ائشه دعوت کردم، آمد و کنار نشست، سپس ظرفي بزرگ از شير آورده شد، پيامبر ص از آن خورد و به عائشه داد، عائشه سرش را پايين انداخت و شرم کرد، اسماء گويد : بر سر او داد زدم و گفتم ظرف شير را از دست پيامبر ص بگير. اسماء گويد :عائشه شير را گرفت وکمي از آن را خورد».

يکي ديگر از سنت‌هاي زفاف اين است که داماد دستش را روي پيشاني همسرش قرار دهد و بسم الله بگويد و از خدا طلب برکت کند و دعايي را که در حديث زير آمده است بخواند : 

پيامبر ص فرمود :
(إذا تزوج أحدکم امرأة، أو اشتري خادما، فليأخذ بناصيتها، وليسم الله عزوجل و ليدع بالبرکة، و ليقل : اللهم إني أسألک من خيرها وخير ما جبلتها عليه، و أعوذ بک من شرها و شر ما جبلتها عليه)[2]. «هرگاه يکي از شما زني را به ازدواج خود درآورد يا خادمي را خريد، دست بر پيشاني‌اش بگذارد و بسم الله بگويد و براي او از خدا طلب برکت کند، و بگويد : (اللهم إني أسألک من خيرها و خيرما جبلتها عليه، و أعوذ بک من شرها و شرما جبلتها عليه) يعني : خداوندا! خير او و خير آنچه در او آفريده‌اي را از تو مي‌خواهم و به تو از شر او و شر آنچه در او آفريده‌اي پناه مي‌برم».

سنت است دو رکعت نماز با هم بخوانند چون اين کار از سلف نقل شده و دو اثر در اين باره آمده است : 

1- از ابوسعيد مولاي ابوأسيد روايت است : (تزوجت و أنا مملوک فدعوت نفرا من أصحاب النبي ص فيهم ابن مسعود و أبوذر وحذيفة، قال : و أقيمت الصلاة، قال : فذهب أبو ذر ليتقدم، فقالوا : إليک قال : أو کذلک؟ قالوا : نعم، قال : فتقدمت بهم و أنا عبد مملوک، و علموني، فقالوا : إذا دخل عليک أهلک فصل رکعتين، ثم سل الله من خير ما دخل عليک، و تعوذ به من شره ثم شانک و شأن أهلک)[3] «در حاليکه برده بودم ازدواج کردم، جماعتي از اصحاب پيامبر ص را دعوت نمودم که در ميان آنان ابن مسعود، ابوذر و حذيفه حضور داشتند، (ابوسعيد) گويد : براي نماز اقامه گفته شد، ابوذر جلو رفت تا پيشنماز شود. (به من) گفتند : تو امامت کن، (ابوسعيد) گفت : من امامت کنم؟ گفتند بله، گفت : در حالي که برده بودم امام شدم، آنان به من ياد دادند و گفتند : هرگاه همسرت بر تو وارد شد، دو رکعت نماز بخوان سپس از خداوند خير آنچه به خانه تو وارد شده را بخواه و از شر او به خداوند پناه ببر سپس به کار خود و خانواده‌ات مشغول شو».

2- از شقيق روايت است که مردي بنام ابو حريز آمد و گفت : من با دختري جوان ازدواج کرده‌ام و مي‌ترسم که کينه مرا به دل بگيرد، عبدالله بن مسعود گفت : (إن الإلف من الله والفرک من الشيطان يريد أن يکره إليکم ما أحل الله لکم، فإذا أتتک فأمرها أن تصلي وراءک رکعتين) «الفت از خداوند و کينه از شيطان است که مي‌خواهد آنچه که خداوند براي شمال حلال کرده را بد جلوه دهد، پس هرگاه همسرت نزد تو آمد به او بگو که پشت سرت دو رکعت نماز بخواند»، در روايتي ديگر از ابن مسعود آمده است : و بگو : (اللهم بارک لي في أهلي و بارک لهم في، اللهم اجمع بيننا ما جمعت بخير و فرق بيننا إذا فرقت إلي خير)[4] «خداوندا! اهل وعيالم را برايم مبارک گردان و مرا نيز براي آنها مبارک گردان. خداوندا! تا آنگاه که در باهم بودن ما خير هست، ما را با هم جمع کن، و هرگاه در جدايي‌مان خير باشد بين ما جدايي بيافکن».

سنت است که در هنگام آميزش بگويد : (بسم الله اللهم جنبنا الشيطان و جنب الشيطان ما رزقتنا) «به نام خدا، خداوندا! شيطان را از ما و از آنچه به ما عطا مي‌کني دور بگردان»، پيامبرr فرمود : (فإن قضي بينهما ولد لن يضره الشيطان أبدا)[5] «اگر کودکي از آن دو متولد شود، شيطان هرگز به او ضرر نمي‌رساند».

مرد مي‌تواند در محل نسل، و از هر طرفي که بخواهد، از جلو يا از پشت (فقط در محل نسل)، با همسرش آميزش کند. خداوند متعال مي‌فرمايد : 

) نِسَاؤُکُم حَرثٌ لَکُم فَأتُوا حَرثَکُم أنَّي شِئتُم ((بقره: 223)
«زنان شما محل بذرافشاني شما هستند پس از هر راهي که مي‌خواهيد به آن محل درآييد».
(و زناشويي نمائيد به شرط آنکه از موضع نسل تجاوز نکنيد) يعني هر طور که خواستيد از جلو يا از عقب (به شرطي که در محل نسل باشد).

از جابر رض روايت است : (کانت اليهود تقول، أذا أتي الرجل امرأته من دبرها في قبلها کان الولد أحول فنزلت: ) نِسَاؤُکُم حَرثٌ لَکُم فَأتُوا حَرثَکُم أنَّي شِئتُم ([6] «يهود مي‌گفتند : اگر مردي از پشت در محل نسل با همسرش جماع کند، بچه احول (چپ چشم) خواهد شد، پس اين آيه نازل شد : ‌) نِسَاؤُکُم حَرثٌ لَکُم فَأتُوا حَرثَکُم أنَّي شِئتُم ( «زنان شما محل بذرافشاني شما هستند پس از هر راهي که مي‌خواهيد به آن درآئيد (به شرط آنکه از موضع نسل تجاوز نکنيد)».

از ابن عباس روايت است : (کان هذا الحي من الأنصار و هم أهل وثن مع هذا الحي من يهود و هم أهل کتاب و کانوا يرون لهم فضلا عليهم في العلم، فکانوا يقتدون بکثير من فعلهم، و کان من أمر أهل الکتاب أن لايأتوا النساء إلا علي حرف، و ذلک أستر ماتکون المرأة، فکان هذا الحي من الأنصار قد أخذوا بذلک من فعلهم، و کان هذا الحي من قريش يشرحون النساء شرحا منکرا، و يتلذذون منهن مقبلات ومدبرات و مستلقيات، فلما قدم المهاجرون المدينة، تزوج رجل منهم امرأة من الأنصار فذهب يصنع بها ذلک، فأنکرته عليه و قالت : إنما کنا نؤتي علي حرف، فاصنع ذلک و إلا فاجتنبي، حتي شري أمرها. فبلغ ذلک رسول اللهr فأنزل الله عزّوجلّ ) نِسَاؤُکُم حَرثٌ لَکُم فَأتُوا حَرثَکُم أنَّي شِئتُم ( أي مقبلات و مدبرات و مستلقيات، يعني بذلک موضع الولد)[7] «اين قبيله انصار که بت‌پرست بودند با اين قبيله يهود که اهل کتاب بودند در يک جا زندگي مي‌کردند، انصار آنان را در علم بر خودشان برتر مي‌دانستند، و در کارهايشان بهآنها اقتدا مي‌کردند، يکي از کارهاي اهل کتاب اين بود که با همسرانشان از پهلو جماع مي‌کردند که در اين حالت زن پوشيده‌تر است و اين قبله از انصار در اين کار از آنها تقليد مي‌کردند ولي قريش زنانشان را در هنگام نزديکي بيش از حد پهن مي‌کردند و از جلو و عقب و پهلو (فقط در محل نسل) از آنها لذت مي‌بردند. وقتي مهاجرين به مدينه آمدند مردي از آنان با زني از انصار ازدواج کرد و خواست اين کار (پهن کردن) را با او انجام دهد، زن اين کار او ناپسند دانست و گفت : رسم ما بر اين است که از پهلو نزديکي شود، تو هم اين کار را بکن، در غير اين صورت از من کناره گير. اين جريان بزرگ شد تا اينکه به پيامبر ص رسد و خداوند عزوجل اين آيه را نازل کرد : ) نِسَاؤُکُم حَرثٌ لَکُم فَأتُوا حَرثَکُم أنَّي شِئتُم ( زنان شما محل بذرافشاني شما هستند پس از هر راهي که مي‌خواهيد (از جلو و عقب و پهلو که منظور محل نسل است) به آنان درآييد».

براي مرد حرام است که در غير محل نسل با همسرش جماع کند؛ چون پيامبر ص فرمود : (من أتي حائضا أو امرأة في دبرها أو کاهنا فصدقه بما يقول، فقد کفر بما أنزل علي محمد)[8] «هر کسي با حائضي يا با زني در غير محل نسل جماع کند يا نزد کاهني برود و او را تصديق نمايد، به آنچه بر محمد نازل شده کفر ورزيد