 به مسجد قباء رفته و به پيروي از پيامبر ص در آنجا نماز بخواند؛ چون در حديث آمده : (کان عليه الصلاة و السلام يتعاهده بالزيارة ماشيا و راکبا، و يأتيه يوم السبت فيصلي فيه رکعتين)[1] «پيامبر ص پياده و سواره پاي‌بند رفتن به مسجد قباء بود و روزهاي شنبه به آنجا مي‌رفت و دو رکعت نماز مي‌خواند».

در حديثي ديگر مي‌فرمايد : (من تطهر في بيته ثم أتي مسجد قباء فصلي فيه، کان له کأجر عمرة)[2] «کسي که در خانه‌اش وضو بگيرد سپس به مسجد قباء رفته و در آن نماز بخواند، پاداش يک عمره را دريافت مي‌نمايد».

بقيع و أحد
بقيع مقبره مسلمانان در مدينه است که گروه زيادي از اصحاب در آن دفن شده‌اند و تا امروز نيز مسلمانان در آن دفن مي‌شوند و بسياري از آنها کساني هستند که به اميد مردن در مدينه و دفن در بقيع به آنجا مي‌روند.

پيامبرr فرمودند : (أحد جبل يحبنا و نحبه)[3] «أحد کوهي است که ما را دوست دارد و ما هم آن را دوست داريم». در کنار آن هفتاد و اندي شهيد، از شهداي غزوه‌اي که در اطراف آن به وقوع پيوست، دفن شده‌اند. اين غزوه به نام آن کوه (غزوه احد) نام گرفته است.

پس هرگاه کسي به مدينه رفت اشکالي ندارد بقيع يا شهداي أحد را زيارت کند؛ چون پيامبر ص در آغاز از زيارت قبور نهي کرد، سپس به منظور بيادآوردن آخرت و عبرت گرفتن از کساني که در آنجا دفن شده‌اند، به آن اجازه داد. ولي بايد از تبرک جستن به قبور و استغاثه از مردگان و شفيع قراردادن و توسل کردن به آنان خودداري شود.

بالا رفتن و نماز خواندن در محلي از کوه احد که گفته مي‌شود محل نماز پيامبر ص بوده، يا بالا رفتن به آن جهت تبرک، يا بالا رفتن به کوه رماه جهت جستجوي آثار صحابه؛ و از اين قبيل اعمال، هيچ مشروعيتي نداشته و مستحب نيست، بلکه از امور مستحدثه‌اي است که شرع از آنها نهي کرده است. در اين باره عمر رض مي‌گويد : (إنما هلک من کان قبلکنم بتتبعهم آثار أنبياءهم) «کساني که قبل از شما بودند به سبب جستجوي آثار پيامبرانشان به هلاکت رسيدند». پس بايد سخن عمرt براي ما قانع‌کننده و فصل‌الخطاب باشد.

زيارتگاه‌ها
در مدينه منوره اما کني هست که بعنوان زيارتگاه شناخته مي‌شوند مانند هفت مسجد نزديک محل وقوع غزوه خندق، مسجد قبلتين، بعضي چاهها، مسجد غمامه و مساجدي که به ابوبکر و عمر و عايشه رض جميعاً نسبت داده مي‌شود. تخصيص اين اماکن به زيارت مشروع نيست و زيارت‌کننده اين اماکن نبايد گمان کند که با زيارت آنها اجر و ثواب بيشتري دريافت مي‌کند؛ چون جستجوي آثار انبياء و صالحين سبب هلاکت امت‌هاي قبل از ما شده است، و براي مسلمانان شايسته نيست که با سنت نبوي و روش اصحاب مخالفت کنند؛ 
.......................
[1]) متفق عليه : خ (1193، 1194/69/3)، م (1399/1016/2)، د (2024/25/6)، نس (37/3).
[2]) صحيح : [ص. جه 1160]، جه (1412/453/1).
[3]) متفق عليه : خ (4083/377/7)، م (1393/1011/2).دو تذکر بسيار مهم 
 
1- بسياري از حجاج بر اين حريص‌اند که ماندنشان در مدينه بيشتر از روزهايي باشد که در مکه بوده‌اند در حالي که يک نماز در مسجدالحرام با صدا هزار نماز در ساير مساجد برابري مي‌کند اما يک نماز در مسجدالنبي برابر با هزار نماز در ساير مساجد است و اين تفاوت بزرگ در فضيلت بين نماز در مکه و نماز در مدينه دليلي روشن براي حجاج است تا ماندنشان در مکه بيشتر از مدينه باشد.

2- بسياري از حجاج گمان مي‌کنند که زيارت مسجدالنبي جزو مناسک حج است و به اين خاطر به همان اندازه که بر مناسک حج حريصند بر زيارت مسجدالنبي هم حرص مي‌ورزند به طوري که اگر کسي حج کند و به مدينه نرود به نظر آنان حجش ناقص است.

در اين باره احاديثي موضوع و دروغين را هم روايت مي‌کنند مثل حديث (من حج فلم يزرني فقد جفاني) «کسي که حج کند و (قبر) مرا زيارت ننمايد، به من جفا کرده است». در حالي که حقيقت برخلاف پندار آنان است؛ چون زيارت مسجدالنبي سنتي است که پيامبر ص به نماز خواندن در آن تشويق کرده است و هيچ ربطي به حج ندارد، و زيارت مسجدالنبي از شروط صحت و حتي کمال حج نيست، البته در ذات خود عملي مشروع است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:216.txt">حکم ازدواج</a><a class="text" href="w:text:217.txt">چه زناني براي ازدواج بهتر هستند </a><a class="text" href="w:text:218.txt">چه مرداني براي ازدواج بهتر هستند </a><a class="text" href="w:text:219.txt">ديدن زني كه قصد خواستگاري او را دارد</a><a class="text" href="w:text:220.txt">خواستگاري</a><a class="text" href="w:text:221.txt">عقد ازدواج</a><a class="text" href="w:text:222.txt">وجوب اجازه خواستن از زن </a><a class="text" href="w:text:223.txt">خطبه ازدواج</a><a class="text" href="w:text:224.txt">تبريک گفتن ازدواج </a><a class="text" href="w:text:225.txt">مهريه</a><a class="text" href="w:text:226.txt">چه وقت مستحب است عروس به خانه شوهر برود؟</a><a class="text" href="w:text:227.txt">آنچه هنگام زفاف مستحب است</a><a class="text" href="w:text:228.txt">وجوب وليمه</a><a class="text" href="w:text:229.txt">وجوب حضور در وليمه و  آداب آن</a><a class="text" href="w:text:230.txt">دف زدن و آواز مباح در مراسم عروسي</a><a class="text" href="w:text:231.txt">معاشرت نيكو با زنان و عدالت ميانشان</a><a class="text" href="w:text:232.txt">مرد با چند زن مي‌تواند ازدواج کند؟</a><a class="text" href="w:text:233.txt">زناني که ازدواج با آنان حرام است</a><a class="text" href="w:text:234.txt">ازدواج هاي فاسد</a><a class="folder" href="w:html:235.xml">حقوق زوجين</a><a class="text" href="w:text:239.txt">اختلافات زوجين</a><a class="text" href="w:text:240.txt">علاج نافرماني زن </a><a class="text" href="w:text:241.txt">علاج نافرماني مرد</a><a class="text" href="w:text:242.txt">راه حل اختلافات زوجين</a><a class="text" href="w:text:243.txt">حلال کرده  ي خداوند را حرام مي‌کني؟</a><a class="text" href="w:text:244.txt">ايلاء</a><a class="text" href="w:text:245.txt">ظهار</a><a class="folder" href="w:html:246.xml">طلاق</a><a class="text" href="w:text:249.txt">خلع</a><a class="text" href="w:text:250.txt">عده</a><a class="text" href="w:text:251.txt">حضانت</a></body></html>حکم ازدواج:

ازدواج از مؤکدترين سنتهاي پيامبران است. خداوند متعال مي‌فرمايد : 
) وَلَقَد أرسَلنَا رُسُلاً مِن قَبلِکَ وَجَعَلنَا لَهُم أزوَاجاً وَ ذُرِيَّةً (  (رعد : 38)
«و ما پيش از تو پيامبراني را فرستاده‌ايم و زنان و فرزنداني بديشان داده‌ايم».
ترک ازدواج بدون عذر مکروه است؛ به دليل حديث انس بن مالک : (جاء ثلاثة رهط إلي بيوت أزواج النبي ص يسألون عن عبادة النبي ص، فلما أخبروا کأنهم تقالوها، فقالوا، و أين نحن من رسول الله ص قد غفرله ما تقدم من ذنبه و ما تأخر، فقال أحدهم : أما أنا، فأنا أصلي الليل أبدا، و قال الآخر : أنا أصوم الدهر و لاأفطر، و قال الآخر : أنا أعتزل النساء فلا أتزوج أبدا، فجاء رسول الله ص فقال : أنتم الذين قلتم کذا و کذا؟ أما والله إني لأخشاکم لله، و أتقاکم له، و لکني أصوم و أفطر و أصلي و أرقد، و أتزوج النساء فمن رغب عن سنتي فليس مني)[1] «سه نفر به خانه يکي از همسران پيامبر ص آمدند تا از عبادت او سؤال کنند. وقتي که از عبادتش آگاه شدند انگار آنرا کم دانستند و گفتند : ما کجا و پيامبر ص کجا؟! خداوند گناهان گذشته و آينده او را بخشيده است، پس يکي از آنها گفت : من تمام شب را نماز مي‌خوانم، ديگري گفت : من هم تمام سال را روزه مي‌گيرم، و افطا