنرا قسمتي از اقسام نسخ به حساب آورده‌اند. «مترجم».حد برده

اگر برده يا کنيزي مرتکب زنا شود، رجم نمي‌گردد بلکه بايد پنجاه تازيانه به او زده شود، به دليل فرموده خداوند متعال: 
) فَإذَا أَحصِنَّ فَإن أتَينَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيهِنَّ نِصفُ مَا عَلَي المُحصَنَاتِ مِنَ العَذَابِ ((نساء : 25)
«اگر پس از ازدواج از ايشان (جاريه‌ها) زنا سرزد عقوبت ايشان نصف عقوب زنان آزاده (يعني پنجاه تازيانه) است».

از عبدالله بن عياش مخزومي روايت است : (أمرني عمر بن الخطاب في فتية من قريش، فجلدنا ولائد من ولائد الإمارة، خمسين خمسين في الزنا)[1] «عمر بن خطاب به من و جماعتي از جوانان قريش دستور داد تا تعدادي از جاريه‌هاي امارت را به خاطر زنا تازيانه بزنيم، به هر کدام از آنها پنجاه تازيانه زديم».
......................
[1]) حسن : [الإرواء 2345]، ما (1508/594)، هق (242/8).بر کسي که به زور وادار به زنا شود حدي نيست

از ابوعبدالرحمن سلمي روايت است : (أتي عمر بن الخطاب رض بامرأة جدها العطش، فمرت علي راع فاستسقت، فأبي أن يسقيها إلا أنتمکنه من نفسها، ففعلت فشاور الناس في رجمها، فقال علي رض هذه مضطرة أري أن تخلي سبيلها، ففعل)[1] «زني را نزد عمر بن خطاب آوردند که تشنگي بر او چيره شده بود و از کنار چوپاني گذشته و از او درخواست آب کرده بود، چوپان دادن آب را بر او تا انجام عمل زشت امتناع ورزيده بود، آن زن هم (از روي ناچاري) قبول کرده بود. لذا عمر درباره رجم آن زن با مردم مشورت کرد، علي رض، گفت : اين زن مجبور به انجام اين کار شده است؛ به نظر من بايد او را به حال خودش بگذاريد، عمر رض همين کار را کرد».
..........................
[1]) صحيح : [الإرواء 2113]، هق (236/8).حد غير محصن(ازدواج نکرده)

خداوند متعال مي‌فرمايد :
) الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لاَتَأخُذُکُمْ