 پاک باشد.[1]

اما فرض نبودن آن بر غير عاقل بالغ به دليل فرموده پيامبر ص است :
(رفع القلم عن ثلاثة : عن المجنون حتي يفيق، و عن النائم حتي يستيقظ، و عن الصبي حتي يحتلم)[2] «تکليف از سه دسته برداشته شده است : از ديوانه تا هوشيار شود و از به خواب رفته تا بيدار شود و از کودک تا بالغ شود».

اما عدم وجوب آن بر بيمار مقيم به دليل فرموده خداوند متعال است : 

) فَمَن کَانَ مِنکُم مَرِيضاً أو عَلَي سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِن أيَّاٍم أَخَر ( (بقره : 184)

«و کساني از شما که بيمار يا مسافر بودند (و روزه نگرفتند، به اندازه آن روزها) چند روز ديگري را روزه گيرند».

اگر مريض و مسافر روزه گرفتند، روزه آنها صحيح است، چون روزه نگرفتن براي آنها اجازه و رخصت است و اگر به دستور ثابت خدا عمل کنند، بهتر است.

براي بيمار و مسافر روزه گرفتن بهتر است يا نگرفتن؟
اگر بيمار و مسافر با گرفتن روزه دچار مشقت نشوند، روزه گرفتن بهتر است و اگر دچارمشقت شوند بهتر آن است که روزه نگيرند : 

از ابوسعيد خدري رض روايت است : (کنا نغزو مع رسول الله ص في رمضان، فمنا الصائم و منا المفطر، فلايجد الصائم علي المفطر و لا المفطر علي الصائم، و يرون أن من وجد قوة فصام فإن ذلک حسن، ويرون أن من وجد ضعفا فأفطر فإن ذلک حسن)[3] «با پيامبر ص در ماه رمضان به جنگ با کفار رفتيم بعضي از ما روزه بودند و بعضي ديگر روزه نبودند بدون اينکه از همديگر ايراد بگيرند و معتقد بودند کسي که توانايي روزه دارد اگر روزه بگيرد بهتر است و کسي که توانايي روزه ندارد بهتر آن است که روزه نگيرد».

امام عدم وجوب روزه بر زني که در حيض و نفاس است به دليل حديث ابوسعيد رض از پيامبر ص است : (أليس إذا حاضت لم تصل و لم تصم؟ فذلک نقصان دينها)[4] «آيا اين طور نيست که زن وقتي در حيض مي‌افتد نماز نمي‌خواند و روزه نمي‌گيرد؟ پس اين نقصان دينش است» و اگر زن حائض و زني که در نفاس است روزه بگيرند، روزه آنها صحيح نيست؛ چون يکي از شروط صحت روزه، پاکي از حيض و نفاس است و بر آنها قضا واجب است : 

از عايشه روايت است : (کنا نحيض علي عهد رسول الله ص فنؤمر بقضاء الصوم و لانؤمر بقضاء الصلاة)[5] «ما در زمان پيامبر ص به حيض مي‌افتاديم، به ما دستور داده مي‌شد که تنها روزه را قضا کنيم نه نماز را».

آنچه بر پيرمرد و پيرزن و مريضي که اميد بهبوديش نيست واجب است
اگر کسي به دليل پيري يا امثال آن نتواند روزه بگيرد، مي‌تواند روزه‌اش را بخورد ولي بايد به ازاي هر روز، مسکيني را غذا بدهد؛ به دليل فرموده خداوند متعال : 

) وَ عَلَي الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فُديَةٌ طَعَامُ مِسکِين ((بقره : 184)

«و بر کساني که توانايي انجام آن (روزه) را ندارند (همچون پيران ضعيف و بيماران هميشگي) لازم است کفاره بدهند و آن خوراک مسکيني است».

از عطاء روايت است : از ابن عباس شنيدم که اين آيه را مي‌خواند، و مي‌گفت : 

(ليست بمنسوخة، هو الشيخ الکبير و المرأة الکبيرة لايستطيعان أن يصوما فليطعمان مکان کل يوم مسکينا)[6] «اين آيه منسوخ نيست، بلکه درباره پيرمرد و پيرزني است که توانايي روزه گرفتن ندارند و بايد به ازاي هر روز مسکيني را غذا بدهند».

زن حامله و شيرده
اگر زنان حامله و شيرده توانايي روزه گرفتن را نداشته و يا از آسيب ديدن کودکشان بيم داشته باشند، مي‌توانند روزه نگيرند ولي بايد فديه بدهند و لازم نيست روزه را قضا کنند : 

از ابن عباس روايت است : (رخص للشيخ الکبير و العجوز الکبيرة في ذلک و هما يطيقان الصوم أن يفطرا إن شاءا، و يطعما کل يوم مسکينا، و لا قضاء عليهما، ثم نسخ ذلک في هذا الآيه ) فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهرَ فَلِيَصُمهُ ( و ثبت للشيخ الکبير و العجوز الکبيرة إذا کان لايطيقان الصوم و الجلي و المرضع إذا خافتا أفطرتا، و أطعمتا کل يوم مسيکنا)[7] «به پيرمرد و پيرزني که توانايي روزه گرفتن را دارند اجازه داده شد تا اگر خواستند روزه نگيرند و به ازاي هر روز، مسکيني را غذا بدهند و قضاي روزه بر آنها لازم نيست؛ سپس اين حکم با آيه ) فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهرَ فَلِيَصُمهُ ( نسخ شد ولي (آن حکم) براي پيرمرد و پيرزني که توانايي روزه گرفتن را ندارند ثابت مانده است. هچنين زن حامله و شيرده‌اي که (بر حال خود يا بچه) بيم دارند مي‌توانند روزه نگيرند و به ازاي هر روز، يک مسکين را طعام دهند».

همچنين از ابن عباس روايت است : (إذا خافت الحامل علي نفسها، و المراضع علي ولدها في رمضان قال : يفطران، و يطعمان مکان کل يوم مسکينا، ولايقضيان صوما)[8] «اگر زن حامله از ضرر به جان خود و زن شيرده از ضرر به کودکش بيم داشت، مي‌توانند روزه رمضان را نگيرند و به جاي هر روز مسکيني را طعام دهند و قضاي روزه بر آنها لازم نيست».

از نافع روايت است : (کانت بنت لابن عمر تحت رجل من قريش، و کانت حاملا، فأصابها عطش في رمضان، فأمرها ابن عمر أن تفطر و تطعم عنکل يوم مسکينا)[9] «يکي از دختران ابن عمر که همسر مردي قريشي و حامله بود، در ماه رمضان دچار تشنگي شد، ابن عمر به او دستور داد تا روزه‌اش را بخورد و به ازاي هر روز، مسکيني را طعام دهد».

مقدار طعام واجب:
از انس بن مالک روايت است : (أنه ضعف عن الصوم عاما فصنع جفنة ثريد و دعا ثلاثين مسکينا فأشبعهم)[10] «اوسالي دچار ضعف شد بطوريکه نتوانست روزه بگيرد، پس کاسه‌اي تريد گوشت درست کرد و سي مسکين را دعوت و آنها را سير کرد.
..........................
[1]) فقه السنه (506/1) ط الريان.
[2]) صحيح : [ص. ج 3514]، ت (693/102/2).
[3]) صحيح : [ص. ت 574]، م (1116 – 69/787/2)، ت (708/108/2).
[4]) صحيح : [مختصر خ 951]، خ (1951/191/4).
[5]) صحيح : [ص. ت 630]، م (335/265/1)، د (259 و 260/444/1)، ت (784/141/2)، نس (191/4).
[6]) صحيح : [الإرواء 912]، خ (4505/179/8).
[7]) سند آن قوي است : هق (230/4).
[8]) صحيح : الباني در کتاب الإرواء (19/4) اين حديث را به طبري (2758) نسبت داده و گفته است : سند آن به شرط مسلم صحيح است.
[9]) سند آن صحيح است : [الإرواء 20/4]، قط (15/207/2).
[10]) سند آن صحيح است : [الإرواء 21/4]، قط (16/207/2).ارکان روزه
1- نيت : 

به دليل فرموده خداوند متعال : 

) وَمَا أمِرُوا إِلاَّ لِيَعبُدُوا اللهَ مُخلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ ((بينه : 5)

«و به آنان دستور داده نشده بود مگر اينکه مخلصانه و حق‌گرايانه خدا را عبادت کنند».

و به دليل فرموده پيامبر ص : (إنما الأعمال بالنيات، و إنما لکل امري مانوي)[1] «قبول و صحت اعمال با نيات است، و پذيرش و پاداش هر عمل بستگي به نيت آن دارد».

لازم است که نيت هر شب، قبل از طلوع فجر باشد، به دليل حديث حفصه از پيامبر ص (من لم يجمع الصيام قبل الفجر فلا صيام له)[2] «کسي که قبل از طلوع فجر نيت روزه نکند روزه‌اش صحيح نيست».

2- خودداري از چيزهايي که روزه را باطل مي‌کند، از طلوع فجر تا غروب خورشيد: 

خداوند متعال مي‌فرمايد : 

) فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابتَغُوا مَا کَتَبَ اللهُ لَکُم وَ کُلُوا وَ اشرَبُوا حَتَّي يَتَبَيَّنَ لَکُمُ الخَيطُ الأبَيضُ مِنَ الخَيطِ الأسوَدِ إلَي الفَجرِ ثُمَّ أتِمُّوا الصِّيَامَ إلَي اللَّيلِ (  (بقره : 187)

«پس هم اکنون 