کر شده است.
[7]) صحيح : [ص. جه 392]، د (180/312/1)، جه (483/163/1)، نس (101/1)، ت (85/56/1).
[8]) تمام المنة (103).
[9]) صحيح : [ص. جه 401]، د (182/315/1)، ت (81/54/1)، ت (81/54/1)، جه (494/166/1)، مختصراً.
[10]) صحيح [مختصرم 146]، م (360/275/1).کفاره جماع در حج

کسي که قبل از تحلل اول، جماع کند همانطور که گفته شد حجش باطل شده و بر او واجب است که شتري دو ساله را ذبح کند. ولي اگر بعد از تحلل اول و قبل از تحلل دوم جماع کرد، بايد يک گوسفند را ذبح نمايد و حجش باطل نمي‌شود. [1]

از ابن عباس روايت است : (أنه سئل عن رجل وقع علي أهله و هو محرم، و هو بمني قبل أن يفيض فأمره أن ينحر بدنة(*)) «از او درباره مرد محرمي که در مني، قبل از طواف إفاضه با همسرش جماع کرده بود، سؤال شد، به او دستور داد شتري دوساله را ذبح کند». ازعمرو بن شعيب از پدرش روايت است : (أن رجلا أتي عبدالله بن عمرو يسأله عن محرم وقع بامرأة، فأشار إلي عبدالله بن عمر، فقال : اذهب إلي ذلک فسله، قال : فلم يعرفه الرجل، فذهبت معه، فسأل ابن عمر، فقال بطل حجک، فقال الرجل : فما أصنع؟ قال : أخرج مع الناس، واصنع ما يصنعون، فإذا أدرکت قابلا فحج واهد. فرجع إلي عبدالله بن عمرو، و أنا معه، فأخبره، فقال : إذهب إلي ابن عباس فسله. قال شعيب : فذهبت معه إلي ابن عباس فسأله، فقال له کما قال ابن عمر، فرجع إلي عبدالله بن عمرو، و أنا معه، فأخبره بما قال ابن عباس، ثم قال : ما تقول أنت؟ فقال : قولي مثل ماقالا)[2] «مردي نزد عبدالله بن عمرو آمد تا درباره محرمي که با همسرش جماع کرده بود، سؤال کند. (عبدالله بن عمرو) به عبدالله بن عمر اشاره کرد و گفت : نزد آن شخص برو و از او سؤال کن، (پدرم) گفت : آن مرد عبدالله بن عمر را نشناخت، با او رفتم و سؤال را از ابن عمر پرسيد، ابن عمر در پاسخ او گفت : حجت باطل است، مرد گفت چکار کنم؟ (ابن عمر) گفت : با مردم برو و هر کاري که آنها انجام مي‌دهند تو نيز انجام بده و اگر تا سال آينده زنده ماندي (دوباره) حج کن و هدي بده. با آن مرد نزد عبدالله بن عمرو برگشتيم، جريان را براي او تعريف کرد (عبدالله بن عمرو) گفت : نزد ابن عباس برو و از او سؤال کن، شعيب گفت با او نزد ابن عباس رفتيم و سؤال را از او پرسيد او همجوابي مانند جواب ابن عمر به او داد. پس با آن مرد نزد عبدالله بن عمرو برگشتيم وآنچه که ابن عباس به او گفته بود برايش تعريف کرد سپس گفت : توچه نظري داري؟ گفت نظر من هم مانند نظر آن دو (ابن عمر ابن عباس) است».

از سعيد بن جبير روايت است : (أن رجلا أهل هو و امرأته جميعا بعمرة، فقضت مناسکها إلا التقصير، فغشيها قبل أن تقصر، فسأل ابن عباس عن ذلک، فقال : إنها لشبقة، فقيل له : إنها تسمع، فأسحيا من ذلک و قال : ألا أعلمتموني؟ و قال لها : أهريقي دما. قالت : ماذا؟ قال : انحري ناقة أوبقرة أو شاة. قالت : أي ذلک أفضل: قال : ناقة)[3] «مردي به همراه همسرش نيت عمره را آوردند و به عمره تلبيه گفتند. آن زن تمام اعمال حج بجز کوتاه کردن مو را انجام داد و قبل از آنکه مويش را کوتاه کند همسرش با او جماع کرد. (مرد) در اين باره از ابن عباس سؤال کرد، ابن عباس در پاسخ گفت : آن زن داراي شهوت زيادي است. به او (ابن عباس) گفته شد : او اين سخن را مي‌شنود، ابن عباس از گفته خود شرم کرد و گفت چرا مرا آگاه نکردي که او اين سخنان را مي‌شنود، سپس به او (آن زن) گفت که حيواني را ذبح کند، زن گفت : چه حيواني؟ گفت : شتر، يا گاوي يا گوسفند (با بز)ي را ذبح کن. گفت کدامشان بهتر است؟ ابن عباس گفت شتر».

اگر کسي توانايي ذبح شتر يا گوسفند (يا بز) را نداشته باشد، بايد سه روز در حج و هفت روز بعد از بازگشت روزه بگيرد :
به دليل فرموده خداوند متعال : 
)فَمَن تَمَتَّعَ بِالعُمرةَ إِلَي الحَجِّ فَمَا استَيسَرَ مِنَ الهَديِ، فَمَن لَم يَجِد فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أيّامٍ فِي الحَجِّ وَ سَبعَةٍ إذَا رَجَعتُم((بقره : 196)

«پس کسي که از عمره بهره‌مند گردد سپس حج را آغاز کند، آنچه از هدي ميسر شد (ذبح مي‌کند و به فقراي آنجا مي‌دهد). و کسي که (هدي يا بهاي آن را) نبايد سه روز (در ايام) حج و هفت روز هنگامي که بازگشت (به خانه و کاشانه خود) بايد روزه بگيرد».

بهتر آن است که اين سه روز را قبل از روز عرفه، روزه بگيرد و اگر اين کار را نکرد مي‌تواند در ايام التشريق روزه بگيرد. به دليل گفته ابن عمر و عايشه : (لم يرخص في أيام التشريق أن يصمن إلا لمن لم يجد الهدي)[4] «روز در ايام التشريق جايز نيست مگر براي کسي که هدي نيابد».

يادآوري : حکم مرد دقيقاً مانند حکم زن است با اين تفاوت که اگر زن با زور مجبور به جماع شده باشد، ذبح بر او واجب نيست و حجش صحيح است ولي حج همسرش که با او جماع کرده صحيح نيست.[5]

از سعيد بن جبير روايت است : (جاء رجل إلي ابن عباس فقال : وقعت علي امرأتي قبل أن أزور. فقال : إن کانت أعانتک فعلي کل منکما ناقة حسناء جملاء، و إن کانت لم تعنک فعليک ناقة حسناء جملاء)[6] «مردي نزد ابن عباس آمد و گفت : قبل از آنکه (طواف) زيارت کنم با همسرم جماع کردم. (ابن عباس) گفت : اگر همسرش در جماع با تو همکاري کرده باشد، بر هر کدام از شما شتري خوب و زيبا واجب است. ولي اگر با تو مساعدت نکرده، فقط بر توشتري خوب و زيبا واجب است».
........................
*) صحيح موقوف : [الإرواء 1044]، هق (171/5).
[2]) صحيح : [الإرواء 234/4]، هق (167/5).
[3]) صحيح : [الإرواء 233/4]، هق (172/5).
[4]) صحيح : [الإرواء 1042]، خ (1997/242/4).
[5]) إرشاد الساري.
[6]) صحيح : [الإرواء 1044]، هق (168/5).
*) به نقل از (إرشاد الساري) و زيادي آيه.ذبح در حج

1- ذبح تمتع و قرآن:
اين ذبح به کسي که به حج تمتع يا حج قرآن احرام بسته واجب است. به دليل فرموده خداوند متعال : 
) فَمَن تَمَتَّعَ بِالعُمرَةِ إلَي الحَجِّ فَمَا استَيسَرَ مِنَ الهَديِ، فَمَن لَم يَجِد فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ فِي الحَجِّ وَ سَبعَةٍ إِذَا رَجَعتُم((بقره : 192)

«پس کسي که از عمره بهره‌مند گردد سپس حج را آغاز کند آنچه از هدي ميسر شد (ذبح مي‌کند و به فقراي آنجا مي‌دهد) وکسي که (هدي يا بهاي آنرا) نيابد، سه روز در (ايام) حج و هفت روز هنگامي که بازگشت (به خانه و کاشانه خود) بايد روزه بگيرد».

2- ذبح (دم) فديه :
اين ذبح هنگامي بر حاجي واجب مي‌گردد که سرش را به سبب بيماري يا ناراحتي ديگر بتراشد، به دليل فرموده خداوند متعال : 
) فَمَن کَانَ مِنکُم مَرِيضاً أو بِهِ أذيً مِن رَأسِهِ فَفِديَةٌ مِن صِيَامٍ أو صَدَقَةٍ أو نُسُکٍ ((بقره : 196)

«و اگر کسي از شما بيمار شد يا ناراحتي در سر داشت (به سبب زخم يا سردرد و بيماري‌هاي ديگر و ناچار شد موي سرش را بتراشد بايد که) فديه بدهد از قبيل (سه روز) روزه يا صدقه و يا حيوان (که بايدذبح شود و در ميان فقراء تقسيم شود)».

3- ذبح (دم) جزاء :
اين ذبح هنگامي بر محرم واجب مي‌گردد که حيواني را از حيوانات خشکي شکار کند، اما صيد حيوانات دريايي چيزي را بر محرم واجب نمي‌کند (در اين باره قبلاً بحث شد).

4- ذبح (دم) احصار :
اين ذبح هنگامي بر شخص واجب مي‌گردد که از کامل کردن مناسک حج به سببي مانند بيماري، دشمن و غيره، بازداشته شود، البته اين در حال