) : عائشه جريان را براي پيامبر ص بازگو کرده، و پيامبر به عائشه فرموده است : (اشتريها و أعتقيها فإنما الولاء لمن أعتق)[4] «او را بخر و آزادش کن که ولاء فقط حق آزاد کنده است».
........................
[1]) فتح الباري (184/5).
[2]) سند آن صحيح است : [الإرواء 1760]، خ (184/5) بخاري اين حديث را بصورت معلق روايت کرده است.
[3]) حسن [ص. د 3323]، [الإرواء 1674]، د (3907/427/10).
[4]) متفق عليه : خ (2564/194/5)، م (1504/1141/2).ولاء

ولاء به فتحه واو و مد الف عبارت است از وارث شدن آزاد کننده، مال آزاد شده را پس از مرگ او (آزاد شده).
صاحب ولاء زماني ارث مي‌برد که ميت خويشاوندان نسبي (عصبه) نداشته باشد، همانطور که قبلاً بيان شد.
فروش ولاء و هبة (بخشيدن) آن جايز نيست، به دليل حديث ابن عمر : (نهي النبي ص عن بيع الولاء و هبته)[1] «پيامبر ص از فروش و بخشيدن ولاء نهي کرده است».
.......................
[1]) متفق عليه : [مختصر م 898]، خ (2535/167/5).خاتمه 

از خداوند حُسن خاتمه را مي‌طلبيم

اين بود پايان مطالبي که مي‌خواستم آنها را در اين کتاب مختصر، جمع‌آوري کرده و ترتيب دهم. اگر در نوشتن مطالب اين کتاب به حق و صواب رسيده باشم، اين همان چيزي است که آرزو داشتم، و اگر غير از اين باشد از خدا مي‌خواهم که مرا ببخشد و از گناهانم درگذرد.

فصل عتق (آزاد کردن) را در آخر کتابم قرار دادم تا آنرا به فال نيک بگيرم و سبب آزادي‌ام از آتش جهنم و داخل شدنم در رحمت خداوند توانا و بسيار آمرزنده گردد.

از خداوند سبحان مي‌خواهم که اين کتاب را در آسمان و زمين مورد قبول قرار دهد و به واسطه آن اجري برايم بنويسد وگناهي را از من بردارد و آنرا نزد خود برايم زاد و توشه‌اي قرار دهد. ) يَومَ لاَيَنفَعُ مَالٌ وَلاَبَنُونَ إلاَّ مَن أتَي اللهَ بِقَلبٍ سَلِيمٍ ( «روزي که مال و فرزندان نفعي نمي‌رسانند مگر کسي که با قلب سليم به حضور خدا رسيده باشد».
و آخر دعوانا أن الحمدلله رب العالمينمراجع

1- القرآن الکریم
 چاپ الشمرلی

2- أحکام الجنائز
 چاپ المکتب الإسلامی
 سال 1986 م
 ألبانی
 
3- آداب الزفاف
 چاپ المکتبه الإسلامیه
 سال 1409 ه‍
 ألبانی
 
4- الإجماع
 چاپ المکتبه الإسلامیه
 سال 1982 م
 ابن المنذر
 
5- إحکام الأحکام
 چاپ دارالکتب العلمیه
  
 إبن دقیق العید
 
6- إرشاد الساری

 محمد ابرایهم شقره
 
7- إرواء الغلیل
 چاپ المکتب الإسلامی
 سال 1985 م
 ألبانی
 
8-    الأم
 چاپ دارالمعرفه
 سال 1973 م
 شافعی
 
9- بدایه المجتهد
 چاپ دارالمعرفه
 سال 1981 م
 ابن رشد القرطبی
 
10- تحفه الأحوذی
 چاپ دارالفکر
 سال 1979 م
 مبارکفوری
 
11- تفسیر القرآن العظیم
 چاپ دارالمعرفه
 سال 1983 م
 ابن کثیر
 
12- التقریب لفقه ابن القیم الجوزیه
 بکر ابوزید
 
13- تمام المنه
 چاپ المکتبه الإسلامیه
 سال 1408 ه‍
 ألبانی
 
14- جامع البیان
 چاپ دارالفکر
 سال 1984 م
 ابن جریر طبری
 
15- الروضه الندیه 
 چاپ دارالمعرفه
 سال 1978 م
 صدیق حسن خان
 
16- زاالمعاد
 چاپ مؤسسه الرساله
 سال 1986 م
 ابن القیم جوزیه
 
17- سبل السلام
 چاپ مکتبه الرساله الحدیثه
 سال 1971 م
 أمیر صنعانی
 
18- السلسله الصحیحه 
 چاپ المکتب الإسلامی
 سال 1985 م
 ألبانی
 
19- سنن ابن ماجه
 چاپ دارالفکر
  
 ابن ماجه
 
20- سنن البیهقی
 چاپ دارالمعرفه
  
 بیهقی
 
21- سنن الترمذی
 چاپ دارالفکر
 سال 1983 م
 ترمذی
 
22- سنن الدارقطنی
 چاپ دارالمحاسن
  
 دارقطنی
 
23- سنن الدارمی
 چاپ حدیث آکادمی باکستان
 سال 1984 م
 دارمی
 
24- سنن النسائی
 چاپ دارالفکر
 سال 1930 م
 نسائی
 
25- السیل الجرار
 چاپ دارالکتب العلمیه
 سال 1985 م
 شوکانی
 
26- صحی ابن خزیمه
 چاپ المکتب الإسلامی
 سال 1975 م
 ابن خزیمه
 
27- صحیح الجامع
 چاپ المکتب الاسلامی
 سال 1969 م
 ألبانی
 
28- صحیح سنن ابن ماجه
 چاپ المکتب الاسلامی
 سال 1989 م
 ألبانی
 
29- صحیح سنن ابی‌داود
 چاپ المکتب الاسلامی
 سال 1989 م
 ألبانی
 
30- صحیح مسلم
 چاپ دارالفکر
 سال 1983 م
 ترتیب محمد فؤاد عبدالباقی
 
31- صحیح مسلم بشرح النووی
 چاپ دار إحیاء التراث العربی
 سال 1972 م
 نووی
 
32- صفه صلاه النبی r
 چاپ مکتبه المعارف
 سال 1991 م
 ألبانی
 
33- شرح الزرقانی علی الموطأ
 چاپ دارالمعرفة
 سال 1978 م
 زرقانی
 
34- شرح السنه
 چاپ المکتب الإسلامی
 سال 1983
 بغوی
 
35- شرح معانی الآثار
 چاپ دارالکتب العلمیه
 سال 1979 م
 طحاوی
 
36- عون المعبود
 چاپ دارالفکر
 سال 1979 م
 شمس الحق عظیم‌آبادی
 
37- فتح الباری
 چاپ دارالمعرفه
  
 ابن حجر عسقلانی
 
38- الفتح الربانی
 چاپ دار الشهاب
  
 أحمد عبدالرحمن البنا
 
39- فقه السنه
 چاپ دار الفکر
 سال 1977 م
 سید سابق
 
40- فی ظلال القرآن
 سید قطب
 
41- کشف الأستار عن زوائد البزاز
 چاپ مؤسسه رساله
 سال 14984 م
 هیثمی
 
42- کفایه الأخیار
 چاپ دارالمعرفه
  
 تقی الدین حصنی
 
43- مجمع الزوائد
 چاپ مؤسسه المعارف
 سال 1986 م
 هیثمی
 
44- المجموع شرح المهذب
 چاپ دارالفکر
  
 نووی
 
45- مجموع فتاوی ابن تیمیه
 چاپ الرئاسه العامه لشئون الحرمین الشریفین، جمع وترتیب عبدالرحمن محمد بن قاسم
  
46- المحلی
 چاپ دارالآفاق الجدیده
  
 أبو محمد بن حزم
 
47- مختصر سنن ابی‌داود
 چاپ مکتبه السنه الحمدیه
  
 منذری
 
48- المستدرک
 چاپ دارالکتب العلمیه
  
 حاکم محمد بن عبدالله
 
49- مشکاه المصابیح
 چاپ المکتب الاسلامی
 سال 1985 م 
 خطیب تبریزی، تحقیق ألبانی
 
50- مصنف ابن أبی شیبه
 چاپ الدار السلفیه هند
 سال 1979 م
 ابن ابی شیبه
 
51- المعجم الکبیر
 چاپ مکتبه ابن تیمیه
  
 طبرانی، تحقیق حمدی السلفی
 
52- المغنی
 چاپ رئاسه اداره البحوث العلمیه و الإفتاء
 1981 م
 ابن قدامه مقدسی
 
53- المقنع
 چاپ المؤسسه السعیدیه
  
 ابن قدامه مقدسی
 
54- منار السبیل
 چاپ المکتب الاسلامی
 سال 1984 م
 إبراهیم بنضویان
 
55- موارد الضمآن الی زوائد ابن حبان
 چاپ دار الکتب العلمیه نورالدین هیثمی
  
56- الموافقات
 چاپ دارالمعرفه
  
 أبو إسحاق شاطبی
 
57- نیل الأوطار
  
 سال 1973 م
 شوکانی
58- (ترجمه آیات) تفسیر نور
 نشر إحسان
 دکتر مصطفی خرم ‌دلاز عقبه بن عامر رض روايت است : (ثلاث ساعات کان رسول الله رض ينهانا أن نصلي فيهن أو أن نقبر فيهن موتانا : حين تطلع الشمس بازغة حتي ترتفع، و حين يقوم قائم الظهيرة حتي تميل الشمس، و حين تضيف الشمس للغروب حتي تغرب)[1] «سه وقت است که پيامبرr ما را در نماز خواندن يا دفن کردن مرده‌هايمان در آن اوقات نهي کرده است، وقتي که تازه خورشيد طلوع مي‌کند تا آن که بلند شود، و وقتي که خورشيد در وسط آسمان قرار مي‌گيرد تا وقتي که مايل شود، و زماني که خورشيد در آستانه غروب باشد تا وقتي که غروب کند».

پيامبر ص علت نهي از نماز در اين اوقات را در خطاب به عمروبن عبسه بيان کرده و فرموده است : (صل صلاة الصبح، ثم أقصر عن الصلاة حتي تطلع الشمس حتي ترتفع، فإنها تطلع حين تطلع بين قرني شيطان، و حينئذ يسجدلها الکفار، ثم صل فإن الصلاة مشهودة محضورة، حتي يستقل الظل بالرمح، ثم أقصر عن الصلاة، فإنه حينئذ تسجر جهنم، فإذا أقبل الفي فصل فإن الصلاة مشهودة محضورة حتي تصلي العصر، ثم أقصر عن الصلاة حتي تغرب الشمس، فإنها تغرب بين قرني شيطان و حينئذ يسجد لها الکفار)[2] «نماز صبح را بخ