ر نمي‌کنم، سومي گفت : من هم از زنان کناره‌گيري کرده و تا أبد ازدواج نمي‌‌کنم. پيامبر ص آمد و فرمود : شما بوديد که چنين و چنان گفتيد؟ قسم به خدا من از همه شما بيشتر از خدا مي‌ترسم و ازهمه شما با تقواترم، ولي با وجود اين روزه مي‌گيرم و افطار مي‌کنم، نماز مي‌خوانم و مي‌خوابم و با زنان ازدواج مي‌کنم؛ پس کسي که از سنت من روي گرداند از من نيست».

کسي که توانايي ازدواج دارد و با ترک آن از ارتکاب گناه مي‌ترسد، بر او واجب است ازدواج کند.

«چون زنا و هر آنچه به آن منجر شود و مقدمه آن باشد حرام است، پس اگر کسي ترس ارتکاب اين کار حرام را داشته باشد، بر او واجب است که آنرا از خود دور کند اگر اين حالت جز با ازدواج برطرف نشود، ازدواج بر او واجب مي‌شود».[2]

کسي که به ازدواج رغبت دارد ليکن توانايي آن را ندارد، بايد روزه بگيرد به دليل حديث اين مسعود که گفت : پيامبر ص به ما فرمود : (يا معشر الشباب من استطاع منکم الباءة فلتزوج، فإنه أغض للبصر و أحصن للفرج، و من لم يستطع فعليه بالصوم، فإنه له وجاء)[3]«اي جماعت جوانان هر کس از شما توانايي ازدواج را دارد ازدواج کند؛ زيرا ازدواج بهتر چشم را (از حرام) مي‌پوشاند و بهتر فرج را (از حرام) محافظت مي‌کند، و کسي که نتوانست (ازدواج کند) بايد روزه بگيرد؛ چون روزه شهوت جنسي او را کم مي‌کند».
.........................
[1]) متفق‌عليه : خ اين لفظ بخاري است (5063/104/9)، م (1401/102/2)، نس (60/6).
[2]) السيل الجرار (243/2).
[3]) متفق عليه : خ (5066/112/9)، م (1400/1018/2)، د (2031/39/6)، ت (1087/272/2)، نس (56/6)، جه (1845/592/1).چه زناني براي ازدواج بهتر هستند 

کسي که مي‌خواهد ازدواج کند، بايد تلاش کند زني را انتخاب نمايد که داراي صفات زير باشد :
1- ديندار باشد : به دليل حديث ابوهريره از پيامبر ص که فرمود : (تنکح المرأة لأربع : لمالها، و لحسبها و لجمالها، و لدينها، فاظفر بذات الدين تربت يداک)[1]

«زن بخاطر چهار چيز براي ازدواج انتخاب مي‌شود : مال و دارائي، اصل و نسب، زيبائي و ديانت؛ پس زن ديندار را انتخاب کن، دستهايت خاک‌آلوده شود».

2- دوشيزه (بکر) باشد، مگر اينکه برايش در انتخاب بيوه مصلحتي وجود داشته باشد؛ به دليل حديث جابر بن عبدالله : (تزوجت امرأة في عهد رسول الله ص فلقيت النبي ص، فقال يا جابر، تزوجت؟ قلت : نعم، قال : بکر أم ثيب؟ قلت : ثيب، قال : فهلا بکرا تلاعبها؟ قلت يا رسول الله إن لي أخوات، فخشيت أن تدخل بيني و بينهن، قال : فذاک إذن، إن المرأة تنکح علي دينها و مالها و جمالها، فعليک بذات الدين تربت يداک)[2] «در زمان پيامبر ص با زني ازدواج کردم، پس از آن با پيامبر ص ملاقات کردم، فرمود اي جابر، آيا ازدواج کرده‌اي، گفتم : بله، فرمود : دوشيزه يا بيوه؟ گفتم بيوه، فرمود : چرا با دختري ازدواج نکردي تا با او بازي کني؟ گفتم اي رسول خدا! من چند خواهر دارم و بيم داشتم که (اگر دوشيزه باشد با سن کم خود) بين من و آنان جداي بياندازد، پيامبرr فرمود : پس اينطور!. زن به خاطر دين، مال و زيبايي‌اش براي ازدواج انتخاب مي‌شود، پس ديندار را انتخاب کن، دستهايت خاک‌آلوده شود».

3- زياد بچه‌زا باشد : به دليل حديث انس که پيامبر ص فرمود :
(تزوجوا الودود الولود فإني مکماثر بکم الأمم)[3] «با زنان محبت‌گر و بچه‌‌زا ازدواج کنيد؛ چون من در ميان امت‌ها به کثرت شما افتخار مي‌کنم».
.......................
[1]) متفق عليه : خ (5090/132/9)، م (1466/1086/2)، د (2032/42/6)، جه (1858/597/1)، ش (68/6).
[2]) متفق عليه : م (715/1087/2)، اين لفظ مسلم است و اين حديث با شبيه اين لفظ و حذف جمله آخر روايت شده در : خ (5079/121/9)، د (2033/43/6)، ت (1106/280/2)، جه (1860/598/1)، نس (65/6) نسائياين حديث و زيادي را با لفظ مسلم روايت کرده است.
[3]) صحيح : [ص. ج 2940]، [الإرواء 1784]، د (2035/47/6]، نس [65/6].چه مرداني براي ازدواج بهتر هستند

همانطور که مرد حق دارد زني را انتخاب کند که داراي صفات مذکور باشد، بر ولي زن نيز واجب است که مردي صالح براي ازدواج او انتخاب نمايد به دليل حديث ابوحاتم مزني : (إذا جاءکم من ترضون دينه و خلقه فأنکحوه، إلا تفعلوا تکن فتنة في الأرض و فساد کبير)[1] «هرگاه کسي (براي خواستگاري) نزد شما آمد که از دين و اخلاقش راضي بوديد (دخترتان را) به ازدواج او درآوريد؛ چون اگر اين کار را نکنيد، در زمين فتنه و فساد بزرگي روي خواهد داد».

اشکالي ندارد کسي ازدواج با دختر يا خواهرش را به اهل خير پيشنهاد کند؛ به دليل حديث ابن عمر : (أن عمر بن الخطاب حين تأيمت حفصة بنت عمر من خنيس بن حذافة السهمي، و کان من أصحاب رسول الله ص فتوفي بالمدينة فقال عمر بن الخطاب : أتيت عثمان بن عفان فعرضت عليه حفصة، فقال : سأنظر في أمري فلبثت ليالي، ثم لقيني فقال : قد بدا لي أن لاأتزوج يومي هذا. قال عمر : فلقيت أبابکر الصديق. فقلت : ان شئت زوجتک حفصة بنت عمر، فصمت أبوبکرکف فلم يرجع إلي شيئا، و کنت أوجد عليه مني علي عثمان، فلبثت ليالي، ثم خطبها رسول الله ص فأنحکتها إياه، فلقيني أبوبکر فقال : لعلک وجدت علي حين عرضت علي حفصة فلم أرجع إليک شيئا؟ قال عمر : قلت نعم : قال أبوبکر : فإنه لم يمنعني أن أرجع إليک فيما عرضت علي إلا أني کنت علمت أن رسول الله ص قد ذکرها، لم أکن لأفشي سر رسول الله ص، و لو ترکها رسول الله ص قبلتها)[2] «وقتي که خنيس بن حذافه سهمي همسر حفصه بنت عمر – يکي از اصحاب پيامبر ص - در مدينه فوت کرد و حفصه بيوه ماند عمر بن خطاب گفت : نزد عثمان بن عفان رفتم و پيشنهاد ازدواج حفصه را به او دادم، عثمان گفت درباره آن فکر مي‌‌کنم، چند شب منتظر ماندم سپس مرا ديد و گفت : به اين نتيجه رسيده‌ام که فعلاً ازدواج نکنم، عمر گفت : ابوبکر صديق را ديدم به او گفتم اگر بخواهي حفصه بنت عمر را به ازدواج تو درمي‌آورم. ابوبکر ساکت شد و هيچ جوابي به من نداد، از ابوبکر بيشتر عصباني شدم تا از عثمان، چند شبي منتظر ماندم تا اينکه پيامبر ص از او خواستگاري کرد، پس حفصه را به ازدواج پيامبر ص درآوردم. بعد از آن ابوبکر مرا ديد و گفت : شايد بخاطر رد پيشنهاد ازدواج با حفصه از من عصباني شده‌اي؟ عمر گفت : بله، ابوبکر گفت : به اين دليل پيشنهاد شما را رد کردم چون مي‌دانستم پيامبر ص درباره او (حفصه) سخن گفته است و من نخواستم راز پيامبر ص را فاش کنم و اگر پيامبر ص از او صرف‌نظر مي‌کرد، من آنرا قبول مي‌کردم».
.........................
[1]) صحيح : [ص. ت 866]، ت (1091/274/2).
[2]) صحيح : [ص. نس 3047]، خ (5122/175/9)، نس (77/6).نگاه به زني که قصد خواستگاري او را دارد جايز است 

اگر کسي قصد خواستگاري زني را داشته باشد، مي‌تواند قبل از آنکه به خواستگاري او برود و او را نگاه کند، به دليل حديث محمد بن مسلمه که گفت : از زني خواستگاري کردم و مي‌خواستم مخفيانه او را نگاه کنم تا اينکه او را در باغ خرمايش ديدم، به من گفته شد آيا در حالي که يار و همراه پيامبر ص هستي اين کار را انجام مي‌دهي؟ گفت : از پيامبر ص شنيده‌ام که مي‌فرمود : (إذا ألقي الله في قلب امري خطبة امرأة، فلابأس أن ينظر إليها)[1] «اگر خداوند خواستگاري زني را به قلب کسي القا کرد، باکي نيست که به ا