ليات اين توبه را مي‌کرد بخشوده مي‌شد، و دستور داد تا بر او نماز خوانده شود، بر او نماز خوانده شد و دفن گرديد».[4]
............................
[1]) صحيح : [الإرواء 2222]، عب (18188/13/10).
[2]) صحيح : [الإرواء 2225]، هق (59/8).
[3]) لبأ يعني: شير اول زايمان، و اين شير براي کودک ضروري است و کشتن مادر قبل از اين شيردادن به بچه ضرر مي‌رساند، بعد از آن اگر کسي پيدا شد که به بچه شير بدهد بچه به او داده مي‌شود و مادرش کشته مي‌شود، به دليل حديث مسلم، و اگر چنين کسي پيدا نشد به حال خود رها مي‌شود تا دو سال تمام به بچه شير بدهد، به دليل حديث ابوداود که تخريج آن در حديث بعدي مي‌آيد.
[4]) صحيح : [ص. د 3733]، م (1695/1321/3)، د (4419/123/12) سياق حديث روايت ابوداود است.
از ابن عمر(رض) روايت است که پيامبر ص فرمود : (الذي تفوته صلاة العصر کأنما وتر بأهله وماله)[1] «کسي که نماز عصر را از دست بدهد مانند اين است که اهل و مالش را از دست داده باشد».

از بريده رض روايت است که پيامبر ص فرمود : (من ترک صلاة العصر فقد حبط عمله)[2] «کسي که نماز عصر را ترک کند عملش از بين رفته است».

گناه کسي که نماز عصر را تا وقت زرد شدن خورشيد به تأخير بياندازد
از انس رض روايت است : از پيامبر ص شنيدم که مي‌فرمود : (تلک صلاة المنافق، يجلس و يرقب الشمس حتي إذا کانت بين قرني الشيطان قام فنقرها أربعا لايذکر الله إلا قليلا)[3] «اين نماز منافق است که مي‌نشيند و منتظر مي‌ماند تا خورشيد بين دو شاخ شيطان قرار بگيرد، آنگاه بلند مي‌شود و چهار رکعت نماز را (مانند مرغي که به زمين نوک مي‌زند) تندتند مي‌خواند و در آن يادي از خدا نمي‌کند مگر اندک».
........................
[1]) متفق عليه : م (626/435/1)، خ (552/30/2)، د (40/84/2)، ت (175/113/1)، نس (238/1).
[2]) صحيح : [ص. نس 497]، خ (553/31/2)، نس (236/1).
[3]) صحيح : [ص. د 399]، م (622/434/21) اين لفظ مسلم است، د (409/83/2)، ت (160/107/1)، نس (254/1).قصاص با چه وسيله‌اي انجام شود؟
 
اصل در قصاص اين است که قاتل با همان شيوه‌اي که مقتول را کشته، کشته شود، چون همانندي و برابري همين را مي‌طلبد و خداوند متعال فرموده است : 
( فَمَنِ اعتَدَي عَلَيکُم فَاعتَدُوا عَلَيهِ بِمِثلِ مَا اعتَدَي عَلَيکُم )(بقره : 194)
«هرکه راه تعدي و تجاوز بر شما را پيش گرفت، بر او همانند آن تعدي و تجاوز کنيد».
و مي‌فرمايد : 
( وَ إن عَاقَبتُم فَعَاقِبُوا بِمِثلِ مَا عُوقِبتُم بِهِ )(نحل : 126)
«هرگاه خواستيد مجازات کنيد، تنها به همان اندازه مجازات کنيد و کيفر دهيد که دربارة شما روا شده است».
و پيامبر ص سر يهودي را با سنگ درهم کوبيد همچنانکه يهودي سر زني را با سنگ درهم کوبيده بود.[1]
..........................
[1]) متفق عليه : خ (6876/198/12)، م (1672/1299/3)، د (4512/267/12)، ت (1413/426/2)، ن (22/8)، جه (2666/889/2).
قصاص حق حاکم است
 
قرطبي گويد : «هيچ اختلافي در اين نيست که اجراي قصاص تنها برعهده حکام است، و بر آنها واجب است که قصاص و حدود و ديگر کارها را انجام دهند، چون خداوند تمام مؤمنين را به اجراي قصاص دعوت کرده در حاليکه براي تمام مؤمنين اين امکان فراهم نمي‌شود که قصاص را اجرا کنند. پس حاکم را به جاي خودشان قرار مي‌دهند تا اجراکننده قصاص و ساير حدود باشد».[1]
در بيان علت اين امر صاوي در حاشيه‌اش بر «جلالين» گفته است : «هرگاه ثابت شد که قتل، عمدي و ظالمانه است، بر حاکم شرع واجب است قاتل را در اختيار ولي مقتول قرار دهد و حاکم هرچه ولي مقتول انتخاب کرد اعم از کشتن، بخشيدن و يا ديه گرفتن، بايد آن را انجام دهد، و براي ولي جايز نيست که بدون اجازه حاکم بر قاتل تسلط پيدا کند، چون اين کار فساد و خرابکاري به دنبال دارد. پس اگر ولي قبل از اجازه حاکم قاتل را کشت، تعزير شود».[2]
............................
[1]) الجامع لاحکام القرآن (245 و 246/2).
[2]) فقه السنة (453/2).
قصاص کمتر از نفس (قصاص اعضاء)

همچنانکه قصاص در نفس ثابت است، در کمتر از آن نيز ثابت است؛ به دليل فرموده خداوند متعال : 
( وَکَتبنَا عَلَيهِم فِيهَا أنَّ النَّفسَ بِالنَّفسِ، وَالعَينَ بِالعَينِ، وَالأنفَ بِالأنفِ، وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ، وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ، وَالجُرُوحَ قِصَاص) (مائده : 45)

«و در آن (تورات) بر آنان مقرر داشتيم که انسان در برابرانسان (کشته شود) و چشم در برابر چشم (کور شود) و بيني در برابر بيني (قطع شود) و گوش در برابر گوش (بريده شود) و دندان در برابر دندان (کشيده شود) و جراحتها قصاص دارد».
اين حکم اگرچه بر امتهاي قبل از ما واجب شده، براي ما نيز لازم‌الاجرا است، چون پيامبرr آن را تثبيت کرده است.
بخاري و مسلم از انس بن مالک رض روايت کرده‌اند که : رُبَيِّع بن نضر بن انس دندان پيشين کنيزي را شکست، بستگان ربيع به کنيز پيشنهاد قبول خسارت کردند ولي بستگان کنيز قبول نکردند و گفتند : بايد قصاص شود، برادر ربيع، انس بن نضر آمد و گفت : اي رسول خدا ايا دندانهاي ربع شکسته مي‌شوند؟ قسم به ذاتي که تو را به حق مبعوث کرده است نبايد دندانهايش شکسته شوند، پيامبر ص فرمود : (يا أنس کتاب الله القصاص) «اي انس حکم کتاب خدا قصاص است».
آن قوم رضايت دادند و ربيع را بخشيدند، پيامبر ص فرمود : (إن من عباد الله من لو أقسم علي الله لأبره)[1] «از ميان بندگان خدا کساني هستند که اگر بر خدا سوگند ياد کنند، خداوند سوگندشان را نمي‌شکند».

شرايط قصاص کمتر از نفس:
براي قصاص کمتر از نفس شرايط زير رعايت شود : 
1- مکلف بودن جنايتکار.
2- عمدي بودن جنايت: چون خطا، قصاص نفس را که اصل است واجب نمي‌کند، پس قصاص کمتر از نفس را بطريق اولي نبايد واجب کند.
3- خون آسيب‌ديده بايد برابر با خون جاني (آسيب‌رساننده) باشد، لذا از مسلماني که کافر ذمي‌ي را و آزاده‌اي که برده‌اي را و همچنين پدري که فرزندش را زخمي کرده باشند، قصاص گرفته نمي‌شود.

قصاص اعضاي بدن:
براي قصاص اعضاي بدن سه شرط لازم است : 
1- امکان گرفتن قصاص، بطور کامل و بدون ستم، به اينصورت که قطع کردن از مفصل، مانند آرنج و مچ يا از جايي باشد، که حد معيني دارد، مانند نرمي بيني که شامل نرمه آن مي‌شود نه استخوان آن، بنا بر اين ضربه نيزه و چاقو به داخل بدن(*) و قطع قسمتي از ساعد و استخوان کوچکتر از دندان قصاص ندارند.
2- همانند بودن دو عضو در نام و محل، بنا بر اين عضو راست در قصاص عضو چپ، و عضو چپ در قصاص عضو راست، و انگشت کوچک(خنصر) در قصاص انگشت کنار آن (بنصر)، و انگشت کنار انگشت کوچک (بنصر) در قصاص انگشت کوچک (خنصر) قطع نمي‌شود، چون اسم آنها يکي نيست. و عضو اصلي در قصاص عضو فرعي قطع نمي‌شود چون محل و اتفاده‌اي که از آنها مي‌شود با هم يکي نيست.
3- برابري اعضاي آسيب‌رساننده و آسيب‌ديده در سلامتي و کمال، بنابراين عضو سالم در قصاص عضو فلج قطع نمي‌شود همانطور که دستي سالم در قصاص دستي که انگشتان آن قطع شده، قطع نمي‌شود ولي عکس آن جايز است.
............................
[1]) صحيح : [ص. ج 2228]، خ (2703/306/5)، د (4566/333/12)، ن (27/8)، جه (2694/884/2).
 قصاص زخمهاي عمدي

قصاص زخمهاي عمدي واجب نيست مگر آنکه قصاص ممکن باشد بطوريکه با زخم شخص آسيب‌ديده مساوي شود بدون کم و زيا